امتیاز مثبت
۷
 
رابطه تعقل و تفکر و تذکر با نوآوري در بيان قرآن
دين مقدس اسلام مُصِراً پيروان خود را به تعقل و تفکر دعوت مي کند و در بسياري از آيات قرآن پس از بیان يک آيه انسان را به تفکر در آن فرا ميخواند
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۱
کد مطلب: 27
 
رابطه تعقل و تفکر و تذکر با نوآوري در بيان قرآن
نويسنده:شکرالله جهان مهين *

چکيده
دين مقدس اسلام برخلاف همه مذاهب و مسلک هاي اجتماعي موجود و گذشته مُصِراً پيروان خود را به تعقل و تفکر دعوت مي کند و در بسياري از آيات قرآن کريم پس از بیان يک آيه انسان را به تفکر در آن فرا ميخواند، آسمان ها و زمين ،طبيعت و حتي نفس انسان و ... از جمله مواردي هستند که خداوند انسانها را به تفکر در آنها فرا مي خواند.
باتوجه به مفاهيم آياتي از قرآن کريم که در اين رابطه است جاي کمترين شک و ترديدي باقي نمي ماند که نيروي عقل وخرد آدمي از نظر قرآن يکي از سرچشمه هاي علم وآگاهي بشر و نيز يکي از مميزات واقعي انسان از ساير موجودات خواهد بود؛ به همين علت ،نقش بسيار زيادي در ابعاد گوناگون شناخت حقيقي و در نتيجه رسيدن به حق و واقعيت خواهد داشت؛ اهميت اين امر بدان حداست که حتي دربرخي از احاديث ملاک ثواب و عقاب انسان و بازخواست او در روز قيامت را ميزان بهره مندي و به کارگيري انسان از عقلش بيان نموده اند .عقل و تعقل و ذکر وتذکر رابطه تنگاتنگي با سعادت و هدايت انسان دارد که دراين مقاله به اين موضوع واهميت آن پرداخته مي شود.
کليد واژه ها
عقل وتعقل ، ذکر و تذکر،آيات و روايات

معناي لغوي عقل وتعقل
بيشتر لغت شناسان لفظ «عقل» را در اصل از «عقال»که به معناي ريسمان و طنابي است که با آن پاي شتر رامي بندند تااز حرکت باز ايستد و فرار نکند، مي دانند و صاحب صحاح عقل را به معني حجر و منع تفسير کرده است واز طرفي چون درانسان نيرويي است که انسان را از ارتکاب ناشايست ها باز مي دارد واو را از انجام کارهاي زشت نهي مي کند، از باب تشابه ، به اين نيروي دروني «عقل» گويند.
دقت وتوجه به موارد کاربردهاي عقل نشان مي دهد که مفهوم منع وبازداري در همه موارد وجود دارد. وبه همين جهت طريحي در مجمع البحرين مي نويسد: عاقل کسي است که مي تواند نفس خويش را کنترل کندواز هوي وهوس باز دارد_طريحي ،ج۵ ص۴۲۵ ذيل عقل)
و راغب در مفردات خود علاوه بر معناي فوق مي گويد: عقل عبارت است از استعداد ونيرويي است که براي دريافت و پذيرش علم مستعد مي باشد و اضافه مي کند که همچنين به دانش و علمي که به وسيله اين استعداد نصيب انسان مي شود عقل گويند. (راغب اصفهاني ،ص ۳۵۴ ذيل عقل)
اما در اصطلاح به اختصار بايد گفت که عقل و تعقل آن فعاليت ذهني است که روي مواد خام، از جهان طبيعت وانسان و روابط ميان آن دو صورت گرفته و از جزئيات کليات را انتزاع مي کند واز مقدمات نتيجه به دست مي آورد وهدف انتخاب مي نمايد وقوانين و اصول احراز شده را به موارد خود تطبيق مي کند. (جعفري،محمدتقي،عقل وعاقل ومعقول،ص ۳۹)
به عبارت ساده تر استعداد درک وتشخيص صحيح امور ومقايسه و نتيجه گيري درست از آنها را عقل وبه کاربستن فرامين عقل را کار عاقلانه نامند و صاحب وبه کار گيرنده آنرا عاقل وخردمند خوانند. اما مقصود ازعقل در شرع مقدس اسلامي، يک نيرو ويا يک فعاليت رواني است که در راه وصول به هدف هاي منطقي در زندگي ايده آل مادي ومعنوي از آن بهره برداري مي گردد و اين بهره برداري عبارت است از انتخاب وسايل شايسته براي وصول به هدف هاي مزبور( جعفري ،محمدتقي،مقاله محمد خاتم پيامبران ج۲ ص ۲۷۳)
وشايد کلام علي عليه السلام که فرمود: العقل مصلح کل امر عقل اصلاح کننده هر امري(۱)است ونيز العقل يهدي و ينجي عقل هدايت مي کند ونجات مي بخشد(۲)، بيانگر همين مطلب باشد همچنين امام صادق عليه السلام در پاسخ کسي که از حضرت معناي عقل را پرسيد فرمودند: ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان عقل چيزي است که به وسيله آن خدا را بپرستند و بهشت را به دست آورند.(۳)

تعقل در آيات قرآن
لفظ عقل در قرآن مجيد نيامده است اما افعالي که از اين کلمه مشتق شده اند در چهل و نه جاي قرآن ذکر شده اند۲۲ بار يعقلون ۲۴ بار تعقلون و عقلوه ويعقلها ونعقل هرکدام يک بار. مي توان آنها را از نظر مضامين و کاربرد به چهاردسته کلي تقسيم نمود:
۱-آياتي که مستقيما" انسان را به تعقل و تحريک و تشويق مي کند تا با بهره وري از نتايج آن قدمي به سوي معرفت وکمال برداشته شود:
«و سخر الکم اليل والنهار و الشمس و القمر والنجوم مسخرت بامره ان في ذلک لايت لقوم يعقلون »،(نحل ۱۲) خداوند شب وروز و خورشيد وماه را براي شما مسخر نمودوکرات فضايي همه تحت فرمان اوست، اين نظم و ترتيب براي انسانهايي که تعقل مي کنند دلايلي دربردارد.
مضمون اين گروه آيات در جاهاي ديگر قرآن از جمله بقره آيات ۷۳،۱۶۴ ،۲۴۱ و سوره مومنون آيه ۸۰ سوره رعد آيه ۱ تا ۴ و سوره جاثيه آيه ۵ و ...آمده است.
۲-آياتي که بيانگر ندامت و پشيماني انسان در روز قيامت اند؛ زيرا که در دار دنيا از نيروي عقل خويش بهره نگرفته اند:وقالوا لو کنا نسمع اونعقل ما کنا في اصحب السعير(ملک ۱۰) تبهکاران در قيامت گويند اگر حقيقت را مي شنيديم وتعقل مي کرديم اهل عذاب وآتش نبوديم.
۳-آياتي که توبيخ گر انسانهايي هستند که پس از درک حقيقت به وسيله عقل آن حقيقت را پوشانيده اند مانند افتطمعون ان يومنوا لکم وقد کان فريق منهم يسمعون کلم الله يرفونه من بعد ما عقلوه وهم يعلمون(بقره۷۵) آنان که کلام خدا را مي شنوند و سپس آنرا با اينکه تعقل کرده اند منحرف مي سازند در حالي که مي دانند کلام خدا حق است وبه آن خيانت مي کنند.
۴-آياتي که توبيخ وسرزنش کننده انسان هايي است که از اين نعمت و نيروي عقل خويش استفاده نمي کنند که يقينا" دراين صورت از رسيدن و دريافت حق وحقيقت محروم خواهند بود:
اين شر الدوات عند الله الصم البکم الذين لايعقلون (انفال۲۲) بدترين جانوران در نزد خداوند مردمي هستند که از شنيدن حق کر واز گفتن حق لال هستند کساني که تعقل نمي کنند.
مضمون آيات ۶۵ سوره آل عمران ،۳۲انعام،۱۶يونس،۵۱ هود وموارد متعدد ديگري نيز براين مطلب دلالت مي کنند.
۵-همه آياتي که کلماتي از قبيل تدبر،تفکر ،رحمت،حکمتي ،لب و ... درآن به کاررفته تاييد ويا تفسير وتوضيحي برآيات عقل اند؛(۴)که حدود سيصد مورد را شامل خواهد شد.
اما نکته قابل ذکر آن است که باتوجه به مفاهيم اين آيات ، جاي کمترين شک وترديدي باقي نمي ماند که نيروي عقل وخرد آدمي از نظر قرآن يکي از سرچشمه هاي علم وآگاهي بشر و نيز يکي از مميزات واقعي انسان از ساير موجودات خواهد بود، به همين علت ،نقش بسيار زيادي در ابعاد گوناگون شناخت حقيقي ودر نتيجه رسيدن به حق و واقعيت خواهد داشت. علامه طباطبايي در ذيل آيات والذين اجتنبوا الطغوت ان يعبدوها و انا بوا الي الله لهم البشري فبشر عباد. «الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هدهم الله و اولئک هم اولوا الالبب»(۵)مي فرمايند: صفت پيروي از بهترين قول ، خود هدايتي است الهيه و اين هدايت عبارت است از طلب حق وآمادگي تمام براي پيروي از آن هر جا که يافت شود. همچنين اضافه مي کند که از جمله و اولئک هم اولوا الالبب استفاده مي شودکه عقل عبارت است از نيرويي که با آن به سوي حق راه يافته مي شود ونشانه داشتن عقل پيروي از حق است و در تفسير آيه «ومن يرغب عن مله ابرهم الا من سفه نفسه»(۶)چنانچه از آيه استفاده مي شود سفيه کسي است که دين خدا را پيروي نمي کند درنتيجه عاقل آن کسي است که از دين خداوند پيروي کند .(۷)يقينا" کلام امام علي عليه السلام که فرموده «ثمره العقل لزوم الحق »(۸)نتيجه عقل ملازمت وهمراهي با حق است ، ناظر برهمين معنا است.

کارآيي عقل از نظر روايات
به منظور غناي بحث نمونه هايي از کارايي عقل از ديدگاه روايت را مورد تأمل و دقت قرار مي دهيم.پس

۱.مرز جدايي انسان از حيوان
کمترکسي است که نداند شرط لازم براي پذيرش هرنوع مسئوليت شرعي واجتماعي ،برخورداري فرداز عقل سالم مي باشد. به همين علت است که بر دوش ديوانگان و سفيهان هيچ تکليف شرعي باز نمي شود وبرعهده بي خردان و کم خردان هيچ مسئوليت عرفي قرار داده نمي شودواين به سبب آن است که حفظ مقام خليفه الهي وکرامت وشرافت ذاتي انسان در گرو عقل سليم و بهره گيري شايسته از آن نعمت بي قيمت خدادادي است . لذا اگر فردي به هر سبب از نعمت عقل محروم ويا به هر دليل ازبهره گيري صحيح آن بي نصيب گشت نه تنها همه شئون انسانيت خود را از دست داده و حتي گاهي لايق نام انساني نيز نخواهد بود، چنانکه در روايت مي خوانيم:
خداوند فرشتگان را آفريد وعقل را در وجود آنها قرار داد وحيوانات را خلق کرد و شهوت را درآنها به کار گمارد وانسان را آفريد و در او عقل و شهوت نهاد پس هرکسي که عقلش برشهوتش پيروز شود از فرشتگان بالاتر و والاتر رود و هرکس که شهوت وي بر عقل او غلبه يافت از حيوانات پست تر است .(۹)

۲.عقل تکيه گاه ايمان
دين مقدس اسلام برخلاف همه مذاهب و مسلک هاي اجتماعي موجود و گذشته مصرا" از پيروان خودمي خواهد وحتي آنان را موظف مي داند که اصول دين ومکتب خود را با اتکا به عقل و روش عقلاني بپذيرند يعني برهر فرد مسلمان واجب است که با تکيه بر عقل و خرد به اصول و مباني اعتقادي خودمعتقد گردد وگرنه پايه معتقداش سست وکم ارزش و چه بسا بي ارزش خواهد بود.
قال رسول الله صلي الله عليه واله : «انما يدرک الخير کله بالعقل ولادين لمن لاعقل له»(۱۰)؛پيامبراکرم صلي الله عليه واله فرمود:همانا تمام خيرها وخوبي ها به وسيله عقل حاصل مي شود وکسي که عقل ندارد دين ندارد. همچنين ازامام صادق عليه السلام نثل شده که فرمودند: «من کان عاقلا کان له دينا" و من کان له دين دخل الجنه»(۱۱)؛ هرکس که عاقل باشد ديندار است وهرکس ديندار باشد به بهشت مي رود.
امام علي عليه السلام فرمودند: جبرئيل بر آدم عليه السلام فرود آمد وگفت :اي آدم!من مأمورم که تو را درميان سه چيز مخير سازم تا يکي را برگزيني ودوتاي ديگر را رها سازي. آدم پرسيد که آن سه چيز چيست؟ جبرئيل جواب داد عقل وحيا ودين آدم عليه السلام گفت: عقل را برگزيدم .پس جبرئيل به حياء و دين گفت شما هر دو برگرديد، پاسخ دادند که اي جبرئيل ما مأموريم که همراه عقل باشيم؛ هرکجا که باشد.(۱۲)
به فرموده علامه: بناي عقل براي ايمان تاحدي است که حتي خداوند در قرآن کريم حتي در يک آيه هم بندگان را امر نفرموده که نفهميده به قرآن ويا به هرچيزي که از جانب اوست ايمان آورند، يا راهي را کورکورانه بپيمايند،حتي قوانين و احکامي که براي بندگان خود وضع کرده و عقل بشري به تفصيل ملاک هاي آنها رادرک نمي کند نيز به چيزهايي که در مجراي احتياجات قرار دارد علت آورده است.مانند همانا نماز از بدکاري ومنکرات جلوگيري مي کند و ياد خدا بزرگتر است: ان الصلوه تنهي عن الفحشاء والمنکر ولذکر الله اکبر والله يعلم ما تصنعون (عنکبوت ۴۵) و مواردديگر.(۱۳)

۳.عقل ،پيامبر دروني
در بحث هاي معارف و اخلاق نوشته ايم که انسان موجودي کمال جو سعادت طلب ودرعين حال آزاد ومختاراست و وظيفه دارد که با استفاده صحيح از نعمت آزادي به سازندگي ابعاد شخصيت خويش بپردازد اما بدون ترديدزندگي وپيمودن راه کمال وسعادت براي هيچ کسي بدون هادي و راهنما امکان ندارد و مق