پایگاه قرآنی دانشگاهی ایحا 6 دی 1399 ساعت 13:40 http://ihaa.ir/vdcg3n9q.ak9qt4prra.html -------------------------------------------------- عنوان : كتاب «جريان شناسي مطالعات قرآن معاصر» در دانشكده علوم قرآني زاهدان نقد شد -------------------------------------------------- جلسه مجازي نقد كتاب «جريان شناسي مطالعات قرآن معاصر» نوشته دکتر علي شريفي در دانشكده علوم قرآني زاهدان برگزار شد. متن : به گزارش ایحا، جلسه مجازي نقد كتاب جريان شناسي مطالعات قرآن معاصر نوشته آقاي دکتر علي شريفي با حضور دكتر ناظمي، عضو هيئت علمي و معاون دانشکده علوم قرآنی زاهدان به عنوان ناقد برگزار شد. دکتر ناظمی اظهار کرد: درس جریان شناسی مطالعات قرآنی معاصر از جمله دروس جدیدی است که در بازنگری سرفصل رشته علوم قرآن و حدیث به این سرفصل اضافه شده است. وی ضمن تقدیر از دست اندرکاران این بازنگری، اضافه شدن این درس در کنار عناوینی مثل تاریخ استشراق و مراکز پژوهش قرآن و حدیث در ایران و جهان را از امتیازان سرفصل جدید شمرد؛ که می تواند نقش موثری در آشنا کردن دانشجویان رشته علوم قرآن و حدیث با مباحث نوین مطالعات قرآنی و حدیثی در دوران جدید داشته باشد. ناظمی افزود: کتاب جریان شناسی مطالعات قرآنی معاصر اخیراً (در پاییز 99) از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به عنوان منبع درسی به همین نام و توسط دکتر علی شریفی (هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) نوشته شده است. وی در ادامه به بیان نقاط قوت و ضعف این کتاب پرداخت و بیان کرد: از جمله نقاط قوت این کتاب پيشگامی نويسنده براي نوشتن كتابي علمي در بحث جديد است؛ که ظاهراً تاکنون کتابی حتی به زبان های عربی و انگلیسی هم برای این عنوان نوشته نشده است. همچنین كتاب به شكل درسنامه نگارش شده و در اين زمينه فهرست منابع از ارزش بالايي برخوردار است. چراكه اين كتاب شامل 187 منبع است، كه 17 منبع آن غير فارسي و بقیه آنها فارسی و عربي مي باشد. عضو هیأت علمی دانشکده علوم قرآنی زاهدان در خصوص نقاط ضعف كتاب گفت: ازجمله مهمترين نقدهاي وارده بر اين كتاب، چينش مطالب كتاب برعكس سرفصل آموزشي و مصوّب درس است. طبق سرفصل، ابتدا باید مطالعات قرآني در غرب معرفی شود و در ادامه مطالعات قرآني در جهان اسلام طرح گردد، اما در كتاب به عكس عمل شده و 8 فصل نخست به معرفی پژوهش های معاصر قرآن پژوهان مسلمان اختصاص یافته و سپس در ادامه، مطالعات قرآن پژوهان غربی بیان شده است. نادرستی این چینش به این دلیل است که ظاهراً مطالعات قرآني معاصر از طرف غربي ها آغاز شده و آثار مسلمانان در دوران معاصر، يا ترجمه پژوهش های غربیان، يا متاثّر از کارهای ایشان و یا در نقد دستاوردهای خاورشناسی است. مطالعات قرآنی معاصر در غرب، حداقل از نيمه دوم قرن 19 و در ادامه فعاليتهاي خاورشناسان که از قرن های گذشته همچنان ادامه داشت ـ آغاز شد. آثار قرآن پژوهان معاصر مسلمان به تقلید از غربیها یا حتی آثاری که در نقد دستاوردهای خاورشناسی از طرف مسلمانان نوشته شد، حدوداً از نيمه اول قرن 20 (حدود يك قرن بعد) و فعاليتهاي قرآني مستقل ایشان از نيمه دوم قرن 20 آغاز شده است. وی همچنین بیان کرد: از دیگر نقاط ضعف می توان گفت: مقدمه كتاب قوت لازم را ندارد. هر نوشته ای حتي غير علمي، اگر مقدمه خوبي داشته باشد كار خواننده را در مراجعه به كتاب آسان تر مي کند. در مقدمه معمولاً از چرايي و انگیزه نگارش کتاب، سابقه تاريخي بحث و شیوه گردآوری داده ها و روش پژوهش یاد می شود؛ اما به جز اشاره مختصر نویسنده به برخی کتاب های پدیدآمده در موضوع کتاب، سایر نکات بیان نشده است. به علاوه اینکه، درباره مقدم کردن معرفی قرآنشناسی مسلمانان بر غربیان هم توضیحی داده نشده است. ناظمی نپرداختن به مفهوم شناسی کلیدواژه های اصلی بحث را از دیگر نقاط ضعف کتاب عنوان کرد و افزود: در نوشته های علمی مرسوم است که در آغاز بحث، کلیدواژه های عنوان مفهوم شناسی می شود و سپس عنوان بحث به صورت کلی تبیین و جایگاه و پیشینه آن توضیح داده می شود. جای خالی این بحث در سراسر کتاب به ویژه مقدمه احساس می شود. وی همچنین عنوان کرد: در اين كتاب مراجعه به منابع اصلی و دست اول کمتر ديده مي شود. همچنین به نظر می رسد، تتبع لازم و مراجعه به تمام یا بیشتر منابع موجود در معرفی جریان های قرآن پژوهی معاصر، کمتر از حدّ انتظار است. در یک کتاب علمی که مخاطب اصلی آن اساتید و دانشجویان هستند، بایسته است به منابع دست اول که بیشتر آنها در دسترس است رجوع و مطالب مستقیماً از آنها نقل می شد، اما در موارد متعدد، این نکته مغفول مانده است (مثلاً در صفحه 15 پانوشت اول، مطلبي از كتاب شيعه در اسلام علامه طباطبايي به نقل از کتاب جریان شناسی قرآن بسندگی نقل شده است). لحاظ نشدن سیر منطقی در معرفی جریان های قرآنی، دگیر عنوان مطرح شده از سوی دکتر ناظمی به عنوان ضعف های اصلی کتاب جريان شناسي مطالعات قرآن معاصر بود. وی در این خصوص اظهار کرد: اگر صحبت از جریان شناسی است، حداقل انتظار، پرداختن به مباحثی نظیر مفهوم شناسی آن جریان خاص، بیان مختصر تاریخچه و بسترهای شکل گیری، اهمّ مبانی و دلایل طرفداران و معرفی چهره های شاخص آن جریان است. اما این انتظار عموماً در معرفی جریان های مورد بحث دیده نمی شود. در نتیجه، انتظار خواننده برای دریافت حداقل داده ها پیرامون جریان های قرآن پژوهی معاصر برآورده نشده است. برای مثال، در فصل 1 (جریان خودبسندگی معنایی قرآن) و فصل 2 (جریان قرآنیون)، نه تنها مفهوم شناسی و تاریخچه این دو جریان مهم معاصر کمتر از حدّ انتظار است، بلکه مبانی و دلایل طرفداران نیز به صورت منقّح بیان نشده و حجم زیادی از مطالب به مباحث غیرضرور اختصاص یافته است. همچنین می توان از جریان تاریخ قرآن-نویسی نزد قرآن پژوهان معاصر یاد کرد؛ که به رغم اختصاص یک فصل به آن، بیشتر حجم مطالب به معرفی شناسنامه ای شماری از کتاب های تاریخ قرآن اختصاص یافته است. یا در فصل هفتم (نمایه سازی)، با توجه به تأثیرپذیری آشکار معجم نویسان مسلمان ـ مثل محمد فواد عبدالباقی در المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم و همو در دلیل الآیات ـ از آثار گوستاو فلوگل آلمانی و ژول لابوم فرانسوی، این مطلب به صورت گذرا مطرح یا نادیده گرفته شده است. معاون دانشکده علوم قرآنی زاهدان در ادامه بیان کرد: اندک بودن وزن مباحث تحلیلی کتاب دیگر ضعف این کتاب است. با نظر به اشکال پیشین، اشکال مهم دیگر کتاب برخورداری اندک از مباحث تاریخی ـ تحلیلی است؛ در حالی که از یک کتاب درسی تخصصی انتظار می رود، با طرح مسأله های گوناگون علمی مرتبط با محور اصلی کتاب، ضمن درگیر کردن ذهن دانشجو با مباحث اصلی، به ارائه تحلیل های مناسب بپردازد و خواننده را هم به پیگیری بیشتر مطالب ترغیب نماید. ناقد جلسه در پایان گزینش عمده عین مطالب از منابع دیگر بدون رعایت اخلاق علمی را نیز به عنوان یکی از اصلی ترین ضعف های این کتاب عنوان کرد و گفت: از ديگر نقاط ضعف قابل تآمل اين كتاب كپي برداري است كه با اندکی دقت می توان اصل مطالب نقل شده در بیشتر مباحث کتاب را عیناً در کتاب ها یا مقالات دیگر یافت، اما نویسنده در نقل عین این مطالب با عدم استفاده از گیومه ـ که طبق موازین پژوهش، شرط اصلی برای نقل عین مطالب از دیگران است ـ به گونه ای، القا می کند که مطالب از آن اوست (مثلاً در معرفی جریان قرآنیون، مکتب تفکیک و نومعتزله). وی ضمن سپاس مجدد از زحمات نگارنده در پدید آوردن کتاب جریان شناسی مطالعات قرآنی معاصر ابراز امیدواری کرد: با توجه به نوظهور بودن بحث جریان شناسی و اینکه این کتاب در نوع خود اولین شمرده می شود، با بازنگری اساسی در ساختار و محتوای کتاب در چاپ بعدی، اشکالات به حداقل برسد و اثری شایسته تر در اختیار دانشجویان رشته علوم قرآن و حدیث قرار گیرد.