امتیاز مثبت
۰
 
مجيد معارف عنوان كرد:
اشتراکات قرآن وکتبآسمانی گذشته معلول نشئت گرفتن آنها از یک سرچشمه واحدی به عنوان علم الهی است
تكيه خاورشناسان بر تلقی اهل سنت به دليل سهل‌الوصول بودن منابع
تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۱۷
کد مطلب: 1759
 
اشتراکات قرآن وکتبآسمانی گذشته معلول نشئت گرفتن آنها از یک سرچشمه واحدی به عنوان علم الهی است
 

مجيد معارف، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران ضمن آسيب‌شناسی مطالعات قرآنی خاورشناسان،  اولين مطلب در بحث آسيب‌شناسی مطالعات قرآنی مستشرقين را ديدن رگه‌هايی از پيش‌فرض‌های ويژه آن‌ها نسبت به اسلام به عنوان يك دين و نسبت به حضرت رسول(ص) به عنوان شخصی است كه اگر بخواهند ايشان را خوب وصف كنند، می‌گويند فرد دلسوز و صالحی بوده‌اند و در يك دوره‌ای قيام كرده و يك قومی را نجات داده است.
وی افزود: مستشرقان رسالت آسمانی را برای پيامبر اسلام در نظر نمی‌گيرند و در مقابل اين مسئله قاعدتا هيچ كاری نمی‌توان انجام داد، جز اينكه نگاه و پيش‌فرض‌های اين محققان تغيير كند و ما بايد در مقام نقد اين آثار، قاعدتا بر روی برخی از پيش فرض‌های خودمان تكيه كنيم.
اين عضو‌ هيئت علمی دانشگاه تهران خاطرنشان كرد: ضمن اينكه اشتراكات قرآن و كتب آسمانی گذشته معلول نشئت گرفتن آن‌ها از يك سرچشمه واحدی به عنوان علم الهی است و اختلافات آن‌ها نيز ناشی از از مصونيت قرآن از تحريف و دستخوش تحريف واقع شدن تورات و انجيل است؛ در اين‌گونه موارد يعنی در زمانی كه احساس كرديم بر اشتراكات سه كتاب آسمانی قرآن، تورات و انجيل تكيه می‌شود، برای اثبات عدم تاثيرپذيری قرآن از كتب گذشتگان بايد اختلافات را مورد بررسی قرار دهيم و پررنگ كنيم تا ثابت شود كه قرآن حداقل نمی‌تواند يك تاثير همه جانبه‌ای از كتب گذشتگان

مجيد معارف: منابع اهل‌سنت براين باورند كه جمع و تدوين قرآن بعد از رحلت پيامبراسلام(ص) در دوران خليفه اول و قدری در دوران خليفه سوم اتفاق افتاده است.
داشته باشد.
معارف در ادامه افزود: دومين مطلبی كه در آسيب‌شناسی مطالعات قرآنی خاورشناسان قابل ذكر است آن است كه امروز وقتی كه ما مقالات خاورشناسان را در نظر می‌گيريم، محتوای مقالات آن‌ها متكی بر دو پديده است؛ يكی مراجعه به منابع و ديگری تحليل‌ها و اجتهادهای نويسنده مقاله. بخشی از محتوای مطالعات خاورشناسان برگرفته از منابعی است كه مستشرقان به آن‌ها مراجعه كرده‌اند.
مولف كتاب «تاريخ عمومی حديث» گفت: منابع خاورشناسان در مقالات و كتاب‌های آن‌ها دو بخش كلی را شامل می‌شود؛ يكی منابع اسلامی و ديگری منابع غربی؛ يعنی خاورشناسان متقدم نسبت به خاورشناسان متاخر. مثلا امروز اگر محققی به نام «اندرو ريپين» به عنوان يك چهره قرآنی در دنيا صاحب ده‌ها و صدها مقاله علمی است، بخشی از منابع او را اساتيد او و خاورشناسان قبل از او تشكيل می‌دهد.
اين پژوهشگر عرصه علوم قرآن و حديث افزود: قاعدتا امروز اگر ما بخواهيم راجع به خاورشناسی كه درباره امی بودن پيامبر اسلام(ص) مقاله می‌نويسد، نظر بدهيم، بايد علاوه بر تحليل‌های خود آن خاورشناس به منابع او بنگريم، منابع او را ليست و آناليز كنيم. بخشی از اين منابع، غربی است كه بايد ديد آن منابع چه درجه‌ای از استحكام و قوت را دارد و بخش ديگر اين منابع هم منابع اسلامی است.
معارف گفت: در ارتباط با منابع اسلامی يك مطلب خيلی مهم وجود دارد و آن مطلب آن است كه خاورشناسان وقتی به منابع اسلامی مراجعه می‌كنند، به چه دست از منابع اسلامی مراجعه می‌كنند. تجربه نشان داده است كه تا قبل از اين سه دهه اخير كه دهه پيروزی انقلاب اسلامی در ايران است، خاورشناسان در دنيا معمولا اسلام را از نگاه منابع و آراء و عقايد اهل سنت مطالعه كرده‌اند؛ به دليل اينكه جمعيت اهل سنت نسبت به شيعه فراوان‌تر است و همچنین به دليل اينكه آثار و منابع اهل‌سنت در دنيا سهل‌الوصول‌تر است.
وی اضافه كرد: كتاب‌های اهل‌سنت چه كتاب‌های حديثی و چه كتاب‌های تفسيری و تاريخی و چه كتاب‌های كلامی اهل‌سنت به وفور در كتابخانه‌های دنيا ديده می‌شود
مجيد معارف: اشتراكات قرآن و كتب آسمانی گذشته معلول نشئات گرفتن آن‌ها از يك سرچشمه واحدی است به عنوان علم الهی
و تنها در چند ده سال اخير مخصوصا پس از پيروزی انقلاب، آثار و منابع شيعی خوشبختانه به نقاط مختلف دنيا وارد می‌شود. طبيعی است كه وقتی يك خاورشناس عمدتا با تكيه بر كتب اهل سنت به مطالعات قرآنی می‌پردازد، نتيجه آن ارائه تحليل‌هايی می‌شود كه اين تحليل‌ها به خصوص از نظر شيعه تحليل‌هايی بسيار نادرست و قضاوت‌های ناصحيحی در درباره قرآن خواهد بود. 
وی افزود: عده ای از اهل سنت براین باورند كه پيامبر اسلام(ص) نظارتی بر جمع و تدوين قرآن نداشته‌اند يا احيانا احساس مسئوليت لازم را در اين جهت نكرده‌اند وجمع و تدریس قرآن برعهده خلیفه اول تا سوم بوده که خود اين مسئله يك مسئله غيرقابل قبولی است و اسناد و مدارك اهل سنت در اين باره بسيار متعارض و مخدوش است. بنابراين بسياری از قرآن‌شناسان شيعه مثل آيت‌الله خوئی و علامه سيدمرتضی عسكری و نيز مرحوم راميار با مجموع منابع و مدارك قرآنی اهل سنت در مسئله جمع و تدوين قرآن با نگاه نقدی مواجه شدند و سعی كردند سابقه جمع و تدوين قرآن كريم را به زمان پيامبراسلام(ص) برسانند.
معارف گفت: وقتی كه منابع اهل سنت و روايات متشتت آن‌ها به دست نولدكه می‌افتد و بعد از نولدكه به دست بلاشر می‌افتد، نتيجه‌اش اين می‌شود كه بلاشر در كتاب «در آستانه قرآن» خودش اظهار می‌كند كه پيامبر اسلام(ص) از دنيا رفتند، بدون اينكه نظارتی بر مصاحف صحابه داشته باشند و در نتيجه اين مصاحف دچار اختلاف نظر شد و به خاطر جمع كردن اين اختلاف نظرها و رها كردن قرآن از تشتتی كه داشت به او مبتلا می‌شد، خليفه سوم دستور داد كه قرآن را براساس قرائت واحدی جمع كنند، ضمن اينكه در زمان خليفه اول هم جمع و تدوين قرآن را حاصل نگرانی‌های خلفا در خصوص از بين رفتن مصحف اعلام می‌كنند، به دليل اينكه در جنگ‌های صدر اسلام مثل جنگ يمامه، عده‌ای از قرّاء و حفاظ كشته شدند و قرآن می‌رفت كه درآستانه نابودی مطلق قرار بگيرد.

Share/Save/Bookmark