امتیاز مثبت
۰
 
تبیین موضوع «نظم در قرآن » در گفت و گو با عضو هیأت علمی دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه
عضو هیأت علمی دانشكده علوم قرآني كرمانشاه در گفت و گویی موضوع «نظم در قرآن کریم» را تبیین کرد.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۴۷
کد مطلب: 9492
 
 
به گزارش پايگاه قرآني دانشگاهي ايحا از كرمانشاه، دکتر مسعود اقبالی از اساتيد هیأت علمی دانشكده علوم قرآني كرمانشاه در گفت و گو با خبرنگار ايحاء به موضوع «نظم در قرآن کریم» اشاره کرد كه متن گفت و گو تقدیم علاقه مندان می شود.
ـ اصولاً نظمی که در قرآن از آن سخن به میان می آید، چه نظمی است؟
در خصوص این سؤال شما باید گفت: نظم در لغت به معنای کنار هم چیدن و پی در پی آوردن موضوع، مطلب یا سخن به گونه ای سامان یافته است و در اصطلاح به معنای بیان کلمات و عباراتی است که دارای معنایی مشخص و دلالتی متناسب است، براساس آنچه عقل اقتضای آن را دارد.
بنابراین هر گونه آشفتگی، پراکندگی و ناهماهنگی میان پدیده ها و موضوعات، بی نظمی محسوب می شود. باید اضافه کرد که عادت بشری و نظم و ترتیبی که نویسندگان در آثار خود آن را رعایت می کنند، در واقع به نحوی است که اجزای آن به تناسب موضوع زیر هم قرار گرفته و از سوی دیگر، زمان و ضمایر مربوط به آن معمولاً ثابت است به گونه ای که خوانندگان به سهولت نظم و هماهنگی آن را در می یابند.
ـ با این توضیح، آیا متن قرآن کریم از همین نظم متعارف بشری بهره جسته یا دارای مفهومی متفاوت است؟
اینکه در بسیاری از آیات و سور قرآن کریم این نظم و تناسب مشخص برقرار شده و خوانندگان با قرائت آیات قرآن به سبک و اسلوب متمایز آن پی می برند، هیچ شکی نیست، اما برخلاف انتظار باید اذعان کرد چنین نظم متعارفی که در شیوه نگارش آثار امروزی موجود است در بیشتر اجزای قرآن علی الظاهر به چشم نمی خورد و نمی توان آن را در سرتاسر متن قرآن بعینه مشاهده کرد و حتی می توان گفت این نظم متعارف در پاره ای از مواقع به عمد رعایت نشده است.
ـ پس قرآن کریم بر اساس چه نظم و ترتیبی در ساختار کلامی، مباحث خود را بیان نموده است؟
در حقیقت، این سبک بیانی مخصوص قرآن به کلی با دیگر شیوه های بشری تفاوت دارد، نه اینکه قرآن از نظم و ترتیب بی بهره است و یا آهنگ منظمی در بیان موضوعات ندارد، بلکه قرآن دارای نظم و ترتیب دیگری است که باید به تبیین چگونگی این شیوه مخصوص پرداخت. مثلاً در یک فراز تاریخی قرآن «در ۳۰ آیه ابتدایی سوره مبارکه اعراف» که مربوط به اقوام و انبیای گذشته است، ناگهان بحث قیامت مطرح می شود و در همان حال به قضیه خلقت آدم نیز اشاره می شود و بعد از آن، روی خطاب به مشرکین معاصر پیامبر(ص) تغییر می کند، لذا در این چند آیه مشخص، می بینیم که عنصر «زمان» هم در گذشته و حال و آینده در نوسان است و هم «ضمایر» در مخاطب و متکلم و غایب و در جمع و مفرد تغییر می کند. اما با تحقیق و تفحص در چنین آیاتی، نوعی نظم و انسجام نهفته در عبارات جلوه گر می شود که انسجام و تناسب موضوعات این سوره با سور دیگر را آشکار می سازد.
به طور خلاصه عرض کنم که الگوهای کشف نظام مندی در قرآن، پیشتر بر محور نظم طولی و خطی شکل گرفته بود، یعنی اینکه موضوع آیات به گونه ای تحلیل می شد که گویی بر یک محور خاص چیده شده و یا اینکه آغاز و پایان سوره ها بر موضوعی خاص دلالت دارند و همچنین اینکه پایان هر سوره با آغاز سوره بعد همخوانی دارد. اما در حقیقت، کاربست این دیدگاه نمی تواند در تمامی سوره های قرآن نمود داشته باشد و گاه چنین نظم مشخصی در همه سوره ها دیده نمی شود و نیز اینکه این شیوه، نشانگر نظم واقعی متن قرآن به عنوان یک متن منسجم و یکپارچه نیست. بنابراین در کنار این دیدگاه که اندیشمندانی چون سیوطی، طبرسی و دیگران بدان قائل بودند و در حال حاضر همچنان نیز در حوزه فهم و تفسیر قرآن، از آن استفاده می شود، باید از زاویه دیگر و با رویکردی جدید به نظام مند بودن متن قرآن نگریست، که امروزه به عنوان نظم شبکه ای یا فراخطی در قرآن از آن تعبیر می شود.
ـ پس با این تفاسیر، آیا نظریه «وحدت موضوعی آیات» که در واقع شاید همان دیدگاه نظم خطی قرآن باشد، نمی تواند نظم درونی و ساختار منظم قرآن را به طور کامل نشان دهد؟
بله، واقعیت این است که نظریه «وحدت موضوعی قرآن» علیرغم دارا بودن مبانی متقن که معجزه بودن کلام الهی و نیز ضرورت پیوستگی و هدفمندی قرآن را اثبات می کرد، اما نتوانست نظر صاحب نظرانی چون علامه طباطبایی را جلب کند، زیرا هر دسته از آیات به تناسب خاصی نازل شده است و تنها بین آیاتی که در یک مرحله نازل شده اند می توان به دنبال تناسب و ارتباط بود. لذا تلاش برای یافتن غرض اصلی هر سوره، به هر قیمتی، به نظر تلاش ناکامی است که از یکسان پنداری و مقایسه نابجای قرآن با سایر کتب بشری پدید آمده است و اصولاً سبک متمایز قرآن و نظم بی بدیل آن در همین پراکنده گویی و عدم چینش موضوعات در یک خط سیر مشخص نهفته است.
لذا ارائه نظریه «شبکه معنایی و میدان معناشناسی واژگان قرآنی» از سوی ایزوتسوی ژاپنی، از زوایه دیگری به نظم و ساختار درونی آیات پرداخته و به نوعی «وحدت موضوعی کامل آیات» را رد می کند. چون بر اساس این نظریه، واژگان قرآن دارای یک میدان وسیع معناشناختی هستند که در آن تمامی کلمات از هر منبعی گرفته شده باشند، یکدیگر را کامل می کنند و این موضوع سبب می شود تفسیر و تعبیر تازه ای از نظم قرآن شکل بگیرد. از سوی دیگر، این موضوع نشان می دهد که نمی توان نظم قرآن را صرفاً به چینش منظم واژگان در کنار هم و یا تسلسل موضوعات در یک سوره خاص دانست، بلکه نظم قرآن در سرتاسر متن آن گنجانده شده و دیدگاه نظم فراخطی قرآن که امروزه مورد توجه قرآن پژوهان قرار گرفته، شرایط مطلوبی را فراهم آورده که باعث می شود ابهام و نیز مشکل ارتباط بخش هایی از قرآن که در ظاهر با هم اختلاف و ناسازگاری دارند مرتفع گردد. و السلام
ـ تقدیر و تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.
Share/Save/Bookmark