امتیاز مثبت
۰
 
معيارهاي گزينش همسر از منظر قرآن
انتخاب همسر، سنگ زيربناي يك زندگي موفق است و اكثر شكستها در زندگي مشترك، از بناگذاري نامناسب اين سنگ زيرين ناشي مي شود.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۱
کد مطلب: 1712
 
 
در اين نوشتار مختصر سعي شده، اصوليترين معيارها و ملاكهاي انتخاب همسر شايسته، به جوانان عزيز معرفي شود تا به گونه اي همسر برگزينند كه با يكديگر همتا و متناسب باشند، و زندگي مشتركشان بهتر، سالم تر، پرجاذبه تر، شيرين تر و باصفاتر گردد.

 
يكي از مسائل بسيار مهم و اساسي قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معيارهايي براي انتخاب همسر است. به جرأت مي توان گفت بيشترين مشكلاتي كه در زندگي مشترك بهوجود مي آيد، ناشي از اين است كه زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نكرده اند و پس از چند سال زندگي متوجه مي شوند اين دو مناسب يكديگر نبوده اند.

 
تحقيقات نشان مي دهد عوامل اصلي طلاق عبارتند از: اعتياد، دخالت اطرافيان، ناسازگاري، مسائل مالي، فقر فرهنگي و شيوه هاي سنتي انتخاب همسر (كه بيشتر متكي بر شانس و تصادف است).

 
انتخاب همسر، سنگ زيربناي يك زندگي موفق است و اكثر شكستها در زندگي مشترك، از بناگذاري نامناسب اين سنگ زيرين ناشي مي شود. اين كه يك زندگي شيرين پس از مدتي به تلخي و سردي مي گرايد، اين دريافت ويرانگر هر يك از زوجين را در متن خود دارد كه ما اصلاً براي هم مناسب نبوديم، يعني به اين نتيجه مي رسند كه در مرحلهي گزينش اشتباه كرده اند.

 
روانشناسان و متخصصان خانواده معتقدند كه هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج، اطلاعات صحيح تر و دقيق تري نسبت به يكديگر داشته باشند، بهتر مي توانند موفقيت و يا شكست زناشويي خود را پيش بيني نمايند. در اين راستا روانشناسان و متخصصان خانواده، - ناصحان خيرانديشي كه راهنمايي نسل جوان را وظيفهي خود مي دانند و براي رهايي دختران و پسران جوان از يك زندگي سرد و بي روح و يا يك جدايي اجتناب ناپذير، دل مي سوزانند - آنان را به ريشه هاي مشكلات احتمالي توجه داده اند و از اين طريق سعي كرده اند كه اشتباهات را به حداقل ممكن كاهش دهند.

 
يكي از مهمترين اين موارد انتخاب مناسب همسر است. قبل از هر چيزي لازم است همسري را كه براي زندگي آينده انتخاب مي كنيم بهخوبي بشناسيم. اگر اين انتخاب درست و هشيارانه صورت بگيرد، مشكلات بعدي كه خواه ناخواه در هر زندگي بهوجود خواهد آمد، با درايت و گذشت برطرف مي شود؛ زيرا در صورت انتخاب صحيح، زندگي مشترك بر اين باور عميق تكيه خواهد داشت كه اصل تصميم در مورد شروع زندگي مشترك و انتخاب همسر، درست بوده است يعني پشتوانهي زندگي، يك تصميم درست و منطقي و يك انتخاب آگاهانه بوده است و ستون محكم اين زندگي هرگز فرو نخواهد ريخت.

 
به هر حال، بايد توجه داشت كه انتخاب همسر، غير از انتخاب لباس و يا گزينش نوكر و كلفت است. شخص با انتخاب همسر مي خواهد يك شريك در زندگي خانوادگي براي خود برگزيند؛ شريكي كه تا پايان عمر همراه و همراز او باشد و از مصاحبت با او لذت ببرد. مي خواهد او را شريك مال و زندگي خود و مهم تر از همه، محرم اسرار خويش نمايد. از اين رو، عقل سليم حكم مي كند كه انسان دربارهي همسر آينده اش تحقيق كند و از هرگونه عجله كاري و اغماض در جوانب قضيه بپرهيزد. بايد ويژگي هاي اخلاقي و روحي همسر مورد انتخاب را بشناسد و بنگرد كه چه كسي را براي همسري برمي گزيند. ازاين رو، مرحلهي بررسي و شناخت جهت گزينش همسر، اهميت بهسزايي در زندگي انسان دارد؛ زيرا تجربه نشان داده كه منشأ بيشتر اختلافات خانواده ها و طلاقها، شتابزدگي در انتخاب همسر بوده است.

 
بنابراين، پيشوايان معصوم(ع) دربارهي اين امر خطير و سرنوشت ساز دستور داده اند كه هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگيريد و دو ركعت نماز به جاي آوريد و آن گاه از خداوند مهربان درخواست نماييد كه همسري شايسته كه از لحاظ اخلاق و پاكدامني و نگه داري مال و آبرو سرآمد است، نصيب شما گرداند و سپس به سراغ انتخاب همسر برويد.1 اين دستور معصوم(ع) بيانگر اين است كه فكر و انديشهي انسان بهتنهايي كافي نيست، بايد در اين امر مهم به حق تعالي پناه برد و از او استمداد نمود.

 
شريعت اسلام براي گزينش همسر معيارها و ضوابطي را معين كرده است. در اين نوشتار مختصر سعي شده، اصوليترين معيارها و ملاكهاي انتخاب همسر شايسته، به جوانان عزيز معرفي شود تا به گونه اي همسر برگزينند كه با يكديگر همتا و متناسب باشند، و زندگي مشتركشان بهتر، سالم تر، پرجاذبه تر، شيرين تر و باصفاتر گردد:

 
شرايط و ويژگي هاي فردي

 
اصالت و نجابت خانوادگي

خانه و خانواده، نخستين محيط اجتماعي است كه كودك را تحت سرپرستي و حضانت قرار مي دهد. از اين رو، بيش از ساير محيط هاي اجتماعي، در رشد و تكامل فرد تأثير دارد. كودك پيش از آن كه از اوضاع اجتماعي خارج متأثر گردد، تحت تأثير خانواده قرار مي گيرد.

 
آغاز بيشتر عادتها، نظريات و عقايد فرد از خانه شروع مي شود كه اين موضوع اهميت تأثير خانواده را بسي روشن خواهد ساخت. عادتهايي از قبيل: طرز غذا خوردن، سخن گفتن، راه رفتن، رفتار با ديگران، همچنين نظر فرد نسبت به حقوق ديگران و ...، همه را شخص از محيط خانه و خانواده كسب مي كند.

 
اصالت و شرافت خانوادگي زن و مرد، يكي از اساسيترين ملاكهاي ازدواج، بهويژه در جوامع اسلامي است. كلمهي اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معناي ريشه آمده است. يعني زن و مرد از خانواده هايي باشند كه داراي اصل و ريشه اند.

 
شناخت خصوصيات و وضعيت تربيتي و فرهنگي خانوادهي همسر آينده، در ايجاد تفاهم بين زوجين در زندگي، نقش اساسي را ايفا مي كند و مي تواند ملاك قابل اعتمادي براي چگونگي تربيت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگي زناشويي تلقي شود.

 
توصيه هاي اسلام در اين باره آن است كه تا حد امكان، خانوادهي همسر، پاك و عفيف باشند؛ زيرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبه هاي عقلي - از لحاظ قوت و ضعف هوش - و زمينه هاي اعتقادي آن، در زندگي نسل جديد اثر مي گذارد.

 
از ديدگاه قرآن، زنان فقط وسيلهي ارضاي غريزه جنسي نيستند، بلكه آفريدگار جهان آنان را به گونه اي آفريده كه وسيله اي براي بقاي نسل و حفظ حيات نوع بشر و مركز ثقل پرورش و تربيت فرزندان صالح و شايسته باشند:

نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ اَنّي شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاَِنْفُسِكُمْ؛2 زنان شما، محل بذرافشاني شما هستند؛ پس هر زمان كه بخواهيد، مي توانيد نزد آنان برويد و (سعي نماييد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيكي براي خود، از پيش بفرستيد!

 
قرآن كريم در اين آيهي شريفه، زنان را تشبيه به كشتزار نموده، مي فرمايد: نِسائُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ؛ زنان شما مانند كشتزاري براي شماها هستند. زيرا كشتزار است كه بذر را پرورش مي دهد و به ثمر مي رساند.

 
در اين جا ممكن است اين موضوع مطرح شود كه اسلام نسبت به زنان بي احترامي كرده و آنان را از مقام انساني، تنزّل داده است، غافل از اين كه با طرح اين مسئله معلوم مي شود قرآن بقاي نسل بشر را منوط به وجود زن مي داند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگي كه تاريخ بشر و دنيا را عوض كرده اند، به ثمر نمي رسيد.

 
نطفه، (مادهي اوليهي تشكيل دهندهي جنين) از جنبه ها و خصايص وراثتي والدين و حتي اجدادش متأثر است. اگر آنها ناسالم باشند، اميدي به اصلاح فرزند نيست؛ مگر در مواردي بسيار نادر.

 
اگر خانواده را به درختي تشبيه كنيم، فرزندان به منزلهي بار و بر آن هستند و اگر به يك زمين تشبيه نماييم، فرزندان به منزلهي گياهان آن هستند؛ و روشن است كه هر درختي ميوهي سالم و شيرين نمي دهد و هر زميني لاله و سنبل برنمي آورد! برخي از درختان ميوهي تلخ و ناسالم و بعضي از زمين ها خار و خس مي پرورانند.

 
قرآن كريم دراين باره مي فرمايد: والبلد الطيب يخروج نباته بأذن ربه و الذي خبثت لايخروج الا نكدا كذالك نصرف الآيات لقوم يتشكرون3؛ گياه سرزمين پاك به فرمان پروردگارش مي رويد، و در زمين هاي ناپاك (گياه آن) جز به سختي در نيايد، بدينسان آيه ها را براي گروهي كه سپاس مي دارند گوناگون مي كنيم.

 
و نيز در آيه اي ديگر مي فرمايد: مگر نديدي خدا چگونه مثلي زد، سخن نيك همانند نهال نيك است كه ريشه اش در زمين و شاخه اش در آسمان است، هميشه به اذن پروردگارش ميوه مي دهد. خداوند براي مردم اين گونه مثل مي زند تا شايد پند و اندرز گرفته، متذكر گردند.4

آري، زمين شوره، سنبل برنيارد!.

 
در خانواده هاي اصيل و شريف، كمتر اتفاق مي افتد كه فرزندان ناصالح و نانجيب پرورانده شوند و در خانواده هاي غيراصيل و ناصالح، كمتر اتفاق مي افتد كه فرزندان صالح و نجيب، پرورش يابند.

 
اصالت و شرافت خانوادگي از آن رو حائز اهميت است كه مي تواند در رديف معيارها درآيد و در بسياري از موارد، بهعنوان يك معيار اطمينان بخش مورد استفاده قرار گيرد.

 
اخلاق نيكو

هرچه علم و تكنولوژي رشد مي كند، نياز بشر به اخلاق افزايش مي يابد و لازم است به موازات آن، دستورات عالي اخلاقي پيامبران، كاملاً مورد عمل و نظر قرار گيرد. دنياي علم و صنعت، گرچه وسايل و ابزارهايي در اختيار بشر مي گذارد ولي دربارهي عدم سوء استفاده از آنها هيچگونه راه حلي ارائه نمي دهد.

 
سير صعودي آمار جرائم، جنايات، فساد، تبهكاري، قتل و خودكشي، متلاشي شدن خانواده ها و ... بيانگر اين حقيقت است كه اخلاق، كه فلسفهي بعثت انبياء است انما بعثت لأتمم مكارم الاخلاق5 بر جامعه حكمفرما نيست.

دانش و صنعت نمي تواند سعادت و آرامش بشر را تضمين و تأمين كند. استعمارگران، علم و صنعت را به نفع خويش استخدام نموده، ميليون ها نفر را بي خانمان مي كنند؛ چنان كه حقوق حقهي ملتهاي ضعيف را چه آسان پايمال مي سازند و آنان را به خاك و خون مي كشند...

 
تنها عاملي كه مي تواند روح سركش انسان و غرايز طوفاني و عصيانگر وي را مهار كند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومي و زندگي مسالمت آميز به كار اندازد، اخلاق واقعي است كه از ايمان حقيقي به خدا سرچشمه مي گيرد.

يكي از ويژگي هاي اساسي براي زندگي شاد، اخلاق نيك است. منظور از اخلاق نيك، تنها خنده رويي و خوشخلقي اصطلاحي نيست زيرا خنديدن و خنداندن و ... در بعضي مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نيست بلكه ضداخلاق است.

 
اخلاق هر انساني تأثير مستقيم در زندگي او دارد. اين تأثير در محيط خانواده محسوستر و نقش آفرين تر است؛ زيرا مسائل عاطفي در خانواده بر مسائل ديگر غلبه دارد و محيط خانواده بيشتر بر مبناي خصوصيات اخلاقي اعضاي آن شكل مي گيرد تا عوامل ديگر. ازاين جهت، اگر اعضاي خانواده از اخلاقي نيكو بهره مند باشند، محيط خانواده تبديل به بهشتي سرورانگيز مي شود و چنان چه به بداخلاقي خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمي سوزان گرفتار خواهند ديد.

 
امام علي(ع ) مي فرمايد: بِحُسْنِ الاَْخْلاقِ يَطيبُ الْعَيْشُ6؛ با خوشاخلاقي ، زندگي نيكو و مطلوب مي گردد.

ملكات فاضله و اخلاق كريمه است كه باعث نشاط و شادابي در زندگي شده، دشواريها را برطرف و اضطرابها و نگراني ها از بين مي برد. در مقابل، بداخلاقي جسم و روح انسان را فرسوده مي كند و عامل مهم پيري زودرس است. پيامبر گرامي اسلام(ص) پيوسته در دعا چنين مي فرمود: اَللّهُمَّ اِنّي اَعُوذُبِكَ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشيبُني قَبْلَ اَوانِ مَشيبي7؛ خدايا! به تو پناه مي برم از همسري كه قبل از رسيدن پيري، پيرم كند.

 
زندگي مشترك زناشويي، داراي فراز و نشيبهايي است كه برخورد صحيح با آنها نياز به روحيه اي قوي و اخلاقي پسنديده دارد. زن و مرد اگر از اين مزيّت، بهره اي نداشته باشند، نميتوانند با تفاهم و همكاري متقابل بر مشكلات زندگي چيره شده، بار سنگين آن را به مقصد برسانند. چنان كه يكي از طرفين از اخلاقي نيكو و رفتاري شايسته برخوردار نباشد، طرف ديگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگي به كامش تلخ خواهد شد.

 
از آن جا كه اصلاح صفات ناپسند، در صورت ريشه دار بودن آنها، نياز به تلاش طاقت فرسا و زماني طولاني دارد، بايد از همان ابتدا به صفات اخلاقي همسر توجّه كرد تا در سايهي انتخاب همسري خوش اخلاق، زندگي سعادتمندانه اي پيريزي شود.

 
به طور كلي منظور از اخلاق نيك، اين است كه انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهاي پسنديده، فضائل، كمالات و اعمال و رفتار نيكو بوده، از صفات زشت، بيماريهاي اخلاقي و ... دور باشد.

 
زندگي زن و مرد در محيط خانوادگي احتياج به اخلاق دارد زيرا تنها در پرتو قانون نمي توان زندگي كرد.

قرآن كريم از پيامبر گرامي اسلام(ص) بهعنوان صاحب خُلق عظيم ياد نموده، مي فرمايد: انك لعلي خلق عظيم؛8 تو بر خلق و خوي بزرگي هستي. خداي سبحان هيچ كس را به اين عظمت نستوده است. در تبيين اين محور مهم از رسول اكرم(ص) چنين نقل شده است: معيار خُلق نيكو، خلق الله است9؛ يعني آن كسي خلق نيكو دارد كه متخلق به اخلاق الهي باشد. نيكوترين نامها و صفات، از خداست.10 چه رنگي نيكوتر از رنگ خدايي. نيكوترين جلوه اي كه انسان مي تواند به خود بگيرد، مظهر جلوه هاي الهي شدن است؛ اين كه انسان، خليفه و جانشين صفات خدايي شود زيرا جانشين بايد به نشانه هاي خداوندي متصف باشد. اگر خداي متعال عطوف، رؤف، رحيم، عليم، كريم، عزيز، حكيم و غفور است، جانشين او نيز بايد نشاني از اين صفات داشته باشد. اينها جلوه هاي صفات الهي است كه در بندهي مؤمن و خالص او تجلي نموده است. اين اصل، نه تنها عامل تحكيم خانواده و زندگي زناشويي است، بلكه يكي از مهم ترين عوامل براي تربيت نسل سالم، چه در دوران جنيني و شيرخوارگي و چه در دوران كودكي است.

 
سلامت عقل و تفكر

گاهي اوقات افراد از روي ترحم با فردي ازدواج مي كنند كه از نظر هوشي در سطح پاييني است. مي خواهند ايثار كنند، ولي سخت در اشتباهند. زندگي با افراد كم هوش، بسيار مشكل است. كسي كه تفكر و هوش خوبي دارد، توانايي فراواني در مديريت دارد زيرا يكي از اركان اصلي مديريت، تفكر خوب است.

 
طبق بررسيها و مطالعات آسيب شناسي خانواده، اصليترين علت اختلافات خانوادگي، سرديها و بيرغبتيها، اخمها و قهرها، بيتفاوتيها و افسردگيها، بدزبانيها و تنديها، طردها و فرار از خانه، پريشانيها، و اختلالات رواني، برخي آسيبپذيريهاي رفتاري و كژرويهاي اجتماعي همسران و سرانجام طلاق و جدايي و ريشهي اصلي تمام ناسازگاريهاي زناشويي، عدم تناسب در عقل و انديشه بين زوجين است.

 
شريعت اسلام براي جلوگيري از ضايعات احتمالي كه در اثر وراثت پيش مي آيد، تأكيد مي كند كه برخي از ازدواجها صورت نپذيرد. اسلام افراد را از ازدواج با انسان احمق كه از نظر هوشي عقب مانده است، برحذر مي دارد. چنان كه امام صادق(ع) ميفرمايد: ايّاكم و تزويج الحَمقاء فَانَّ صُحبَتَها بَلاءٌ و ولدها ضياع11؛ بپرهيزيد از ازدواج با احمق! زيرا، مصاحبت و زندگي با او بلاست و فرزندانش نيز تباه مي شوند و نيز فرمود: عقل چيزي است كه خداوند رحمان به وسيلهي آن پرستش و عبادت ميشود و بهشت بهوسيلهي آن به دست مي آيد.12

 
5 - زيبايي و شادابي

همسري كه از چنين صفاتي برخوردار باشد، غالباً ضامن جلوگيري همسرش از انحرافات و چشم چراني ها مي گردد و معمولاً اين موضوع با خوش اخلاقي همراه است؛ زيرا زيبارويان در اغلب موارد داراي اخلاق ملايم و جذاب هستند.

زيبايي يك امتياز است و در شيريني و سعادت زندگي زناشويي تأثير بهسزايي دارد.

 
گرچه زيبايي ظاهري، معنوي، فرهنگي و... امري پسنديده است و در انتخاب همسر بايد مورد توجه قرار گيرد، ولي نبايد از حد معمول تجاوز كند و به صورت مشكل پسندي درآيد و انسان را از ازدواج بهموقع باز دارد. اگر هر دو طرف از زيبايي نسبي برخوردار بودند و دين و اخلاق يكديگر را پذيرفتند، بهتر است بعد از تحقيقات و شناخت كافي - در همهي زمينه ها - از يكديگر، با توكل بر خداوند و راهنمايي والدين، با يكديگر ازدواج نمايند و مطمئن باشند كه عقل و ايمان و اخلاق نيك و خانوادهي اصيل و با شرافت، بسياري از كمبودها را جبران خواهد نمود.

 
همچنين بهتر است زن و مرد در مراسم خواستگاري، با اجازه و رضايت والدين، يكديگر را ببينند و واقعيتها را به هم بگويند. براي شناخت لازم و تشخيص زيبايي و شادابي همسر مورد نظر، شايسته است مرد، مادر يا خواهر و يا يكي از خويشان نزديك و مورد اعتماد را براي ديدن انتخاب كند و بفرستد تا زن مورد نظر را خوب ببينند و ويژگي هايش را براي او توضيح دهند.

 
امام خميني (ره) فرمود: هر يك از زوجين ميتوانند در مراسم خواستگاري مستقيماً از يكديگر دربارهي هم تحقيق كنند، مشروط به آن كه اين تحقيق مستلزم حرام نباشد. هر يك از زوجين مي توانند بدن ديگري را با شرايط زير به منظور تحقيق، ببينند:

 
1- نگاه به قصد لذت و ريبه نباشد. 2- ازدواج متوقف بر اين نگاه باشد. 3- مانعي از ازدواج اين دو در ميان نباشد... . 4- بهتر است اين ديدن از روي لباس نازك باشد. 5 - بايد اين نگاه آخرين تحقيقي باشد كه هر يك از زوجين انجام مي دهند و... .13

 
بنابراين، صحبت كردن زن و مرد به قصد لذت، يا خلوت كردن آنها در محيط بسته و يا نگاه كردن به قصد لذت و يا لمس كردن يكديگر، حرام است و بايد از آن اجتناب كرد.

 
تناسب سني و تحصيلي

به طور تناسب سني و جسمي در زناشويي مسئلهي مهمي است و عدم توجه به آن عواقب ناگواري را در پي دارد. سن زن و مرد در ازدواج از دو جنبه داراي اهميت است:

 
1- جنبه ي رواني: انسان در فرآيند رشد از نظر رواني، در سنين مختلف، داراي ويژگيهاي متفاوت است.

 
2- جنبهي فيزيولوژيكي: علاوه بر جنبه هاي رواني، ارضاي غرايز جنسي خود مسئلهي مهمي است.

سن ازدواج در شرايط جغرافيايي و اقليمي مختلف، متفاوت است. معمولاً در مناطق گرمسير، سن بلوغ و ازدواج پايين تر از مناطق سردسير و كوهستاني است. مهم نيست كه فرد در چه سني بالغ مي شود، مسئلهي مهم اين است كه فرد احساس كند كه از نظر فيزيولوژيكي و رواني نياز به ازدواج دارد. تشخيص زمان مناسب ازدواج و فاصلهي سني زوجين از سوي افراد تازهبالغ، مشكل است. در اين مورد، استفاده از راهنماييهاي والدين و مشاوران خانواده ضروري است.

 
معمولاً چون دختران از نظر رشد بدني و رواني از پسران جلوترند و رشد آنان سريعتر است و زودتر به سن تكليف شرعي و بلوغ بدني مي رسند، آمادگي بيشتري جهت انتخاب همسر و شروع زندگي زناشويي دارند.

 
در روايات اسلامي، دربارهي سن ازدواج و فاصلهي سني زن و شوهر، اشاره به موضوع بلوغ شده و اين كه طرفين در سنين پايين، يعني اوايل بلوغ، ازدواج كنند. به همين علت در اسلام سن تكليف شرعي دختران 9 سال تمام قمري و پسران 15 سال تمام قمري است و تفاوت سن دختر و پسر (در ازدواج) با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايي و عوامل فرهنگي متفاوت است. با توجه به تحقيقات انجام شده و بلوغ زودرس، در بعضي مناطق و موقعيتهاي مختلف جغرافيايي، فرهنگي، اقتصادي و...، بهترين سن ازدواج براي دختران 16 الي20 سالگي و براي پسران 18 الي 23 سالگي مي تواند باشد و مناسب ترين فاصلهي سني در ازدواج 1 الي 5 سال است. اگر هم، سن آنها مساوي باشد و يا اين كه زن چند سال از مرد بزرگتر باشد، اشكالي ندارد. ولي فاصلهي سني ذكر شده از نظر روانشناسي و فيزيولوژي ارجحيت دارد.

 
اين تفاوت بدين جهت است كه زنها در اثر بارداري و زايمان و شير دادن به كودك، غالباً زودتر از مردها پير و فرسوده مي شوند و طراوت و شادابي خويش را از دست مي دهند. زن اگر چند سالي از شوهر كوچكتر باشد، مدت بيشتري مي تواند نظر شوهر را به خود جلب كند و تمايلات روحي، رواني و جنسي او را ارضاء نمايد؛ در نتيجه، براي هميشه صلح، صفا، دوستي، عشق و محبت در كانون گرم خانوادگي آنان حاكم خواهد شد.

 
عفاف و پاكي از آلودگي ها

در دستور العمل هايي كه از پيامبر اكرم(ص) و پيشوايان معصوم(ع) رسيده، به لزوم رعايت اين امر بسيار تأكيد شده است.

 
از نظر اسلام با كسي كه مرتكب شرب خمر مي شود نبايد ازدواج كرد. چنان كه پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: شارب الخمر لايزوج، اذا خطب14؛ شرابخوار اگر خواستگاري كند، به او دختر داده نمي شود.

 
همچنين امام صادق(ع) مي فرمايد: من زوج كريمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها15؛ كسي كه دخترش را به شرابخوار بدهد، با اين كار خود قطع رحم كرده است.

 
شايد مراد از قطع رحم در اين روايت اين باشد كه با اين ازدواج سبب نازايي او شده است و يا اين كه او را از يك پيوند درست و ازدواج محكم و استوار محروم ساخته است.

 
امام رضا(ع) مي فرمايد: وَ اِيّاكَ اَنْ تُزَوِّجَ شارِبَ الْخَمْرِ، فَاِنْ زَوَّجْتَهُ فَكَأَنَّما قَدَّمَتْ اِلَي الزِّنا16؛ بترس از اين كه دختر به شرابخوار بدهي كه اگر او را به چنين تبهكاري شوهر دهي، گويا آن عفيفهي كريمه را به زنا داده اي!!

 
آري، آن كه پاي بند به واجبات الهي نيست و از فسق و فجور پرهيز ندارد و آن كه از اخلاق نيك و عقل و درايت بهره اي ندارد، و آلوده به بداخلاقي است شايسته نيست كه دختري پاك و مؤمنه كه امانت الهي است به او سپرده شود، در اين صورت نه تنها دختر ضايع مي گردد بلكه فرزندان آنها متأثر از آثار سوء وجودي آن شوهر زشت كردار خواهند شد. قبل از اين كه دانش بشر به اين حقيقت برسد، حضرات معصومين(ع) اين حقيقت را اعلام فرموده اند: الْحَرامُ يبينُ فِي الذُّرِّيَّه17؛ آثار حرام در نسل آشكار مي گردد!!

 
از اين روايات مي توان فهميد كه چون شرابخوار، هتك حرمت فرمان خداوند كرده و به آن بي اعتنايي نموده و دست به سركشي و طغيان زده است، نسبت به همسر و فرزندانش نيز چنين خواهد كرد؛ حرمتشان را خواهد دريد، حقوقشان را ادا نخواهد كرد و موجبات آزار و اذيتشان را فراهم خواهد ساخت و در نهايت، صفات رذيله و ناپسند او - چنان كه گذشت - به همسر و فرزندانش منتقل شده، فطرت پاكشان را آلوده خواهد كرد.

 
روشن است كمابيش همان علتي كه در شرابخوار، موجب سركشي او شده و رابطه اش را با خدا و خانواده اش تيره و تار كرده و او را مطرود جامعه ساخته است، در افراد معتاد، قاچاقچي، بي بندوبار و لاابالي نيز وجود دارد اين افراد خود را پايبند به هيچ مقرراتي نمي دانند و براي تأمين نيازشان، دست به هر اقدام زشت و وقيح مي زنند. آنها ارزشهاي خانوادگي را زير پا مي گذارند و حقوق همسر و فرزندان را رعايت و ادا نمي كنند، ازاين رو، ازدواج با اين گونه افراد، ازدواج موفّقي نخواهد بود.

 
نكته اي كه در پايان اين نوشتار تذكر آن ضروري به نظر مي رسد اين است كه معيارهاي ديگري نيز از لابهلاي روايات و آموزه هاي ديني فهميده مي شود كه بايد افزون بر آنچه ذكر شد، مراعات گردد كه فهرست وار به آنها اشاره مي شود.18

 
دوشيزگي همسر، جهت نسلپروري و زايايي او، پاكدامني و عفت، درستكاري، - در صورت جامعيت معيارهاي ذكر شده - زيبايي، هزينه كردن درست و بهجا و رعايت اقتصاد، نگهباني از عرض و مال، ميل به استقبال از همسر و مشايعت او در آمد و شد، همراهي و معاونت با همسر و ... از جمله معيارهاي درجه دو در انتخاب همسر هستند كه اگر مراعات شود، زندگي بسيار شيرين مي شود.

 
رسول خدا(ص) فرمود: بهترين زنان شما زني است كه فرزندآور (ولود)، مهربان، پاكدامن، نزد قوم خود عزيز و محترم، در مقابل شوهر متواضع و فروتن، آرايشكنندهي خود براي شوهر، بي اعتناء نسبت به ديگران، در خلوت مطيع فرمان شوهر و در اختيارش باشد و مثل بعضي از مردان مبتذل نباشد.19

اميد است با به كار بستن دستورات حيات بخش اسلام، شادي و خوشبختي به روي تمام زوجها، بهويژه جوانان عزيز آغوش گرمش را به نحو مطلوب بگشايد.

 
پي نوشت:

........................................

1. وسائل الشيعه، ج14، ص79.

2- بقره/223.

3- اعراف/58.

4- ابراهيم/24.

5- سفينه البحار، ج1، ص410.

6- شرح غرر الحكم و درر الكلم آمدي، ج3، ص328، دانشگاه تهران.

7- وسائل الشيعه، ج14، ص22.

8- قلم/4.

9- محجه البيضاء، ج5، ص90.

10- نحل/60.

11. همان، ص56، ح1؛ فروع كافي، ج5، ص354.

12- اصول كافي، ج1،عقل و الجهل، ح3.

13- تحريرالوسيله، كتاب نكاح، مسئله28.

14 فروع كافي، ج5، ص348؛ وسائل الشيعه، ج14، ص53، ح2.

15- همان، ص347، وسائل الشيعه، ج14، ص53.

16- بحار الانوار، ج79، ص142.

17- وسائل الشيعه، ج17، باب1، ص81، ح 22043.

18- براي شناخت از اين معيارها به وسايل الشيعه، ج14، ابواب متعدهي آن در مقدمات نكاح مراجعه فرماييد.

19- همان، ج14، ص14.
Share/Save/Bookmark