امتیاز مثبت
۰
 
موانع شكوفائي اقتصادي
موانع شكوفائي اقتصادي (بررسی موردی اسراف، موجبات فقر، ربا و رشوه)
تاریخ انتشار : شنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۴۰
کد مطلب: 1198
 
 

على غضنفرى
چکیده
شکوفائی اقتصادی تنها با حصول زمینه ها بدست نمی آید. بلکه علاوه بر بهره وری از بهترین داشته ها، بایستی موانع سر راه آن حذف و یا تضعیف گردد.
اسراف، موجباتی که فقر را تولید می کند، ربا و رشوه از اهم موانع در مسیر اعتلای اقتصادی جامعه محسوب می شوند. مقاله ای که در پیش روی دارید، به بررسی این موانع در قرآن و اخبار پرداخته وادعا دارد تاکید قرآن و متون دینی بر حذف این موانع به جهت تاثیر بسیار آنها در ایجاد انحراف اقتصادی و مانع مهم بر سر راه شکوفائی اقتصاد است. اسراف ثروت جامعه را بدون بازدهي نابود مي كند، فقير بدون تاثير مثبت در افزايش سرانه ملي، اموال جامعه را مصرف مي كند، ربا به جاي اينكه سود را در توليد جستجو كند در اصل پول جستجو مي نمايد و رشوه اعتماد را كه زمينه ساز ثبات اقتصادي است از بين مي برد و ناامني اقتصادي ميآفريند.
کلید واژه: اسلام، اقتصاد، اسراف، فقر، ربا، رشوه.

اسراف
اسراف به معناى تجاوز از حد در هر امرى است و لذا اعم است از تبذير و آن به معناى القاء بذر در زمين وضايع نمودن آن بوده و كنايه از تضييع مال مى‏باشد ، و لذا آنچه كه عوام از اسراف استفاده كرده‏اند در واقع معناى تبذير است ، چرا كه صرف مال در غير محّل خود تنها يكى از مصاديق اسراف شمرده مى‏شود و مصاديق ديگرى نيز مشمول اين لغت مى‏باشد كه شايد اهميت آنها بسيار بيشتر از تضييع مال باشد. (ر. ك مناابع لغوي).
اسراف تاثیر بسزائی در نابودی ثروت فرد و جامعه دارد. مایه های ترقی اقتصادی را از بین برده و سرانه درآمد موثر را کاهش می دهد.
برخورد قرآن كريم با اسراف و مسرفان
قرآن در مورد اسراف و مسرفان می فرماید: خدا آنها را دوست ندارد : ... اِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ. انعام ۱۴۸، مسرف قابل هدايت نيست: ... اِنَّ اللَّهَ لا يَهْدى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ. غافر ۲۸، آنان گمراه شده‏اند ... كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ. غافر ۳۴، مسرفين اهل آتش هستند: ... وَ انَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ اَصْحابُ النَّارِ. غافر ۴۳.
طبيعى است اين تعبيرات تند، تنها در خصوص خوردني و آشاميدني نيست ، بلكه هر آنچه ‏راكه از مسير تعادلى خود خارج شود و جانب افراط بگيرد، شامل مى‏شود.
در مقابل اين كلمه، واژه اقتار قرار گرفته است . قتر به معناى كاستن نفقه و حاكى از بخل درونى مى‏باشد.صفت بخل كه از اوصاف نفسانى است به وسيله اقتار بروز مى‏كند .
مصاديق اسراف
يكى از مسائل مهم در بحث اسراف ، فهم مصاديق اسراف است ، اينك به بيان موارد و مصاديق اسراف از ديدگاه اخبار و احاديث در تفسير آيات مربوطه قرآن كريم مى‏پردازيم .
۱ – اسراف درمصرف ثروت
اموال،حاصل دسترنج آدمى و بخشى از سود حاصله در مقابل از دست دادن گرانبهاترين سرمايه ، يعنى عمر است ، و لذا همانطور كه به دست آوردن آن بدون تدبير و بسادگى امكان ندارد ، صرف و خرج آن نيز بدون تدبير و برنامه منظم، به منزله هدر دادن آن مى‏باشد.
بى ترديد برخى مفاسد رايج در جهان امروزى معلول اسراف زراندوزان و ثروتمندان جهان مى‏باشد، آنانكه غنى گشتند و برنامه‏اى براى صرف صحيح پول خود نداشتند، با صرف اموال خود ، كاباره‏ها ، كلوپ ها ، ساختند و زنان و مردانى را فريفتند و مجالس هرزگى و نوازندگى و خوانندگى ترتيب دادند و حرفه‏هائى اين گونه در جامعه خلق كردند و نسل هائى را تباه نمودند. همين است كه قرآن كريم چنين اسراف كنندگانى را عامل فريب و اغواى انسان ها و در صف شياطين معرفى مى‏فرمايد: . . . وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً ، اِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا اِخْوانَ الشَّياطينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبّهِ كَفُوراً. اسراء - ۲۶ و ۲۷.
البته ثروت انسان مى‏تواند وسيله‏اى بس مهم براى تكامل وجهه معنوى او شود ، وجهه‏اى كه گاهى كمتر كسى را ياراى رسيدن به آن مى‏باشد. بر اين اساس اموال در دست بشر ، بهره عمر انسان ، سلامتى وى ، امنيت و آرامش روانى او مى‏باشد و از آنجا كه اينها همه سرمايه خدادادى مى‏باشند ، ثمره‏اش نيز، سرمايه الهى نزد بشر بوده و بايد در مسيرى كه عصيان پروردگار شمرده مى‏شود مصرف نشود.
قرآن كريم در لزوم اعتدال جسم و پرهيز از آنچه تعادل او را به هم زند مى‏فرمايد: . . . وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ. اعراف – ۳۱.
لازم به یادآوری است که اسراف و اقتار نسبى بوده و بستگى به شأن افراد دارند و چه بسا چيزى براى تهيدست اسراف شمرده شود امّا همان از ثروتمند ، اقتار باشد و يا به عكس .
مقدار انفاق
در مورد ميزان انفاق مالی، دو دسته به ظاهر متفاوت از آیات و احاديث قابل توجه و تأمل هستند.
دسته اول:
گروهى از آيات و اخبار، انفاق همه مال را ستوده‏اند و بذل تمام مايملك و حتى حوائج ضرورى را مدح نموده‏اند ،دو آيه ذيل به توصيف چنين كسانى پرداخته اند .
. . . وَ يُؤْثِرُونَ عَلى اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون. حشر ۹.
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً. انسان ۸.
در شأن نزول آيه اول آمده است روزى‏ كه سپاه اسلام بر بنى‏نضير پيروز شد ، پيامبر خدا صلى الله عليه وآله به انصار فرمود : اگر مى‏خواهيد اموالتان را با مهاجرين قسمت كنيد و در اين غنائم شريك باشيد و اگر مايليد اموالتان از آن خودتان باشد و به غنائم توجه نكنيد؟ انصار گفتند: ما اموالمان را با مهاجرين قسمت مى‏كنيم و چشم‏داشتى هم به غنائم نداريم . خداى متعال اين نيّات صادقه را ستود.
برخى ديگر مى‏گويند: آيه در شأن هفت مجروح احد نازل شد كه تشنه بودند و آب مى‏خواستند و هر كدام آب را براى ديگرى حواله مى‏داد تا اينكه همه به شهادت رسيدند و از آن آب نياشاميدند .
ابو هريره كه از رجال احاديث اهل سنّت‏است، مى‏گويد: مسكينى بر پيامبر وارد شد و گفت: گرسنه‏ام، پيامبر به مردم فرمود: كسى او را مهمان كند . على عليه السلام وى را مهمان كرد ولى او غذاى كافى در خانه نداشت ، حضرت زهرا عليها السلام بچه‏ها را به خواب نمود و حضرت امير عليه السلام چراغ را خاموش كرد و غذاى اندك را براى مهمان آوردند. آن دو صبح به‏حضور پيامبر آمدند ، حضرت به آنها تبسمى كرد و آيه را تلاوت فرمود. فضل بن حسن طبرسی- تفسير مجمع البيان - جلد ۵ - صفحه ۲۶۰.
در شأن نزول آيه دوم كه همان آيه اطعام است ، ابن عباس ضمن نقل بيماري حسنين عليهما السلام و نذر براى شفاي آنان و اعطاي افطاري به مسكين و يتيم و اسير مي گويد: روز چهارم على‏عليه السلام دست حسنين‏عليهما السلام را در دست داشت و نزد پيامبر آمدند، پيامبر ضعف جسمانى آنان را مشاهده كرد و ناراحت شد و به خانه زهرا آمد، زهرا نيز بسيار ضعيف شده بود و در محراب عبادت نشسته بودند ، در اين اثناء جبرائيل نازل و آيات سوره دهر را به پيامبر ابلاغ كرد و او را به خاطرداشتن اين خاندان تبريك گفت. فضل بن حسن طبرسی- جلد ۵ - صفحه ۴۰۴.
دسته دوم:
گروه زیادى از آيات قرآن كريم و احاديث و روايات معصومين عليهم السلام امر به اقتصاد و ميانه‏روى نموده‏اند .
وَ اَنْفِقُوا فى سَبيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِاَيْديكُمْ‏اِلَى التَّهْلُكَةِ وَ اَحْسِنُوا اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ. بقره ۱۹۵.
و در راه خدا انفاق كنيد، و با ترك آن خود را به هلاكت نيندازيد ، و نيكى كنيد كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد .
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً اِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً. اسراء ۲۹.
هرگز دستت بر گردن زنجير نكن و بيش از حد باز منما تا مورد سرزنش قرارگيرى و از كار بمانى.
در تفسير على بن ابراهيم آمده است: شأن نزول اين آيه آنجا بود كه سائلى به خانه پيامبر آمد و تقاضاى كمك كرد. وي چيزى حاضر نداشتند . سائل پيراهن پيامبر را تقاضا كرد ، و حضرت خواسته او را ردّ نفرمود. - عبد على بن جمعة عروسى حويزى - تفسير نور الثقلين - جلد ۳ - صفحه ۱۵۹.
در تفسير آيه شريفه وَ الَّذينَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفوُا وَ لَمْ يَقْتُروُا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً. فرقان ۶۷ .
عباد الرحمن كسانى هستند كه وقتى انفاق مى‏كنند اسراف و اقتار نمى‏ورزند و ميانه روى برمى‏گزينند.
كافى روايتى را از امام صادق‏عليه السلام نقل مى‏كند كه شرح آن چنين است: روزى امام آيه را تلاوت فرمود ، و مشتى سنگ‏ريزه برداشت و محكم گرفت و فرمود:اين اقتار است ، سپس مشت ديگر برداشت و همه را رها كرد و فرمود:اين اسراف است . سپس مشت سوم برداشت و مقدارى را رها كرد و بقيه را گرفت و آنگاه فرمود: اين قوام است. کلینی - فروع كافى - جلد ۴ - صفحه ۵۴.
جمع اين آيات و اخبار به اين است كه انسان مالك تمام دارائى خود مى‏باشد و اگر او در حدى از توان روحى و تعالى اخلاقى باشد كه اگر تمام دارائى خود را انفاق كند از خضوع وى چيزى كاسته نمى‏گردد ، به كارش عجب نمى‏ورزد ، و عملش را ناچيز شمرده و بر فقرش صبر مى‏كند ، صدور اين عمل از وى از بالاترين حسنات مى‏باشد. ولى كسى كه طاقت و تحمل او كمتر است يا واجب النفقه‏هائى دارد و آنها فقر خود و غناي ديگران با ثروت خويش را تحمل نمى‏كنند، در اين صورت مى‏بايست حد اعتدال را رفتار نمايد و مقتصد و ميانه‏رو باشد.
اگر سؤال شود كه مگر پيامبرصلى الله عليه وآله و برخى اولياء ديگر طاقت و تحمل انفاق همه اموال خود را نداشتند كه به اعتدال در انفاق مأمور بودند؟ در پاسخ خواهيم گفت كه اعتدال پيامبرصلى الله عليه وآله در انفاق و نيز ميانه روى برخى اولياء در اين باره، به جهت اعلام حكم شرعى است نه بيان حال خودشان، چه اينكه آنان خود گاهى از همه دارائى خويش مى‏گذشتند.
البته گيرنده انفاق نيز بى‏تأثير نيست، دادن مال كمى به كسى كه آن را در مسير گناه و معصيت مصرف مى‏كند، خود نوعي اسراف است. همانطوركه بخشش دارائى وسيعى به انسان وارسته ي نيازمند، قابل مدح و ستايش است.
از امام عسكرى عليه السلام : نقل شده است كه: اگر همه دنيا را لقمه‏اى كنم و به كسى كه خالصانه خدا را پرستش مى‏كند بخورانم خود را مقصّر مى‏دانم و آن را در حقّ وى كوتاهى مى‏شمارم.
لَوْ جُعِلْتُ الدُّنْيا كُلَّها لُقْمَةً واحِدةً وَ اَطْعَمْتُها مَنْ يَعْبُدُاللَّهَ خالِصاً لَرَأيْتُ اَنّى مُقَصِّرٌ فى حَقَّهِ. میزا حسین نوری - مستدرك الوسايل - جلد ۱۶ - صفحه ۲۵۲.
۲ - اسراف در عمل
از مهمترين مصاديق اسراف ، اسراف در عمل است و آن هدر دادن بهترين سرمايه يعنى عُمْر مى‏باشد سرمايه‏اى كه هيچگاه با اموال و مصارف زندگى و . . . قابل قياس نيست . قرآن كريم بارها از معاصى و گناهان تعبير به اسراف نموده است. در آيه ذيل از گناه تعبير به اسراف شده است. قُلْ يا عِبادِىَ الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ . . . زمر ۵۳.
بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف كرديد از رحمت خدا مأيوس نشويد.
و در اين آيه اعراض از ذكر خدا كه موجب زندگي سخت (معيشت ضنك) است ، اسراف ناميده شده است، خداوند بعد از بيان سخنى در باره عذاب اعراض كنندگان از ياد او مى‏فرمايد: و اين گونه كسى را كه اسراف كند و ايمان به آيات پروردگارش نياورد جزا مى‏دهم و عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است .
وَ كَذلِكَ نَجْزِى مَنْ اَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ اَشَدُّ وَ اَبْقى. طه ۱۲۷.
در آيه ۱۲ يونس، خداى متعال تزئين شيطان را عامل غفلت انسان و غفلت را اسراف ناميده است.
. . . كذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.
عمل فرعون كه ادعاى خدائى مى‏نمود و خلايق را بنده خويش مى‏دانست ، در آيه ۸۳ همان سوره اسراف شمرده شده است. . . وَ اِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِى الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفينَ. مثل اين تعبير در سوره دخان آيه ۳۱ نيز آمده است. و در آيه ذيل ، همجنس‏بازى قوم لوط ، اسراف شمرده شده است .
اِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ اَنْتُمْ قُوْمٌ مُسْرِفُونَ. اعراف ۸۱.
آيا شما شهوت خود را به‏سوى مردان و نه زنان مى‏بريد ، شما گروهى اسرافكاريد.
چنانچه در معنای لغوی اسراف گذشت، تجاوز از حد خود و ضایع کردن داشته ها، چه داشته هاي مادي و يا معنوي اسراف شمرده می شود و موجب ناامنی اقتصادی است.

موجبات فقر
فقر مانع شکوفائی اقتصاد است و فقیر سد راه اعتلای اقتصادی است.
البته فقر را مى‏توان به سه قسم كلى تقسيم كرد:
۱- فقر حقيقى، تمام خلايقى كه خدا آفريده است،در بقاء خود نيز محتاج به خالق هستند و او، و تنها او غنى محض است .يا اَيُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَميدُ. فاطر – ۱۵.
۲- فقر معنوى
روزى رسول خدا صلى الله عليه وآله به اصحاب خويش فرمود : آيا مى‏دانيد مفلس كيست؟ عرض كردند : مفلس نزد ما كسى است كه نه پولى دارد و نه كالائى . آن‏حضرت فرمودند : مفلس در امّت من ، كسى است كه با نماز و روزه و زكاة در روز قيامت مى‏آيد ولى كسى را فحش گفته، ديگرى را افترا بسته ، مال او را خورده ، خون او را ريخته ، و اين را زده ، لذا به همه آنها از حسنات خودش بجاى خطاهايش مى‏دهد ، و اگر حسناتش تمام شد و هنوز حسابش تصفيه نشده باشد ، از جزاى معاصى آنها مى‏گيرد تا اينكه داخل آتش مى‏شود، مفلس واقعى اين است. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۶.
اين بخش از فقر نيز با رشد اقتصاد، مرتبط است.
۳- فقر مالی
احاديث، گاهى به‏شدت فقر مالي را مذمت كرده‏اند و فقر را:
- كفر: قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله : كادَ الْفَقْرُ اَنْ يَكُونَ كُفْراً. محمد باقر مجلسی - جلد ۷۲ - صفحه ۳۰.
- مرگ بزرگ: قال على عليه السلام : اَلْفَقْرُ اَلْمَوْتُ الْاَكْبَرُ. امام علی علیه السلام - نهج البلاغه - حكمت ۱۵۹ به ترتيب فيض و ۱۶۳ به ترتيب صبحى.
- بدتر از قتل : قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله : اَلْفَقْرُ اَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ. محمد باقر مجلسی - جلد ۷۲ - صفحه ۴۷.
- بدترين بلا: قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله: اَوْحَى اللَّهُ تَعالى اِلى اِبْراهيمَ‏عليه السلام فقالَ: فَبِعِزَّتى وَ جَلالى مَا خَلَقْتُ فِى السَّماءِ وَ الْاَرْضِ اَشَدُّ مِنَ الْفَقْرِ. محمد باقر مجلسی - جلد ۷۲ - صفحه ۴۷.
خداى متعال به حضرت ابراهيم عليه السلام وحى رساند و فرمود:: به عزت و جلالم در آسمان و زمين چيزى بدتر از فقر خلق نكرده‏ام.
- نقص دين، تشويش انديشه و بدبينى: حضرت امير عليه السلام در نصايح خود به فرزندش محمد، فقر را موجب نقص در دين و تشويش خاطر دانسته‏است و آن را عامل بدبينى انسانها از يكديگر مى‏شمارد و مى‏فرمايد: يا بُنَىَّ ، اِنّى اَخافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ ، فَاِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدّينِ ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ ، داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ. امام علی علیه السلام - نهج البلاغه - حكمت ۳۱۱ به ترتيب فيض و ۳۱۹ به ترتيب صبحى.
فرزندم ، از فقر بر تو مى‏ترسم ، از آن به خدا پناه بر ، چرا كه فقر دين انسان را ناقص ، عقل و انديشه او را مشوّش و مردم را نسبت به او ، و او را نسبت به مردم بد بين مى‏سازد.
- لكنت زبان: قال على عليه السلام: اَلْفَقْرُ يُخْرِسُ الفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ. امام علی علیه السلام - حكمت ۳.
- فقر انسان زيرك را از بيان دليلش گنگ مى‏سازد .
- غربت: قال على عليه السلام: ا َلْغِنى فِى الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِى الْوَطَنِ غُرْبَةٌ. امام علی علیه السلام - حكمت ۵۳ به ترتيب فيض و ۵۶ به ترتيب صبحى.
- ثروت در غربت وطن ، و فقر در وطن غربت است.
و در نهايت فقر را موجب زوال هيبت دانسته اند: امام صادق عليه السلام مي فرمايد: محال است فقير هيبت داشته باشد. اَلْهَيْبَةُ مِنَ الْفَقيرِ مُحالٌ. محمد باقر مجلسی - جلد ۷۲ - صفحه ۱۹۴.
آنچه تاكنون قبل برداشت است اين است كه فقر با آثار زيانبارش مي تواند مانعي مهم بر سر راه شكوفائي اقتصاد باشد.
البته در مقابل اخبارى كه در مذمت فقر ذكر شد ، برخى روايات فقر را مدح نموده و براى آن ارج و اعتبارى خاص قائل شده‏اند. رسول اللَّه صلى الله عليه وآله فقر را فخردانسته است: اَلْفَقْرُ فَخْرى. محمد باقر مجلسی- جلد ۷۲ - صفحه ۴۹. طبيعي است مراد اين اخبار ستايش فقر نيست بلكه اين روايات صبر در برابر فقر را مي ستايند.
تهافت ظاهرى
آنچه براى حل تعارض ظاهرى اين اخبار به نظر مى‏رسد اين است كه : اگر كسى بتواند بر نبود ثروت صبر كند و مرتكب معاصى و گناهانى چون كسب باطل ، دروغ ، دزدى ، گدائى و از همه مهمتر ناشكرى و ناسپاسى نشود ، فقر براى او ممدوح است ، زيرا راهيابى به مراتب معنوى با فقر آسان‏تر است و كم شدن علقه‏ها باعث تكامل و حتى ترقى سريعتر انسان مى‏شود. امّا براى كسى كه ناسپاسى و ناشكرى كند و خود را به معاصى آلوده نمايد فقر مذموم و قريب كفر محسوب مى‏شود .
عوامل فقر
عوامل فقر را مى‏توان به دو دسته فردى و اجتماعى تقسيم نمود ، عوامل فردى فقر عبارتند از :
۱ - تنبلى و سستى
على عليه السلام مي فرمايد: اشياء وقتى به هم پيوستند ، كسالت و ناتوانى با هم قرين شدند و فقر از آنها زائيده شد. اِنّ الْاَشْياءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ اِزْدَوَجَ الْكَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجا بَيْنَهُما الْفَقْرُ. محمد بن حسن حر عاملى، وسايل الشيعه - جلد ۱۲ - صفحه ۳۸.
۲ - عدم استقامت
همچنين مي فرمايد: كسى كه پشتكار نداشته باشد و بخود متكى نشود ، بر افلاس تكيه خواهد زد. مَنْ لَمْ يَصْبِرْ عَلى كَدِّهِ صَبَرَ عَلَى الْاِفْلاسِ. امام علی علیه السلام، غرر الحكم .
۳ - بى برنامگى
و مي فرمايد: عدم تدبير در اقتصاد موجب فقر است. تَرْكُ التَّقْديرِ فِى الْمَعِيشَةِ يُورِثُ الْفَقْرَ. محمد باقر مجلسی - جلد ۷۶ - صفحه ۳۱۴.
۴ - عادت به دروغ
و مي فرمايد: عادت به دروغگوئى، عامل فقر است: اِعْتِيادُ الْكِذْبِ يُورِثُ الْفَقْرَ. همان
۵ - سوگند دروغ
و مي فرمايد: سوگند دروغ، عامل فقر مى‏شود. اَلْيَمينُ الْكاذِبَةُ يُورِثُ الْفَقْرَ. همان
۶ - عدم رعايت نظافت
و مي فرمايد: زايل نكردن تار عنكبوت در خانه‏ها، موجب فقر مى‏شود. تَرْكُ نَسْجِ الْعَنْكَبُوتِ فِى الْبُيُوتِ يُورِثُ الْفَقْرَ. همان
۷ - خواب بين طلوعين
و مي فرمايد: خواب بين طلوعين، عامل فقر است. اَلنَّوْمُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ يُورِثُ الْفَقْرَ. همان
۸ - گناهان جنسى
و مي فرمايد: زنا، عامل فقر است. الزِّنا يُورِثُ الْفَقْرَ. همان
۹ - غنا و آوازخوانى
و مي فرمايد: زياد به غنا گوش سپردن، عامل فقر است. كَثْرَةُ الإسْتِماعِ اِلَى الْغِناءِ يُورِثُ الْفَقْرَ. همان
۱۰ - قطع رحم
و مي فرمايد: قطع رحم، موجب فقر مى‏شود. قَطيعَةُ الرَّحِمِ يُورِثُ الْفَقْرَ. همان
۱۱ - تكدّى و اظهار نياز
رسول خدا صلى الله عليه وآله ميفرمايد:كسى كه درِ يك سؤال بر خود باز كند و بخود اجازه گدائى دهد ، خداوند هفتاد درِ فقر را بر او مى‏گشايد كه كمترين آنها قابل بستن نباشد . مَنْ فَتَحَ عَلى نَفْسِهِ بابَ مَسْأَلَةٍ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ سَبْعينَ بابَاً مِنَ الْفَقْرِ لا يَسُدُّ اَدْناها شى‏ءٌ. محمد باقر مجلسی- جلد ۹۶ - صفحه ۱۵۴.
۱۲ - اسراف
امام كاظم عليه السلام مي فرمايد: كسى كه اسراف روا دارد ، نعمتش زايل مى‏شود. مَنْ بَذَرَ وَ اَسْرَفَ زالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ. ابن شعبه حرانى، تحف العقول - صفحه ۴۷۱.
۱۳ - خيانت
امام كاظم عليه السلام مي فرمايد: خيانت و دروغ، فقر و دوروئى مى‏آورند. اَلْخِيانَةُ وَ الْكِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ. ابن شعبه حرانى - صفحه ۴۷۱.
۱۴ - كم فروشى
رسول خدا صلى الله عليه وآله ميفرمايد: وقتى ترازو دقيق نباشد و كم فروشى صورت گيرد . خداوند آن امّت را با خشكسالى و كمبود مبتلا مى‏نمايد. اِذا طُفِّفَ الْمِكْيالُ اَخَذَهُمُ اللَّهُ بالسِّنينَ وَ النَّقْصِ. محمد باقر مجلسی- جلد ۷۳ - صفحه ۳۷۳ و ابن شعبه حرانى، صفحه ۵۱.
بررسي اين موارد، اين مطلب را كاملا برهاني مي سازد كه هر كدام از عوامل ايجاد فقر، چون خود فقر مانع پيشرفت اقتصلدي هستند. هر كدام از اين موارد مي توانند با انحراف در توليد، توزيع و مصرف رشد اقتصادي را به سهم خود متوقف سازند.
عوامل اجتماعى فقر
علاوه بر آنچه گذشت عوامل اجتماعي فقر نيز در ايجاد مانع در مسير رشد اقتصادي موثر بوده و بلكه بيشترين تاثير را دارند. اين عوامل عبارتند از:
۱ - وجود زمامداران ستمگر و ظالم
امام على عليه السلام مي فرمايد:كسى كه ماليات بگيرد و عمران و آبادانى ننمايد ، شهرها را ويران و بندگان خدا را هلاك ساخته است. مَنْ طَلَبَ الْخَراجَ بِغَيْرِ عَمارَةٍ ، اَخْرَبَ الْبِلادَ وَ اَهْلَكَ الْعِبادَ. امام علی علیه السلام، نهج البلاغه - نامه ۵۳.
۲ - ضعف برنامه ريزى مسئولين اقتصادى
امام على عليه السلام مي فرمايد: نيك انديشى و برنامه ريزى صحيح ، موجب افزايش ثروت و بد انديشى عامل كاسته شدن آنست. حُسْنُ التَّدْبيرِ يُنْمى قَليلَ الْمالِ وَ سُوءُ التَّدْبيرِ يُفْنى كَثيرَهُ. امام علی علیه السلام، غرر الحكم.
۳ - تسلط ناآگاهان بر نظام اقتصادى جامعه
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: موجب نابودى اسلام و مسلمين است اينكه اقتصاد در دست كسانى باشد كه نه مورد استفاده را مى‏شناسند و نه كار مفيدى با آن انجام مى‏دهند. اِنَّ مِنْ فَناءِ الْاِسْلامِ وَ فَناءِ المُسْلِمينَ اَنْ تَصيرَ الْاَمْوالُ فى اَيْدى مَنْ لا يَعْرِفُ فيها الحَقَّ وَ لا يَصْنَعُ فيها الْمَعْرُوفَ. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۱ - صفحه ۵۲۱.
۴ - عدم استفاده صحيح از امكانات طبيعى
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: كسى كه آب و خاكى بيابد و با آن حال باز هم محتاج باشد ، خداوند او را از رحمت خود دور گردانيده است. مَنْ وَجَدَ ماءً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَاَبْعَدَهُ اللَّهُ. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۱ - صفحه ۲۴.
رابطه فقر و اقتصاد
فقر از دوجهت سد راه پیشرفت اقتصاد است. از جهتی فقیر در مسیر تعالی اقتصادی قرار نگرفته و تآثیری در افزایش راندمان مولفه های مهم اقتصادی ندارد. و از سوی دیگر او مصرف کننده حاصل تلاش دیگران است و ثروتی که بار دیگر باید در مسیر تولید قرار گیرد، مستقیما به مصرف می رسد. البته هر چند وظیفه جامعه کمک به تهیدستان بوده و هست، اما کمک های نقدی که به فقیر توان تولید ندهد، این دو تالی فاسد را بدنبال دارد.

ربا
از جمله موانع مهم شکوفا ئی اقتصاد، رباست. چرا که ربا سود پول را به جای تولید در اصل پول جستجو مي كند و اين موجب مي شود پول در چرخه توليد حذف شود. ربا به همین علت و نیز به جهت شکاف طبقاتی و بی مهری حاصله از آن يكى از محرمات مؤكد در فقه اسلامى محسوب می شود.
ربا در قرآن
به قطع مى‏توان گفت: قرآن كريم هيچ گناهى را به قدر ربا مذمت نكرده است. به گوشه‏اى از اين نكوهشها در عناوين ذيل توجه كنيد.
۱ - قياس ربا با معامله، مذمت شده است
اهل ربا، معامله و خريد و فروش را با ربا يكى مى‏دانند و مى‏گويند بيع هم مانند ربا است. پس چرا بيع حرام نباشد ؟
اين دو از جهات متعددى با هم تفاوت دارند، از جمله اينكه: در بيع، طرفين معامله استفاده مى‏برند يا هر دو متضرر مى‏شوند گاهى يكى سود مى‏برد و ديگرى زيان مى‏بيند در حاليكه در ربا، رباخوار هرگز زيان نمى‏بيند، او هر روز ثروتمندتر مى‏شود.
از سوى ديگر ربا ثروت جامعه را متراكم مى‏كند. صاحبان ثروت معدود مى‏شوند و اين معدود افراد اقتصاد، فرهنگ و سياست ملت را بااستفاده از قدرت اقتصادي خود، زير يوغ خويش در مى‏آورند در حاليكه معامله، ثروت را از توقف بازداشته و در مسير سالم به حركت در مى‏آورد.
الَّذينَ يَأكُلُونَ الرِّبوا لا يَقُومُونَ اِلّا كَما يَقُومُ الَّذى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِاَنَّهُمْ قالُوا اِنَّما الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبوا وَ اَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبوا... بقره ۲۷۵.
رباخواران بر نمى‏خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماس شيطان ديوانه شده و نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند، اين بخاطر آنست كه گفتند بيع مثل ربا است در حاليكه خدا بيع را حلال و ربا را حرام نموده است.
۲ - اراده الهى بر نابودى ربا و ترويج قرض الحسنه قرار گرفته است
يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبوا وَ يُرْبِى الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ اَثيمٍ. بقره ۲۷۶.
خداوند ربا را نابود و صدقات را افزايش مى‏دهد و او هيچ انسان ناسپاس و گناهكارى را دوست ندارد.
شخصى به امام صادق عليه السلام عرض كرد: كسى ربا مى‏خورد در حاليكه اموالش زياد مى‏شود اين چگونه با آيه شريفه سازگار است ؟ حضرت فرمودند: هر چند اموالش زياد شودولى خداوند دينش را نابود مى‏كند.
يَمْحَقُ اللَّهُ دينَهُ وَ اِنْ كانَ مالُهُ يَكْثُرُ. محمد باقر مجلسی- جلد ۱۰۳ - صفحه ۱۱۷.
۳ - ربا جنگ با خدا و رسول است
يا اَيٌّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِىَ مِنَ الرِّبوا اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ، فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وِ اِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُئُوسُ اَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ. بقره ۲۷۸ و ۲۷۹.
اى مؤمنين از خداى بترسيد و آنچه از مطالبات ربا باقى مانده است رها كنيد اگر ايمان داريد در غير اين صورت به جنگ با خدا و رسول برخاسته‏ايد و اگر توبه كنيد سرمايه‏هاى شما از آن شماست نه ستم مى‏كنيد و نه بر شما ستم مى‏شود.
در پى پند و اندرز آيات سابق خداى متعال لحن را شديد نموده و در اين آيه شريفه رباخواران را تهديد به جنگ مى‏نمايد.
ربا در اخبار
لحن اخبار در مورد ربا نیز بسیار شديد است. به برخى ازاين روايات توجه كنيد:
۱ - گناه كبيره است
قال الرضا عليه السلام: اِعْلَمْ يَرْحَمُكَ اللَّهُ ، اَنَّ الرِّبا حَرامٌ سُحْتٌ مِنَ الْكَبائِرِ وَ مِمَّا قَدْ وَعَدَ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّارَ ، فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْها وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلى لِسانِ كُلِّ نَبِىٍّ وَ فى كُلِّ كِتابٍ. مستدرك الوسايل - جلد ۱۶ - صفحه ۳۳۱.
بدان ، كه خدا بر تو رحم نمايد ، ربا حرام و از گناهان كبيره مى‏باشد و از معاصى و گناهانى است كه خداوند وعده آتش بر آن داده است ، پس از آن به خدا پناه مى‏بريم ، اين گناه بر زبان هر پيامبرى و در هر كتابى حرام بوده است.
۲ - كسبى خبيث است
قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله : شَرُّ الْمَكاسِبِ كَسْبُ الرِّبا. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۲ - صفحه ۴۲۶.
بدترين كسبها ، كسب ربا است.
۳ - عظيم‏تر از هر گناه و فساد و فحشائى است
قال الصادق عليه السلام: دِرْهَمٌ رِباً عِنْدَ اللَّهِ اَشَدُّ مِنْ سَبْعينَ زَنْيَةً كُلُّها بِذاتِ مَحْرَمٍ. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۲ - صفحه ۴۲۳.
يك درهم ربا از هفتاد زنا با محارم بدتر است.
۴ - رباخوار ملعون و مطرود درگاه الهى است
قال على عليه السلام : لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله الرِّبا و آكِلَهُ وَ بايِعَهُ وَ مُشْتَرِيَهُ وَ كاتِبَهُ وَ شاهِدَيْهِ. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۲ - صفحه ۴۳۰.
پيامبر خدا ، ربا، خورنده آن، فروشنده، خريدار آن، نويسنده و دو شاهد آن را مطرود نموده و لعن كرده است.
بر گرفته از اين اخبار اين است كه ربا نوعى ارتباط ناسالم اقتصادى است كه عواطف انسانها را نسبت به هم از بين برده و حرص و طمع و مال اندوزى را گسترش مى‏دهد. رباخوار تنها به سود خود مى‏انديشد و در اين راستا ، اخوت اسلامى ، بى معنا شده و ارزشهاى دينى تباه مى‏شود. ربا موجب افزايش فاصله طبقاتى مى‏گردد ، يك طرف دائماً بر ثروتش افزوده شده و طرف ديگر همواره در گردابى شديدتر گرفتار مى‏شود. و نيز ربا عامل مهمى براى استعمار و استثمار انسان ها و نيزملت هاى ضعيف است.
چرائی حرمت
فلسفه حرمت ربا اين است كه ربا سود پول را در اصل پول جستجو مي كند و اين موجب مي شود پول در چرخه توليد نيفتد و خود پول زايش داشته باشد. ادامه اين سير شکاف طبقاتی ايجاد كرده و بين قشر ضعيف و غني بی مهری مي آفريند. بي ترديد فاصله طبقاتى و انباشته شدن ثروت در يك سو، عامل بسيارى از جنگهاى جهان ، درگيرى‏هاى فردى ، ترور و آدم كشى ، مى‏باشد كه اين همه زائيده ربا و فرزند نامشروع اوست .
هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام در مورد علت تحريم ربا سؤال نمود ، حضرت در پاسخ فرمودند :
اِنَّهُ لَوْ كانَ الرِّبا حَلالاً لَتَرَكَ النَّاسُ التِّجاراتِ وَ ما يَحْتاجُونَ اِلَيْهِ ، فَحَرّمَ اللَّهُ الرِّبا لِتَنْفِرَ ]لِتَفِرَّ[النَّاسُ مِنَ الْحَرامِ اِلَى الْحَلالِ وَ اِلَى التِّجاراتِ مِنَ الْبَيْعِ وَ الشِّراءِ فَيَبْقى ذلكَ بَيْنَهُم فِى الْقَرْضِ. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۲ - صفحه ۴۲۴.
اگر ربا حلال مى‏بود مردم تجارت را رها مى‏كردند و به آنچه نياز داشتند روى نمى‏آوردند . پس خداى متعال ربا را حرام نمود تا مردم از حرام بگريزند و به‏سوى حلال و تجارتها و خريد و فروش روى آورند و همين حالت بين آنها در قرض باقى بماند. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۲ - صفحه ۴۲۳.
پیشنهاد قرآن
قرض گرفتن فى حد نفسه مورد نكوهش قرار گرفته است و آثار زيانبار روانى مترتب شده بر آن از كسى مخفى نيست. رسول خدا صلى الله عليه وآله می فرماید: از قرض بپرهيزيد كه آن غصه شب و ذلّت روز است.
اِيَّاكُمْ وَ الدَّيْنَ فَاِنَّهُ هَمٌّ بِالَّيْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهارِ. محمد باقر مجلسی- جلد ۱۰۳ - صفحه ۱۴۱.
امّا به هر حال مشكلات و مصائب دنيوى قابل پيش بينى نمى‏باشد و گاهى انسان مجبور مى‏شود كه گرفتاري هاى خود را با قرض حلّ نمايد. اسلام براى از بين بردن قرض ربوى ، قرض الحسنه را در مقابل آن پيشنهاد نموده و ثواب هاى گسترده‏اى در قيامت و آثار نيكى در دنيا بر آن مترتب نموده است.
طبعا به خاطر ميل انسان به افزايش سرمايه اش، غالبا دادن قرض الحسنه هميشگي نيست و اين موجب مي شود پول همواره از توليد باز نماند. علاوه اينكه گيرنده قرض الحسنه چه بسا آن را در مسير توليد و توزيع اقتصادي قرار دهد. قرض الحسنه نيز آثار مثبت همدردي و توجه به همنوع را بدنبال دارد و لذا از آثار مخرب ربا بدور است.
قرض الحسن در آيات
قرآن كريم از قرض الحسنه به‏عنوان عامل مهم بهره‏هاى دنيوى و اخروى ياد كرده‏است. مطابق برخى آيات، قرض الحسنه موجب ازدياد اموال و ثروت مى‏گردد .
مَنْ ذَا الَّذى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ اِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. بقره ۲۴۵.
كيست كه به خدا قرض الحسنه دهد تا آن را براى او چندين برابر كند و خداوند است كه روزى بندگان را كم و زياد مى‏نمايد و شما به‏سوى او باز مى‏گرديد.
و طبق اين آيه و آيه ۱۷ تغابن، قرض الحسنه عامل تكفير گناهان مى‏باشد .
. . . وَ اَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَاُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَاُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرى مَنْ تَحْتِها الْاَنْهارُ . . . مائده ۱۲.
و به خدا قرض الحسنه دهيد ، گناهان شما را مى‏پوشانم و شما را در باغهائى از بهشت كه نهرهائى زير آنها جارى است وارد مى‏كنم .
بهره اخروى آن هم بر اساس آيه ذيل و نيز ۲۰ مزمل محفوظ است .
مَنْ ذَا الَّذى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ اَجْرٌ كَريمٌ. حديد ۱۱.
كيست كه به خدا قرض‏الحسنه دهد تا خداوند آن را براى او چندين برابر ساخته و پاداش پرارزش دهد.
قريب به همين تعبير، در آيه ۱۸ سوره حديد نيز آمده است .
قرض الحسن در روايات
در روايات به صورت گسترده به اصل استحباب و ثواب مترنب بر قرض الحسنه اشاره رفته است. به روايتي توجه كنيد.
قال الصادق عليه السلام: ما مِنْ مُؤمِنٍ اَقْرَضَ مُؤمِناً يَلْتَمِسُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ اِلّا حَسَبَ اللَّهُ لَهُ اَجْرَهُ بِحِسابِ الصَّدَقَةِ حَتَّى يَرْجِعَ مالُهُ اِلَيْهِ. محمد بن حسن حر عاملى - جلد ۱۱ - صفحه ۵۴۵.
مؤمنى نيست كه به برادرش براى خدا قرض مى‏دهد مگر اينكه خداوند قرضش را تا اينكه ادا شود، به حساب صدقه گذارد.

رشوه
عدل از ارزشهاى اصيل انسانى و اسلامى است . خدا انسان را آفريد تا او را به معرفت خويش آشنا نمايد. ريشه و آثار هر موجودى را كه موشكافي كنيد، آن را بر اساس عدل مي يابيد، انبياء و مصاحف همه براى ترويج اين وصف والاى خالق در بين مخلوقين آمده‏اند ، اوصياء همه از عدل مى‏گويند، . و . . . و نهايت اينكه عدل و ايمان دو قلوئى هستند كه جدا شدن آنها ضلالت و گمراهى است .
اَلَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا ايمانَهُمْ بِظُلْمٍ اوُلئِكَ لَهُمُ الْاَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ. انعام ۸۲.
آنان كه ايمان آوردند و ايمان خود را با ستم نيالودند ، ايمنى تنها از آنهاست و همانان هدايت يافتگانند.
ايجاد عدالت اجتماعى در تمام عرصه‏هاى زندگى هدف اساسى اسلام از حيات دنيوى است و ثمره آن مدينه فاضله انسانى مى‏باشد ، مدينه‏اى كه هر شهروندى به حقّ خود راضى بوده و از اخذ حقّ ديگرى ولو باجبار شرايط محيط، خوددارى كند ، شهرى كه تاكنون از حصار تبادر ذهنى خارج نشده است. اميد آخرين وصىّ نبىّ خاتم آن را محقق فرمايد .
و البته چون هدف دين اجراى عدالت است و محك سنجش آدميان نيز همان است، آيات و اخبار زيادى به اين مهم اشاره نموده و لزوم وجود عدالت و عواقب سوء متأثر از نبود عدالت را گوشزد فرموده‏اند.
و نيز با آنچه كه در مسير مخالف اين جريان عقلائى در جامعه حركت مى‏كنند ، بشدّت مقابله نموده‏اند ، از اينروست كه اسلام به لزوم وجود عدل در پيكره حكومت اهميت بيشترى داده و وعيدهاى سختى را براى حاكم ظالم مطرح نموده است.
اِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدلِ وَ الْاِحْسانِ . . . نحل۹۰.
قوانين قضائى اسلام از شهادات و اقرار اوصاف قاضى تا حدود و ديات و قصاص همه براى اجراى عدالت است و بديهى است چيزى كه سد راه اجراى عدالت گردد و اين دستورات را بى‏نتيجه نمايد يا به آن جنبه تشريفاتى دهد ، به شدّت منكوب اسلام است .
از دیگر موانع مهم در مسیر شکوفائی اقتصاد جامعه، رشوه است. رشوه يكى از بلاهاى عظيم اجتماعى است و موجب انحراف قوانين مي شود. رشوه موجب مي شود قانونى كه مى‏بايست اقامه عدل كند ، عامل بر پائى ظلم شود و آنكه بايد دست مظلوم را بگيرد به ظالم توان مضاعف بخشد .
لذا اسلام با رشوه تنها به عنوان معصيتى در ميان معاصى برخورد ننموده است ، بلكه به مقتضاى اثر رشوه كه نابودي اساس فرامين الهى است. آن را كفر خوانده است .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله: اِيَّاكُمْ و الرِّشْوَةَ فَاِنَّها مَحْضُ الْكُفْرِ. محمد باقر مجلسی- جلد ۱۰۴ - صفحه ۲۷۴.
واژه سحت كه سه بار در قرآن كريم وارد شده است به هر مال نامشروع و مخصوصاً رشوه تفسير شده است، اين واژه به معناى جدا كردن پوست مى‏باشد و استعمال آن در حرام و رشوه به اين لحاظ است كه مال حرام طراوت را از زندگى انسان جدا مى‏كند و انسان را پژمرده مى‏نمايد همانطوركه درخت با كندن پوستش خشكيده مى‏شود.
وَ تَرى كَثيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِى الْاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُون. مائده – ۶۲.
بسيارى از اهل كتاب را مى‏بينى كه در گناه و تعدّى و خوردن حرام شتاب دارند ، چه زشت است كارشان.
رشوه در احكام
اعطاء چيزى از ناحيه ظالم به قاضى براى اثبات مظلوميت او يا برائت وى، اصطلاحاً رشاء در احكام گفته مى‏شود . اين قسم از رشوه كه در واقع همين نوع از آن، در ابواب فقهى مصطلح مى‏باشد ، چندين گناه كبيره را از جمله دروغ، ظلم، غضب، خيانت در امانت، ضايع كردن حقّ غير، حكم به ناحقّ، تجويز تصرف در مال حرام و . . . در دل خود نهفته دارد .
آيه‏اى ذيل، به اين قسم از رشوه اختصاص داشت ، در اين آيه رشوه‏خوارى مورد تقبيح قرار گرفته و اكل مال به باطل محسوب شده است .
وَ لا تَأكُلُوا اَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها اِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَريقاً مِنْ اَمْوالِ النَّاسِ بِالْاِثْمِ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ. بقره ۱۸۸.
اموال يكديگر را به باطل نخوريد و كار را به قضات و حاكمان نكشانيد تا قسمتى از اموال مردم را آگاهانه و بناحق بخوريد با اينكه مى‏دانيد و به معصيت بودنش آگاهيد .
پيامبر خدا در رشوه‏خوارى سه دسته را مطرود از درگاه حقّ معرفى فرموده است:
اَلرَّاشى وَ الْمُرْتَشى وَ الْماشى بَيْنَهُما مَلْعُونُونَ. محمد باقر مجلسی - جلد ۱۰۴ - صفحه ۲۷۴.
رشوه دهنده و گيرنده و واسطه آنها مطرود درگاه رحمت خدايند.
حقّ السّكوت
خداوند پرده‏هاى معصيت را هميشه آويخته نگه نمى‏دارد و البته خاصيت برخى گناهان كنار رفتن پرده‏هاى عصمت مى‏باشد ، شيطان نیز هم عاصى را وادار به معصيت مى‏كند و هم ديگران را وادار به ديدن معصيت وى به برملا شدن عملش مى‏نمايد، این عده‏ که از ظلم ظالم باخبر مى‏شوند و در مقابل او خواهند ايستاد.
ظالم كه برملا شدن فجورش مانع ترك معصيت او نمى‏شود ، به دو شيوه رايج يعنى تهديد و تطميع متوسل گشته و غالباً از شيوه صحيح يعنى ترك معصيت و انابه پرهيز مى‏نمايد. آن‏كس‏كه آگاه از كردار زشت حاكم شده، اگر موجبات تهديد را دارا نباشد ، با سيل زر و زيور مواجه مى‏شود تا بلكه نداى حقانيت و مظلوميت مظلومان و عدالتخواهى عدالتخواهان را مخفى بدارد .
هديه
اعطاء هديه و اخذ آن مورد سفارش اسلام است ، هديه عامل ايجاد محبّت و مودّت مى‏باشد و كينه‏ها را مى‏زدايد. رسول خدا صلى الله عليه وآله: می فرماید: هديه چيز خوبى است، كينه‏ها را از دل برمى دارد.
نِعْمَ الشَّى‏ءُ اَلْهَدِيَّةُ تُذْهَبُ الضَّغائِنَ مِنَ الصُّدُورِ. محمد باقر مجلسی - جلد ۷۵ - صفحه ۴۵.
نيز فرموده‏اند: هديه دادن موجب مودّت و محبّت است. اَلْهَدِيَّةُ تُورِثُ الْمَوَدَّةَ. محمد باقر مجلسی - جلد ۷۷ - صفحه ۱۶۶.
امّا اگر هديه براى انجام گناهى اعطاء شود و يا در مقابل عملى نا مشروع صورت پذيرد نه تنها جايز نيست بلكه حرام و معصيت محسوب مى‏شود . استعمال واژه هديه در اين موارد و امثال آن ، نوعى اغواى شيطان است تا نفس مؤمن را با حيله فريب دهد. بر اين اساس در فرهنگ لغت چنين عطائى را هديه نمى‏نامند ، واژه قابل استعمال براى اين عطيّه، همان رشوه است .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله: مَنْ شَفَعَ لِاَخيهِ شَفاعَةً فَاَهْدى لَهُ هَدِيَّةً عَلَيْها فَقَبِلَها مِنْهُ فَقَدْ اَتى باباً عَظيماً مِنْ اَبْوابِ الرِّبا. متقی هندی - كنز العمال - حدیث۱۵۰۶۹.
كسى كه براى برادرش واسطه در كارى شود و او هديه‏اى به وى هبه كند ، و قبول هديه نمايد ، داخل دروازه‏اى عظيم از ربا شده است.
امام رضا عليه السلام در تفسير عبارت اَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ كه در آيه ۴۲ مائده به‏عنوان وصف منافقين و يهود آمده است ، مى‏فرمايند: خورنده حرام كسى است كه كارى براى برادرش انجام مى‏دهد و سپس هديه‏اش را مى‏پذيرد.
هُوَ الرَّجُلُ يَقْضى لاَِخيهِ الْحاجَةَ ثُمَّ يَقْبَلُ هَدِيَّتَهُ. - عبد على بن جمعة عروسى حويزى - جلد ۱ - صفحه ۶۳۲ و محمد باقر مجلسی - جلد ۱۰۴ - صفحه ۲۷۳.
پور سانت
امروزه معمولاً فروشندگان مبالغى به كسانى كه كالائى را براى غير خريدارى كنند، پرداخت مى‏نمايند . اين مبالغ عموماً به دو جهت اعطاء مى‏شود ، جهت اول آنكه رغبتى در خريدار مباشر ايجاد شود تا كالاى فروشنده به‏عنوان بهترين كالا از جهات عديده معرفى شود ، و جهت دوم آنكه خريدار را تشويق مى‏كند تا خريدهاى بعدى از همان فروشنده صورت گيرد .
بديهى است اگر چنين مبلغى كميت و يا كيفيت جنس را كاهش دهد، رشوه بوده و اخذ و صرف آن حرام و معصيت است .
به اين واقعه توجه كنيد: به پيامبر خدا صلى الله عليه وآله خبر دادند كه يكى از فرماندارانش هديه پذيرفته است . پيامبر به وى عتاب كردند : چرا آنچه حقّ تو نيست مى‏گيرى؟ فرماندار گفت : هديه بوده است ، حضرت در پاسخ وى فرمود: آيا گمان مى‏كرديد اگر هر كدام از شما در خانه‏اش مى‏نشست و كارى به وى نمى‏سپردم ، مردم چيزى به او هديه مى‏دادند.
اَرَأَيْت لَوْ قَعَد اَحَدُكُمْ فى دارِهِ وَ لَمْ نُوَلِّهِ عَمَلاً اَكانَ النَّاسَ يَهْدُونَهُ شَيْئاً. ناصر مکارم - تفسير نمونه - جلد ۲ - صفحه ۴.
صحيح مسلم آورده است: يكى از كار گزاران پيامبر خدمت حضرت رسيد و عرض كرد: اموالى با من است ، اينها از آن شما و اينها نيز مردم به من هديه داده‏اند . حضرت كه از اين سخن ناراحت شده بودند، به منبر رفتند و پس از حمد و ثناى خداوند فرمودند: چه شده است عاملى كه او را به جائى فرستاده‏ام، حال كه برگشته مى‏گويد : اين مال شما و بيت‏المال مسلمين و اينهم مال من ، به من هديه داده‏اند . او اگر در خانه پدر يا مادرش مى‏ماند و منتظر مى‏شد آيا به وى هديه مى‏دادند يا نه ؟
ما بالَ عامِلٍ اَبْعَثُهُ فَيَقُولُ هذا لَكُمْ وَ هذا اُهْدِىَ اِلَىَّ! اَفَلا قَعَدَ فى بَيْتِ اَبيهِ اَوفى بَيْتِ اُمِّهِ حَتّى يَنْظُرَ اَيُهْدى اِلَيْهِ اَمْ لا؟ نووی - صحيح مسلم - جلد ۳ صفحه ۱۴۶۳.

نتيحه
آنچه از اين مجموعه بدست مي آيد اين است شكوفائي اقتصادي منوط به ايجاد زمينه ها و رفع موانع است. نگانده در اين مقاله بر آن بوده كه چهار مانع مهم در سر راه شكوفائي اثتصاد برشمارد.
وجه مشترك اين چهار مانع اين است كه ثروت را در مسير كاذب قرار داده و از مسير اصلي آن يعني توليد و توابع توليد باز مي دارند. به عبارت ديگر اين موانع به جاي ايجاد اشتغال براي اقزايش سرانه جامعه كه در نتيجه به افزايش ثروت شخصي مي انجامد، به ايجاد مستقيم ثروت شخصي منجر مي شوند.
علاوه اينكه برخي از اين موانع ناامني اقتصادي مي آفرينند. و نيز حس همدردي و همنوعي را بين آحاد جامعه انساني از بين مي برند. اين ها بخشي از راز تحريم شديد اين چهار عنوان در آيات و اخبار مي باشد.
وفقكم الله لما يحب و يرضي
منابع
بعد از قرآن كريم
منابع تفسيري
- أبوجعفر محمد بن الحسن طوسى - تفسير التبيان فى تفسير القرآن - م۴۶۰ - چاپ اول ۱۴۰۹ دفتر تبليغات اسلامى.
- ابو الحسن على بن ابراهيم قمى - تفسير القمى - م۳۲۹ - چاپ سوم ۱۴۰۴ - مؤسسه دارالكتاب.
- أبو على فضل بن حسن طبرسى - تفسير مجمع البيان فى علوم القرآن - م۵۶۰ - چاپ اول ۱۴۱۵ مؤسسة الاعلمى للمطبوعات - بيروت.
- أبو على فضل بن حسن طبرسى - تفسير جامع الجوامع - م۵۶۰ - چاپ اول ۱۴۱۸ مؤسسه نشر اسلامى.
- أبو الفراء اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى - تفسير القرآن العظيم - م۷۷۴ چاپ۱۴۱۲ دارالمعرفة - بيروت.
- أبو الفرج جمال الدين عبد الرحمن بن على بن محمد الجوزى القرشى - تفسير زاد المسير فى علم التفسير - م۵۹۷ - چاپ اول ۱۴۰۷ دارالفكر بيروت.
- ابوالفتوح رازى - تفسير روض‏الجنان و روح‏الجنان - بنياد پژوهشهاى اسلامى - مشهد.
- امام حسن عسكرى- التفسير المنسوب الیه - م۲۶۰ - چاپ اول ۱۴۰۹ مهر - مدرسه الامام المهدى.
- جاراللَّه زمخشرى - تفسير الكشاف - م ۵۳۸ - دارالكتب العلمية - بيروت.
- جلال الدين سيوطى - تفسير الدر المنثور - م ۹۱۱ - چاپ اول ۱۳۶۵ الفتح - جده - دارالمعرفة - بيروت.
- سيد قطب - تفسير فى ظلال القرآن – دارالشروق - القاهرة.
- شمس الدين ابو محمد قرطبى - تفسير القرطبى - م۶۷۱ - چاپ ۱۴۰۵ داراحياء التراث‏العربى - مؤسسه التاريخ العربى - بيروت.
- عبد على بن جمعة عروسى حويزى - تفسير نورالثقلين - م۱۱۱۲ - چاپ چهارم۱۴۱۲ مؤسسه اسماعيليان.
- محمد حسين طباطبائى - تفسير الميزان فى تفسير القرآن - م۱۴۰۲ - مؤسسه نشر اسلامى زير نظر جامعه مدرسين.
- مولى محمد حسن فيض كاشانى - تفسير آصفى - م۱۰۹۱ - چاپ اول ۱۴۱۸ - مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
- ميرزا محمد مشهدى قمى - تفسير كنزالدقائق - م۱۱۲۵ - چاپ اول ۱۴۱۷ مؤسسه نشر اسلامى زير نظر جامعه مدرسين.
- ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، دار الكتب الاسلامية، چاپ يازدهم، مج۱۳۷۲ ۲۷ش..
منابع روايي
- ابن شعبه حرانى، تحف العقول، م‏قرن چهارم، چاپ دوم ۱۴۰۴ق، جامعة مدرسين.
- أبوجعفر محمد بن حسن طوسى، تهذيب الاحكام، م۴۶۰، چاپ چهارم۱۳۶۵ شمسى، دارالكتب الاسلامية، قم.
- أبوجعفر محمد بن الحسن طوسى، الاستبصار، م۴۶۰، چاپ چهارم ۱۳۶۳ش، خورشيد، قم، دارالكتب الاسلامية.
- ابو جعفر محمد بن على بابويه قمى شيخ صدوق، الامالى صدوق، م ۳۸۱، چاپ اول ۱۴۱۷، موسسة بعثة.
- ابو جعفر محمد بن على بابويه قمى شيخ صدوق، ثواب الاعمال، م۳۸۱، چاپ دوم ۱۳۶۸، منشورات رضى، قم.
- ابو جعفر محمد بن على بابويه قمى شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا علیه السلام، م۳۸۱ ، چاپ اول ۱۴۰۴، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت.
- ابوالحسين ورّام بن ابى‏فراس، تنبيه الخواطر.
- احمد بن حنبل، مسند احمد، م۲۴۱ دارالصادر، بيروت.
- امام علی علیه السلام - نهج البلاغة - م۴۰ - دار المعرفة - بيروت.
- بابويه قمى شيخ صدوق، الخصال،م۳۸۱، جامعه مدرسين حوزه علميه، قم.
حسن بن شعبه الحرانى، تحف العقول، ، انتشارات جامعه مدرسين، قم، ۱۴۰۴ ق
- حسين بن محمد بن حسن حوانى - نزهه الناظر وتنبيه الخواطر - م قرن پنجم هجرى - اول - ۱۴۰۸ هق - مهر قم - مدرسه امام مهدى (ع) قم.
- سيد رضى الدين على بن موسى جعفر بن طاووس، اقبال الاعمال، م۶۶۴، چاپ اول ۱۴۱۴، دفتر تبليغات اسلامى.
- شريف المرتضى، الامالى سيد مرتضى، م۴۳۶، چاپ اول ۱۳۲۵هجرى، كتابخانه حضرت آيت الله العظمى المرعشى النجفى قم،جامعه مدرسين.
- كلينى، كافى، م۳۲۹ ۳۲۸، سوم، ۱۳۸۸ هجرى، حيدرى، دارالكتب الاسلاميه آخوندى.
- متقى هندى، كنز العمال، م۹۷۵ مؤسسة الرسالة، بيروت.
- محمد باقر محمودى - نهج السعاده فى مستدرك نهج البلاغة - معاصر - چاپ اول ۱۳۹۶ - دارالتعارف للمطبوعات.
- محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، م۱۱۱۰، چاپ دوم ۱۴۰۳، دارالوفاء، بيروت.
- محمد باقر مجلسى، بحارالانوار فى تفسيرالمأثور القرآن، چاپ ايران.
- محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، م۲۵۶، دارالفكر، بيروت، مطبعة الاعتدال، دمشق.
- محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشيعة (آل البيت)، م۱۱۰۴، چاپ دوم، ۱۴۱۴، مهر قم، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث.
- محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشيعة، م۱۱۰۴، چاپ پنجم ۱۳۹۸ مكتبة الاسلامية، طهران.
- محمد بن عيسى ترمذى - سنن ترمذى - م۲۷۹- دارالفكر - بيروت.
- ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، م۱۳۲۰، چاپ اول ۱۴۰۸، مهر قم، مؤسسة آل‏البيت لاحياء التراث.
- نووی، شرح صحيح مسلم، م۶۷۶، چاپ ۱۴۰۷، دارالكتب العربى، بيروت، لبنان
منابع لغوي
- احمد ابن فارس، معجم مقاييس اللغه، دارالكتب اللميه، قم.
- خليل بن احمد فراهيدى، كتاب العين، دارالهجرة، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
- راغب اصفهانی، مفردات فى غريب القرآن، مرتضويه، تهران.
- زبيدى، تاج العروس، م۱۲۰۵، چاپ ۱۴۱۴، دارالفكر، بيروت.
- على اكبر دهخدا، دهخدا، چاپخانه دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۴۰ش.
- علی اکبرقرشى، قاموس قرآن، دارالكتب اسلاميه، تهران، ۱۳۵۲ش.
- فخرالدين طريحى، مجمع البحرين فى اللغة، مرتضوى، تهران، مج۶، چاپ دوم، مج۱۳۶۵ ۶ش.
- لويس معلوف، المنجد فى اللغه، انتشارات اسماعيليان، تهران، ۱۳۶۲ ش.
- مبارک بن محمد ابن اثیر، النهايه فى غريب الحديث و الاثر، المكتبه العلميه، بيروت، ۱۳۸۳ ق.
- محمد ابن منظور، لسان العرب، محمد، نشر ادب الحوزه، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۳۶۳ش.

Share/Save/Bookmark