امتیاز مثبت
۰
 
از سوی عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم صورت پذیرفت:
تحلیل انتقادی کتاب «المصحف و قرائاته» عبدالمجید شرفی، قرآن پژوه تونسی
معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم کتاب «المصحف و قرائاته» قرآن پژوه تونسی را تحلیل و بررسی کرد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۰۲
کد مطلب: 10604
 
 
به گزارش پایگاه خبری ایحاء، علیرضا کاوند، معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در تحلیلی به بررسی کتاب «المصحف و قرائاته» عبدالمجید شرفی، قرآن پژوه تونسی پرداخت.


متن کامل تحلیل انتقادی کتاب «المصحف و قرائاته» به این شرح است:

به نام خدا
در ابتدا برای مخاطبان محترم، توضیحاتی را درباره کتاب عبدالمجید شرفی می دهم و سپس مشکلات و معضلات این کتاب را مطرح می کنم:

متفکران روشنفکر جهان اسلام مدت هاست که درباره خوانش های قرآن کریم و فهم آن در سیاق شکل گیری تاریخی، مشغول به تفکر و تحلیل هستند؛ یکی از متفکران تونس، آقای عبدالمجید شرفی برای اولین بار در جهان اسلام یک نسخه را از قرآن کریم منتشر کرده که این نسخه در واقع به نوعی تفسیری قرائت مدارانه از قرآن کریم است که نامش «المصحف و قرائاته» است.

این کتاب که گروهی از محققان  زیر نظر آقای عبدالمجید شرفی این کتاب را انجام دادند، کتاب بسیار پرفروشی در کشور تونس بوده که من ابتدا توضیحاتی که نیاز است در مورد این کتاب می دهم تا مخاطب بحث ما ذهنش با این مطلب آشنا شود و در مورد کتاب اطلاعات را به دست بیاورد و با این نسخه چاپی آشنا شود. ولی در انتها نقدهای خود را نسبت به این کتاب و نکاتی که می شود در مورد آنها صحبت کرد برای مخاطبان اشاره می کنم. 

آقای عبدالمجید شرفی در کشوری فعالیت دارند که بسیار سرسبز و مشهور از نظر تاریخ و تحولات در بین کشورهای شمال آفریقا است. آقای عبدالمجید شرفی سه سال رئیس آکادمی علوم و ادبیات و فنون در بیت الحکمه تونس هستند و در واقع آن فضایی که آقای عبدالمجید شرفی درون آن، همین مطالعات را انجام می دهند، بیت الحکمه در شهر کارتاژ در کشور تونس قرار دارد که مشرف به خلیج تونس است و در یک کاخ باشکوهی قرار دارد که به سبک ایتالیایی ساخته شده و از قرن نوزدهم با هنر اندلس تزیین شده است.

آقای دکتر عبدالمجید شرفی استاد بازنشسته دانشگاه تونس است که متخصص مطالعات اسلامی است. نسخه ای که آقای عبدالمجید شرفی به عنوان کتاب جدید خود آماده کرده، در شهر کارتاژ تونس در سال 2016 میلادی در انتشارات بیت الحکمه و همچنین در مراکش در سال 2016 در انتشارات «مؤسسة مؤمنون بلا حدود للدراسات والأبحاث» شهر رباط در 5 جلد و 2332 صفحه  چاپ شده، دکتر شرفی مدعی شده که  این نسخه از قرآن کریم در جهان اسلام جدید و بی سابقه است.

در مورد شکل کتاب، این توضیح را می شود داد که در واقع یک کتاب علوم قرآنی است که ضمن یک متن واحد که تفاوت ها و اختلافات روایات قرائت های آیات قرآن را مطرح  می کند، از کتابهای مختلف نیز مطالبی را در این زمینه گرد آورده که هم شامل مطالب صحیح است و هم مطالب ضعیف و شاذ. به خوانش های قرآنی، دلایل نزول، مسأله نسخ و همچنین مسأله تکرار در آیات توجه داشته، علاوه بر بحث بر سر تقسیمات قرآن به حزب، نصف حزب، ربع حزب و یک هشتم حزب؛ در خصوص تاریخ شکل گیری قرآن صحبت کرده و اینکه کدام علوم قرآنی به حل این مباحث کمک می کند؛ به هر سوره  یک مقدمه کلی اختصاص داده که درباره نام های مختلف سوره و مکی و مدنی  بودن آن و تعداد آیاتش بحث کرده است. همچنین به ترتیب آیات همان سوره طبق مصادر و منابع کهن و قدیمی پرداخته، تمام آیات به خط قرآنی عثمان طه را بالا آورده، و قرائت حفص از عاصم را زیرش به رنگ قرمز آورده است و سپس زیر آن، قرائت های مختلف همان آیه را به رنگ خاکستری روشن طبق ترتیب تاریخی، طبق وفات مؤلف آورده است. 

به گفته آقای دکتر شرفی، همانطور که مشهور است، عثمان خلیفه سوم نسخه های موجود قرآن را کاهش داد و همان طور که می دانید در سنت تاریخی اسلام، خداوند در واقع رسالتش را برای پیامبر خاتمش به شکل مستقیم در گوش پیامبر (ص) ارائه داده و از آنجا که پیامبر ما امّی بودند،  قرآن در نسبت با مسلمان ها و در رابطه با آنها نگاشته شده و صرفا برای آنها یک معجزه محسوب می شود. این عقیده آقای عبدالمجید شرفی هست و ایشان مطرح کرده که قرآن از یک زیبایی لغوی و طروات سیاقی هم برخوردار است.

به گفته آقای عبدالمجید شرفی رسول خدا نقشش این بود که به صورت بیانی و شفاهی و زبانی، این پیام‌ها را به اصحاب خود منتقل کند و پس از او کاتبین پیغمبر اکرم(ص) آن چیزی را که شنیدند نوشتند. به گفته آقای شرفی از همان ابتدا، نسخه هایی از قرآن با قرائت های مختلف شکل گرفته و در واقع این هیچ مشکلی را برای پیغمبر اکرم در زمان رسالتش ایجاد نکرده، چون در واقع پیام پیغمبر اکرم براساس صحبت خودش و ارسال پیام خودش با این گروه مخاطبانش بوده است.

به گفته آقای عبدالمجید شرفی بیست سال پس از درگذشت پیامبر اکرم(ص)، خلیفه سوم، در واقع به اختلاف نظر بر سر متن قرآن پایان می دهد و تصمیم می گیرد که بررسی کند که کدام آیه از دهان پیغمبر اکرم خارج شده و معتبر است و صحیح شمرده می شود و پس از آن تمام نسخه‌های قرآن را ممنوع می کند و آنها را می سوزاند و به همین خاطر طبق برخی از متون تاریخی هم عثمان را به عنوان حراق المصاحف می‌شناسیم.  

به گفته آقای عبدالمجید شرفی قرآن به صورت رسمی، اولین بار در سال ۱۹۲۴ م توسط دانشگاه الازهر در قاهره با اعتماد به نسخه ای که تا امروز هنوز معتبر است، چاپ شده و تا امروز در جهان اسلام نسخه رسمی واحدی از قرآن کریم وجود دارد؛ ولی به گفته آقای عبدالمجید شرفی قرائت‌های مخالفی وجود دارد و هنوز هم این قرائتها در بعضی از متون اسلامی ما و در بعضی از کتابها موجود است،  که این موارد در واقع خود زمینه ای برای تفسیر های ادبی و مناقشات فقهی و اختلاف نظرهای فقهی شده است.

در نسخه جدیدی که آقای عبدالمجید شرفی منتشر کرده هم این مطالب به نوعی مطرح شده و در نسخه ایشان اختلاف قرائت ها به همراه نسخه اصلی واحد، گنجانده شده و تقریبا می شود گفت که متن شناخته شده را تحت الشعاع و تحت تأثیر خود قرار داده است. آقای عبدالمجید شرفی معتقد است که قرآن کریم چهار لایه دارد. وی تحقیقات خود را درباره مطالعات مسیحی و یهودی و کتب آرامی و سریانی انجام داده و همین طور در زمین نسخه‌های خطی در واقع ممنوعه که نسبت به صحابه پیغمبر وجود داشته، مطالعاتی را انجام داده است. شرفی معتقد است که قرآن چهار لایه دارد؛ یک لایه متون اصلی یهودی و مسیحی است، لایه دوم تعابیر اسلامی که دقیقا آیات نازله بر پیامبر نیست و در واقع همه اینها به عنوان میراث غیر اسلامی اصیل محسوب می شود، لایه سوم متونی است که به طور مستقیم به پیغمبر اکرم(ص) نسبت داده می شود و بر ایشان وحی شده و لایه چهارم قطعات تکمیلی پس از وفات پیغمبر در سال ۶۳۲ میلادی است. آقای عبدالمجید شرفی معتقد است که در واقع انعکاس تاریخ اندیشه های یهودی و مسیحی در قرآن را نمی شود نادیده گرفت.

او معتقد است که برای همه ۱۱۴ سوره قرآن کریم قرائت های مختلفی وجود دارد و در تمامی روایات تاریخی، فقط آیات سوره های کوتاه آخر قرآن کریم است که در دوران مکی نازل شده و در مورد متن آن اتحاد نظر وجود دارد و صرفاً این سوره ها هستند که اختلاف نظری در قرائتشان وجود ندارد و این تقریبا ۵ درصد از کل قرآن را شامل می شود. 

آقای عبدالمجید شرفی در تحقیقاتی که با آن تیم ۱۰ نفره خودش انجام داده به این مسأله رسیده که هیچ قرآن روشنی که مقدس و مورد تقدیر و تحسین همه باشد وجود ندارد، بلکه یک شبکه پیچیده از متون وجود دارد که اثری از تاریخ خودش و از محیط سیاسی اجتماعی و مذهبی نویسندگانش به جا مانده. به گفته آقای عبدالمجید شرفی تعدد خوانش ها می تواند صرفاً تشریفات بوده یا از نظر محتوا قابل توجه باشد.

عبدالمجید شرفی ۷۶ ساله با احتیاط می‌گوید کسانی که با خوانش های مختلف سر و کار دارند درک می‌کنند که خطر خوانش حرف به حرف قرآن و اصرار بر سیاق فعلی و مشهور چیست، او معتقد است که نباید  بر نسخه مشهور و رایج قرآن اعتماد قطعی کرد. عبدالمجید شرفی معتقد است که آیات قرآن برای همه موقعیت ها در زمان ما قابل انطباق و قابل اعتماد نیست زیرا نزولش بر پیامبر اکرم در شرایط تاریخی خاصی بوده است.

ظاهر امر این است که عبدالمجید شرفی شخصی است که بسیاری در تونس نسبت به او شناخت دارند و معتقدند که یک فرد مسلمان و متدین است و به هیچ حزب خاصی تعلق ندارد و از زین العابدین بن علی هم در مبارزات انتخابی اش حمایت نکرد و به عنوان یکی از ناقدان جدی آقای بن علی به عنوان رئیس جمهور تونس محسوب می شود و در نتیجه همین مسأله باعث شد که از ریاست دانشگاه تونس کنار گذاشته شود و از نظر کاری و انتشار آثارش مورد منع قرار بگیرد. 

البته این تحریم‌ها و ممانعت هایی که دولت بن علی در مورد آقای عبدالمجید شرفی انجام می دهد باعث شده این فرد از زندگی عمومی کناره گیری کرده و دنبال کارهای تخصصی برود و برای دستیابی به یک قرآن که در واقع قرآن مدنظرش بوده گروه تحقیقاتی درست کند و این پروژه را آغاز کرد و بنیادی هم به اسم بنیاد کنراد آدناور، هزینه سفرهای آرشیوی به یمن و برلین برای دستیابی به نسخه های خطی را تأمین کرد و سرانجام یک شخص دامدار لبنانی موافقت کرد تا هزینه چاپ چند کتاب رنگی از نسخه کتاب ایشان را تأمین نماید و این کتاب در مراکش شهر رباط منتشر شده است.

همکاران آقای عبدالمجید شرفی و شاگردانش بازخوردهای مثبتی را نسبت به کار ایشان ارائه دادند و در واقع آقای عبدالمجید شرفی معتقد است که اختلاف قرائت ها که در قرآن وجود دارد ممکن است یک امر بسیار مهمی باشد برای همه یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون مسلمان دنیا در سراسر جهان. 

حالا بنده می خواهم چند نمونه برای شما مطرح کنم در مورد کاری که ایشان انجام داده است؛ به عنوان نمونه در آیه ششم سوره صف در قرآن کریم، آن چیزی که در قرآن  امروزی از گذشته تا به حال  موجود است، این است که آیه شریفه می فرماید «وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ»؛ از نظر مسلمان ها این رسول همان محمد است که خاتم انبیای خداوند است اما در نسخه‌ای که آقای عبدالمجید شرفی به چاپ رسانده،  قرائت دیگری نیز وجود دارد که اصلاً شامل اسم پیامبر اکرم نمی شود و به همین خاطر در عربستان سعودی به محض اینکه این کتاب منتشر می شود سریع از انتشارش جلوگیری می‌کنند و این کتاب ممنوع اعلام می شود.

آقای شرفی معتقد است که ما نباید از حرف به حرف قرآن، استدلال و تحلیل کنیم بلکه باید از این نوع تفسیر قرآن فاصله بگیریم و قرآن را به صورت حرف به حرف مورد بررسی قرار ندهیم زیرا عواقب این خوانش بسیار وخیم و نامناسب است.

از نظر آقای عبدالمجید شرفی، یک فرد مسلمان و متدین امروزه باید به مصادر قرآن رجوع کند نه به صرف آیات خدا در قرآن، و مطالبی که خداوند فرموده و بر پیامبر اکرم  نازل شده و پیامبر شنیده، باید مسلمان و متدین امروز به دنبال مصادر قرآن باشد که قرآن از این مصادر در واقع نشأت گرفته و این عنوان‌ها زمینه این مصحف شدند.

از نظر آقای شرفی جز خداوند و مطالب الهی در این مصادر دیده نمی شود، اما اینها خوانش های مختلفی هستند که باید در بین آنها بگردیم و در واقع مطالبی را که می خواهیم پیدا کنیم. عبدالمجید شرفی معتقد است که این دیدگاه می تواند پایه‌های ثابت اسلام رایج را دچار ارتعاش کند.

یک شخصیتی است در تونس به اسم جان فونتان که متکلم کاتولیکی است و مدیر مرکز مطالعات کارتاژ در تونس است و حدود ۶۰ سال بحث خود را به حوزه گفت و گوی بین ادیان اختصاص داده و کسانی که به همراه آقای فونتان در زمینه قرائت های مختلف متون ادبی ادیان کار می‌کنند معتقدند که به دلیل چشم انداز وسیع معنایی که یک محقق می تواند در نظر بگیرد می تواند برداشت و فهم خودش را از متن فراتر ببرد. 

آقای عبدالمجید شرفی هم با همین مدل دارد کار می کند با تیم خودش. به عنوان نمونه باز مثلاً یک جمله اساسی ما داریم نسبت به امت اسلامی در سوره آل عمران؛ آیه هجدهم از سوره مبارکه آل عمران می فرماید:  «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام»؛ در کتاب چاپ شده آقای عبدالمجید شرفی این فقط یک قرائت از قرائت هایی است که در واقع می شود به آن اعتماد کرد و  آقای شرفی در کتاب خودش قرائات دیگری را هم با این تعبیر آورده است: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ  الحنفية»؛ یعنی همون دین حضرت ابراهیم که پدر همه دین های توحیدی محسوب می شود و در واقع این دین قبل از اسلام بوده. همینطور باز مثلا در سوره آل عمران آیه ۱۱۰ که فرموده: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» در واقع صحبت از بهترین امت و ملت است و جماعتی که خداوند آنها را انتخاب کرده است. آقای عبدالمجید شرفی در کتاب خودش طبق قرائت دیگری، کلمه «ائمه» آورده که در واقع یعنی این شما بهترین داعیان هستید و بهترین پیشوایان و امامان.

مستشرق برلینی خانم دکتر آنجلیکا نویفرت،  معتقد است که این نسخه ای که آقای شرفی از قرآن کریم ارائه کرده نه ‌تنها یک  پیشرفت علمی دانشگاهی در حوزه مطالعات دینی است بلکه در واقع شجاعت یک محقق دینی است. او گفته که سلفی ها نمی خواهند باور کنند که قرآن دارای یک تاریخ زمینی است و نشانه های خشونت امکان ندارد که از آسمان آمده باشد. پس این خشونت هایی که در قرآن کریم آمده، دارای بافت تاریخی خاصه و فقط کسانی که قرآن را می شناسند و می فهمند می توانند درک صحیحی از این خشونت ها داشته باشند. نویفرت معتقد است که قرآن کتاب تماما الهی نیست بلکه یک رویداد بشری است که آثاری از بحث هایی است که حضرت محمد(ص) با گروه خودش داشته و این نسخه تونسی آقای شرفی باعث می شود که ما قرآن را به درستی بخوانیم و بفهمیم که قرآن انعکاس  رویدادهای زمان خودش است.

از نظر آقای شرفی کاری که انجام شده در واقع تعریف مجدد و بازشناسی مجدد جایگاه قرآن هست در اسلام و به گفته خود آقای شرفی و مکتب وی در تفسیر قرآن، نتیجه این تفسیر تاریخی و انتقادی قرآن، این است که بدانیم قرآن اصالتا وحی الهی است ولی با زبان انسانها منتقل شده و تحت تأثیر شخصیت پیامبر و شرایط زندگی و فرهنگ و جامعه آن زمان قرار گرفته است، به گفته شرفی آینده ای برای اسلام وجود ندارد مگر اینکه قرآن مطابق با ارزش های مدرنیته و احترام به حقوق جهانی بشری، دوباره بازخوانی بشود و خوانش جدیدی از آن ارائه شود.

در جهان اسلام امروزه در کشورهای اسلامی چنین فضاهایی راحت وجود ندارد که بتوانند بحث‌های تخصصی و در این حد انتقادی نسبت به قرآن داشته باشند و جالب است که تونس تنها کشور جهان اسلام است که قرآن را ده ها سال در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه زیتونیه مورد بحث و بررسی محتوایی و مناقشه ای و نقادانه قرار داده و ما حتی در کشورهای مختلف در حوزه مطالعات اسلامی بیشتر نهادها را می‌بینیم که به صورت انحصاری دارند قرآن را مورد بررسی قرار می‌دهند و از روال رایج و مرسوم فراتر نمی رود و تونس تنها کشوری است که متأسفانه بسیار جسورانه نسبت به قرآن موضع‌گیری می‌کند و نقادانه قرآن کریم را با دیدگاه تاریخی و تاریخمندانه مورد بررسی قرار دادند که آفات و مشکلات و معضلاتی که ما درکشورهای اسلامی امروز مشاهده می‌کنیم گاهی از همین نکات مطرح از سوی چنین کشوری نشأت می گیرد و این دیدگاه ها به کشورهای دیگر سرایت می‌کند و متأسفانه فهم قرآن را دچار خلل می کند. البته باید تأکید کنم که این رویکرد تونس به مباحث قرآنی، مورد توجه و استقبال همسایگان عربش قرار نگرفته و اخیراً هم متولیان مسجد الغدیر در دانشگاه الازهر تهدید کردند که اگه برنامه نوسازی دموکراتیک اسلامی با هزینه اسلام در  یک کشور اسلامی مثل  تونس  انجام بشود، مصر و الازهر، نام تونس را از لیست کشورهای اسلامی حذف می کنند.

نکته مهمتر این که نسخه های خطی قدیمی ای از قرآن در خزائن کتابخانه های آلمان وجود دارد و اخیرا محققان آلمانی نسخه‌ای از قرآن را کشف کردند که در واقع حدود ۲۰ تا ۴۰ سال پس از درگذشت پیامبر اکرم نوشته شده و برخی از کتابخانه ها و دانشگاه های آلمان دارای نسخه‌های خطی باستانی قرآن هستند که دوره های مهم در تاریخ اسلام را روشن می کند.

نقدهایی بر این کتاب:

در مورد فعالیت دکتر شرفی و شاگردانش معتقد هستم که این فعالیت مرتبط با فعالیت‌های جمعیت های دینی مسیحی است به ویژه در ایتالیا. چون کتاب «الاسلام بین الرسالة و التاریخ» را آقای شرفی در سال ۲۰۰۱ در طول اقامتش در پژوهشکده مطالعات نوین در برلین انجام داده و این کتاب جدیدش در این پژوهشکده به انجام رسیده است. در واقع، دکتر شرفی یکی از شاگردان مستشرقان است که برخی از آنها نسبت به اسلام کینه های طولانی دارند و یا دیدگاه شبهه انگیزی در اسلام دارند.

شاگردان شرفی به او با دیده شک و تردید می نگرند و معتقدند که ممکن است حتی شرفی در ماه رمضان روزه نگیرد و یا کلاً فرائض دینی را را انجام ندهد.

متأسفانه اساتید رشته علوم قرآن و حدیث تاکنون فعالیت در خور توجهی در نقد این کتاب انجام نداده اند.

در مورد مقدمه کتاب المصحف و قرائاته دو نکته قابل بیان است یکی از منابع این پروژه تحقیقاتی، کتاب آقای آرتور جفری مستشرق معروف انگلیسی است که نویسنده کتاب المصاحف ابن داوود است. جفری در مقدمه کتابش درباره گردآوری قرآن و مراحل متعدد آن سخنانی مطرح کرده و شک و شبهاتی را نیز در این زمینه ایجاد کرده و نسبت به دانشمندان و محققان جهان اسلام و فعالیت های علمی آنها تردیدها و تشکیک هایی را به صورت مستقیم ارائه کرده و گفته است که دانشمندان غرب با اعتقاد محکم مسلمانان نسبت به کتابشان اختلاف نظر دارند و آن را قبول ندارند. دانشمندان غربی در تحقیقات علمی خودشان در زمینه تاریخ قرآن، از راه روایات متعدد و مختلف تاریخی، به حقایق جدیدی رسیده اند و با نتایجی که مسلمانان به دست آورده اند مخالفند. آرتور جفری متأسفانه هر چه که توانسته است به صورت شفاف و بدون رعایت اخلاق علمی در مورد قرآن مطرح کرده و معتقد است که قرآن از تحریف مصون نمانده است و روش او برای اثبات این مطلب، درست نیست. جفری در انتشار این کتاب طبق نسخه کتابخانه ظاهریه دمشق عمل کرده و آن را با نسخه دارالکتب المصریه مقابله کرده؛ با این که نسخه دارالکتب از نسخه ظاهریه کپی برداری و استنساخ شده ولی جفری معتقد است که این نسخه بدل نسخه ظاهریه است، در حالی که ادعای غلطی است. حتی نسخه المصاحفی که به چاپ رسانده  برگه اول را ندارد و نقصی جدی در این نسخه وجود دارد. در داخل کتاب نیز غلط ها و خطاهای بسیاری وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنم:

یک نمونه از اشتباهات جفری این است که وی در کتاب المصاحف در صفحه ۲۶ کلمه «فی» را در متن نسخه اضافه کرده است در حالی که در نسخه اصلی آن وجود ندارد؛ عبارت این است: «فَنَسَخَها عثمانُ هذه المصاحفَ»  که آقای جفری نوشته: «في هذه المصاحف»  که طبق تغییرات جفری یعنی «عثمان نسخه های مصحف ها را در نسخه های دیگر مصحف ها وارد کرده و نوشته است» در حالی که وی متوجه معنای عبارت ابن ابی داوود نشده چون در عبارت اصلی، «هذه المصاحف» بدل از حرف «هاء» در «نَسَخَها» است و معنای صحیح جمله این است که عثمان این مصحف ها را نوشته است و این به دلیل عدم عربی دانی و بی دقتی وی است.

هم‌چنین جفری در بیان نام رجال و افراد مندرج در کتاب ابن ابی داوود دچار خطاهای متعدد شده، به عنوان نمونه  در صفحه ۳۲۱ می گوید: «منظور از یونس در اینجا، یونس بن حبیب است» در حالی که اشتباه است و منظور، «یونس بن یزید ایلی» است. همچنین در صفحه 518  نام «زبید بن حارث بن عبدالکریم یامی» آمده،  که آقای جفری گفته: «گرچه در نسخه اصلی زبید است، اما صحیح این عبارت، زید بن ثابت است نه زبید بن حارث» !!! که متاسفانه وی اجتهادات شخصی و کاملا  اشتباه و بی مبنا دارد.

جفری در مقدمه کتاب می گوید: «این کتاب را به خوانندگان تقدیم می کنم به این امید که مبنایی برای بحث های جدید در زمینه تاریخ تحول قرائات و دگرگونی قرائات قرآن کریم باشد زیرا در روزگار ما مستشرقان مطالب زیادی را درباره تفسیر قرآن و اعجاز آن و احکام آن مطرح کرده‌اند ولی تاکنون درباره تحول قرائت ها و دگرگونی آن ها نکاتی را مطرح نکرده اند و معلوم نیست چرا درباره این مسأله نگفته‌اند که کتاب‌های مقدس قدیمی،  قابلیت تحول و دگرگونی را داشته است و دچار تغییر و دگرگونی و تحریف شده است و برخی از آن کتاب‌ها نیز از این مسأله مصون مانده اند».

جفری تصور کرده که از خلال روایاتی که مربوط به جمع قرآن و در خصوص مصحف های صحابه و قرائت ها است می تواند انتقاداتی را نسبت به کتاب خداوند مطرح کند اما او نمی داند که این مسأله هرگز با مسائلی که در کتاب های مقدس اهل کتاب است قابل مقایسه نیست؛ در پاسخ آرتور جفری باید بگویم که مسلمانان هرگز معتقد به تحریف یا تبدیل مطالب کتابشان در گذر زمان نیستند، بر خلاف یهود و نصارا که معتقد به چنین مسأله ای هستند و به همین دلیل است که این مسائل را مسلمانان و حتی مستشرقانی که تاکنون درباره اسلام و قرآن نکاتی را مطرح کرده‌اند، چندان به آن نپرداخته اند زیرا خود مسلمانان چنین اعتقادی را ندارند. جفری معتقد است که فردی منصف در بحث خود است و در نیت خود صداقت دارد و به دنبال کشف حقایق است؛ این مطلب را در صفحه چهارم در  مقدمه کتاب المصاحف مطرح کرده؛ همچنین در صفحه ۹ و ۱۰ می گوید که  بحث من چه به حق باشد چه  باطل باشد اما مهم این است که آنچه را که به دست ما رسیده  مورد بررسی قرار دهیم و بدانیم که پس از تحول و دگرگونی زیاد، این مطالب به دست ما رسیده است؛ دکتر محمدصادق عرجون تحقیق آرتور جفری را درباره کتاب المصاحف،  مورد تحلیل انتقادی قرار داده و بیان کرده که جفری در کتاب خود نسبت به مؤلف یعنی ابن ابی داوود و نظراتش و مطالب کتابش تدلیس کرده. دکتر عرجون اضافات کتاب جفری را نسبت به نسخه صحیح اصلی مشخص کرده است.

متأسفانه عبدالمجید شرفی این کتاب را به عنوان یکی از مصادر کتاب خود از ابتدای امر قرار داده است.

مسأله دوم اعتماد آرتور جفری به تفسیر منسوب به ابن عباس است که عنوانش «تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس» است و این تفسیر نوشته فیروزآبادی صاحب قاموس المحیط است که روایات تفسیری ابن عباس که از وی به طریق واحد نقل شده در این کتاب آمده است؛ اما به دلیل نقدهایی که به این کتاب در مباحث فقه الحدیثی وارده است چندان جایز نیست که به آن به صورت سطحی اعتماد کنیم زیرا تلفیقی از اخبار صحیح و ناصحیح است و صرفاً اهل علم باید به آن مراجعه کنند که شاخص هایی برای بررسی تحلیل و نقادانه داشته باشند.

یکی از نکات دیگری که در نقد «المصحف و قرائاته» می شود گفت این است که تیم شرفی به دنبال این بودند که قرائت های مختلف هر آیه را بیاورند و از کتاب های «مختصر شواذ القراءات» نوشته ابن خالویه و کتاب «المصاحف» ابن ابی داوود سجستانی و تنویر المقباس فیروزآبادی و آثار دیگر استفاده کرده‌اند، یعنی تمام فعالیت آنها این بوده که قرائت های مختلف را بیان کنند و هیچ ترجیح یا تفسیری را برای آن ارائه ندهند. در واقع آنها شایسته این فعالیت پژوهشی نبوده اند و در واقع پروژه آنها پاسخی به سؤالات تحقیقی تاریخی نمی‌دهد بلکه صرفاً قرائت های مختلف متن های قرآن را و آیات قرآن را مطرح می‌کند؛  بنابراین مانند یک معجم قرائت به حساب می آید. یعنی تلاش آنها مانند تلاش عبدالطیف خطیب در «معجم القراءات» یا تلاش دکتر احمد خطاب عمر و عبدالعال سالم مکرم در «معجم القراءات القرآنية» است، بدون اینکه حتی شمول آن معجم ها را نیز داشته باشد.

در واقع آنها قرائت های متواتر را بر یکدیگر تفضیل نداده‌اند و آنها حتی جرأت نکرده اند قرائتی را بر قرائت دیگر برتری دهند زیرا می‌ترسیدند که دیدگاه عمومی جامعه اسلامی علیه آنها موضع بگیرد و آنها را در مورد تکفیر قرار دهد. در واقع آنها مصحف جدیدی را که مغایر با ما مصحف فعلی موجود است ارائه نداده اند یا ترتیب آیات را با ترتیب جدید دیگری ارائه نداده اند، در حالی که به نظر می‌رسد هدف آنها چاپ چند مصحف متعدد بوده با تلفیق قرائت های متعدد و انتخاب برخی از آنها نسبت به برخی دیگر و ایجاد ترتیب جدید و متفاوت میان آیات و سور، که متفاوت با مصحف موجود باشد.

در واقع هدف شرفی این بوده که اثبات کند وحی الهی مختص معنای قرآن است و شامل لفظ نمی شود و در واقع لفظ قرآن، انشاء پیامبر است زیرا او بشر است و شرفی، به صورت کلی منکر این است که الفاظ قرآن کریم توسط خداوند مصون و محفوظ باقی مانده باشد و مدعی است که لفظ قرآن کریم، دچار تغییر بشری شده و در واقع، وعده الهی، حفظ معنای قرآن به معنی خاص است، نه الفاظ قرآن کریم.

عبدالمجید شرفی معتقد است که قرآنی که امروزه میان مسلمانان متداول است با قرآنی که پیامبر اکرم(ص) به اصحاب ابلاغ کرده است متفاوت است؛ و از همین جا هدف ناصحیح وی و همکارانش در این پروژه مشکوک مشخص می شود.

برخی مانند دکتر محمد الطالبی که نسبت به تحقیق شرفی و تیمش دیدگاه خاصی دارد و آن را به طور ویژه مورد مطالعه قرار داده معتقد است که شرفی فردی بسیار مغالطه گر و فریبکار است و سعی داشته تا درون فرهنگ اسلامی ایجاد تلبیس و شبهه کنه و واجب است که او را رسوا کنیم.

شرفی معتقد است که اختلاف قرائت های قرآنی، دلالت بر اضطراب متن قرآن دارد زیرا وقتی صورت های مختلف و متفاوتی از یک متن در میان روایت های تاریخی نقل شده، پس نمی توان صورت صحیح را تشخیص داد؛ در حالی که ایشان کاملا حرف اشتباه زده است و در واقع  می‌توان صورت‌های صحیح را تشخیص داد و تواتر سندها قابل بررسی است و رجال اسناد هم قابل تحقیق و پژوهش هستند. 

درخواست بنده از محققان و متخصصان این حوزه این است که به طور موسع به کتاب شرفی و تیم آن بپردازند و به صورت تحلیلی و انتقادی این کتاب را مورد نقد قرار دهند تا از رشد چنین آثاری در دراز مدت جلوگیری شود و جامعه اسلامی این گونه به انحراف نرود و جوانان مسلمان هم تحت تأثیر چنین مطالبی قرار نگیرند.
Share/Save/Bookmark