امتیاز مثبت
۰
 
بررسی و تفسیر آیات متشابه درباره انبیاء علیهم السلام
دکتر اسمی در گفت و گو با خبرنگار ایحاء در کرمانشاه گفت: خداوند متعال عشق و محبت اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را در قلبمان نهاده و هیچ افتخاری بالاتر از این نیست.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۱
کد مطلب: 8709
 
 
به گزارش پايگاه قرآني – دانشگاهي ايحاء از كرمانشاه، دکتر صمد اسمی، معاون آموزشی و پژوهشی دانشكده علوم قرآني كرمانشاه در گفت‌و‌گو با خبرنگار ايحاء به موضوع «سلسله مباحث تفسیری آیات متشابه درباره انبیاء علیهم السلام» پرداخته كه در اين بخش (جلسه اول) به چگونگی تفسیر آیات متشابه درباره انبیاء (ع)، می پردازیم:

ایحاء: لطفاً خودتان را معرفی نموده، بگویید تحصیلات دانشگاهی خود را از کجا دریافت کرده‌اید.
من هم به شما سلام و عرض و ادب و احترام دارم، اینجانب صمد اسمی قیه‌باشی در یک خانوداه مذهبی شیعه متولد شده‌ام، در زندگی‌ام به دو چیز بیشتر از هر چیز دیگر افتخار نموده‌ام و این را از توفیقات خداوند متعال می‌دانم.
اول اینکه: خداوند متعال عشق و محبت اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را در قلبمان نهاده و هیچ افتخاری بالاتر از این در زندگی‌ام سراغ ندارم.
دوم اینکه: به من توفیق داده تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم السلام تحصیل نمایم.
اینجانب مقطع کارشناسی خود را در رشته تفسیر قرآن مجید با نوشتن پروژه تحقیقاتی «اعجاز معارفی و هدایتی قرآن» و مقطع کارشناسی ارشد را در رشته علوم قرآن مجید با نوشتن پایان نامه «پژوهشی در اعجاز تشریعی قرآن کریم» در دانشکده تفسیر و معارف قرآن کریم قم گذرانده‌ام. جزو اولین دوره کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم هستیم که در دانشکده تهران و قم پذیرش دانشجو داشت و در دانشکده اصول الدین تهران با نوشتن رساله «نقد و بررسی شبهات آیات مرتبط با جنین در قرآن کریم» موفق به دریافت درجه دکتری شدم. بیش از ده مقاله در مجلات معتبر علمی ـ پژوهشی و همایش ملی و بین‌المللی نیز از اینجانب به چاپ رسیده است.
ایحاء: لطفاً درباره «تفسیر آیات متشابه درباره انبیاء علیهم السلام» برای عزیزان توضیح دهید.
بررسی آیات متشابه درباره انبیاء علیهم السلام نیاز به مقدمه و مبانی بحث دارد که در ادامه بیان خواهد شد. شما عبارت «عدم تمسک به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام موجب گمراهی می‌گردد» را بارها شنیده‌اید؛ این عبارت برگرفته از حدیث ثقلین است که در بسیاری از کتاب‌های روایی و تفسیری شیعه و سنّی آمده و سند آن متواتر و صدور آن از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم قطعی است.
متن حدیث ثقلین در بیش از ۱۶۰ کتاب اهل تسنن نقل شده است. (ر.ک: لجنة التحقیق فی مسئلة الامامة، کتاب الله و اهل البیت فی حدیث ثقلین)
ابن‌حجر هیثمی از دانشمندان معروف اهل سنت در این باره نکته جالبی گفته است: حدیث تمسک را بیش از بیست صحابه به طرق مختلف نقل کرده‌اند. در ادامه گفته است: سرّ اختلافِ نقل این حدیث، در آن است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نه یکبار بلکه چندین بار در مکان و زمان‌های مختلف، با عبارت‌های گوناگون محتوای این حدیث را به امت گوشزد کرده‌اند.(ابن‌حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، ص۱۵۰) یکی از عبارت‌های آن حدیث چنین است:
«إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي ـ‏ ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداًـ فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض».‏(حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴۸)
معاون آموزشی دانشکده در توضیح حدیث تمسک گفت: درست است که حدیث متواتر در میان روایات رسیده کم هستند، ولی برخی روایات ناب علوی از جمله حدیث ثقلین شاه‌کلید و راهگشا هستند و با توجه، تدبر و عمل به آنان ما راه را گم نخواهیم کرد.

از یکی از اساتید دو نکته از این حدیث یاد گرفتیم که برای شما هم بازگو می‌کنم.
جمله«انّهما لن یفترقا...» به مثابه دو گزاره است: ۱ـ آنان از قرآن جدا نمی‌شوند؛ ۲ـ قرآن از آنان جدا نمی‌شود. دو ویژگی برای اهل بیت و عترتی که در این حدیث منظور است استفاده می‌شود:
۱ـ آگاه بودن آنان به همه معانی و معارف آیات قرآن؛ زیرا جدا نشدن قرآن از آنان به این است که قرآن با همه معانی و معارفش نزد آنها باشد؛ اگر قسمتی از معارف آن را ندانند آن قسمت از آنان جدا شده است؛ حال آنکه پیامبر جدایی قرآن از آنان را نفی ابدی کرده است.
۲ـ مصونیّت آنان از هوای نفس وخطا؛ زیرا جدا نشدن آنان از قرآن به این است که دانش، اندیشه و رفتار آنان کاملاً مطابق قرآن باشد و این مستلزم مصونیّت آنان از هوای نفس و خطاست و اگر جز این باشد، جدا نشدن آنان از قرآن قطعی نیست. (بابایی، علی‌اکبر، بررسی مکاتب و روش‌های تفسیری، ج۱، ص۲۱)
ایحاء: جناب استاد! می‌توانید درباره چگونگی تمسک به اهل بیت علیهم السلام درباره تفسیر آیات بیشتر توضیح دهید؟
همان گونه که بیان شد، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم آلاف التحیة و الثناء به همه معانی و معارف آیات قرآن کریم ـ همان گونه که خداوند متعال از آن اراده نموده است ـ آگاهی کامل دارند. بنابراین هیچ مفسر و اندیشمندی در تفسیر و تبیین آیات قرآن کریم نباید خود را بی‌نیاز از آن بزرگواران بداند؛ بنابراین تمسک به معارف آنان در فهم آیات قرآن کریم یک ضرورت تفسیری است.
ایحاء: می‌توانید از قرآن کریم برایمان مثال بزنید که این امر چگونه تحقق می‌یابد؟
یکی از مهم‌ترین معارف قرآن درباره انبیاء علیهم السلام و داستان‌های ایشان است. در مکتب اهل بیت علیهم السلام تمام انبیاء علیهم السلام معصوم هستند و معصومیت آنان مطلق بوده و هیچ خطا و اشتباهی از آنان سر نزده است که خلاف عصمت باشد.
برخی آیات درباره انبیاء علیهم السلام در قرآن کریم از آیات متشابه است و در طول تاریخ این گونه آیات معرکه آراء مفسران و اندیشمندان مسلمان بوده است. برخی از مفسران و مترجمان ناخواسته و من حیث لایشعر از این گونه آیات تفسیری ارائه داده‌اند که خلاف عصمت است.
برای نمونه در آیه «وَ ذَا النُّونِ‏ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمين‏»(انبیاء/۸۷) که درباره داستان حضرت یونس علیه السلام می‌باشد، مراد از واژگان «ظَنَّ»، «لَنْ نَقْدِرَ» و «الظَّالِمين‏» به چه معناست اختلاف نظر وجود دارد.
اگر ما عصمت انبیاء علیهم السلام را به طور مطلق پذیرفتیم باید این آیه را به گونه‌ای تفسیر و ترجمه کنیم که خلاف عصمت حضرت یونس علیه السلام نباشد و اگر نمی‌توانیم آن را به اهل آن واگذاریم و بهتر است بگوییم نمی‌فهمیم تا ندانسته دچار تفسیر به رأی نشویم و ندانسته به پیامبر برگزیده خدا چیزی نسبت ندهیم که موجب گمراهی ما گردد.
واژه «ظنّ» را اکثر مترجمان و مفسران به معنای حدس وگمان معنا کرده‌اند. در حالی که واژه «ظنّ» را درآیه « الَّذينَ يَظُنُّونَ‏ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِم‏» (بقره/۴۶) که از صفات خاشعان است، به معنای یقین، باور یا علم معنا می‌کنند.
آیا انبیایی همچون یونس علیه السلام در ردیف خاشعان نیستند و کارهای خود را بر اساس حدس و گمان انجام می‌دهند یا از یقین‌آوران هستند؟
براساس بیان قرآن کریم انبیاء علیهم السلام در محضر خداوند نه تنها ترس و خوفی ندارند «لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُون‏»(نمل/۱۰) بلکه از یقیین‌آوران هستند« لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنين‏»(انعام/۷۵)؛
بنابراین در این آیه واژه «ظنّ» به معنای علم و یقین و باور خواهد بود نه حدس و گمان؛ چون یونس علیه السلام بعد از اینکه بر قوم خود اتمام حجت کرد و مردم به حرف‌های او گوش ندادند از خداوند عذاب خواست، وقتی نشانه‌های عذاب را دید بر اساس شواهد و قرائن علم پیدا کرد که خداوند بر او سخت نخواهد گرفت و با عصبانیت از داخل قوم خود خارج شد؛ بنابراین از جانب خود باور داشت که سخت نخواهد گرفت؛ ولی چون قوم او نشانه‌های عذاب را دیدند و حضرت یونس علیه السلام نیز آنان را ترک نمود، فهمیدند عذاب قطعی است؛ ولی توبه کردند و قومی هستند که عذاب نشدند؛ بنابراین در عالم واقع چیز دیگری اتفاق افتاد.
امام رضا علیه السلام فرمودند: «ظن» به معنای استیقن می‌باشد و اگر «لن نقدر» به معنای لایقدر علیه باشد، کافر می‌شد؛ بنابراین هرکس «لن نقدر» را به معنای قدرت بگیرد کافر می‌شود، بلکه در اینجا به معنای تنگی رزق و روزی است؛ مثل آیه « وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَه‏».(فجر/۳)
مراد از ظلم در این آیه نیز به معنای هیچ کدام از معناهای متعارف ظلم نخواهد بود، بلکه امام رضا علیه السلام فرمودند:« مراد از ظلم، ترک عبادتی است که نور چشم من است آن هم در شکم نهنگ».(الإحتجاج طبرسی، ج‏۲، ص ۴۳۰)
بنابراین ظلم در آیه به معنای لغوی آن است «الظُّلمِ‏: وَضع‏ الشي‏ء في غير مَوضعه‏»؛ ظلم یعنی قرار دادن چیزی در غیر جای اصلی خود است.
مبانی عصمت انبیاء علیهم السلام آن هم به طور مطلق در تفسیر آیات متشابه برگرفته از مکتب تفسیری و معارف ناب علوی است که افتخار شیعیان و پیروان آنان است که در تفسیر این گونه آیات کمتر می‌لغزند و تفسیری از آیات ارائه می‌دهند که خلاف عصمت نباشد.
بنابراین در تفسیر و فهم آیات متشابه باید به مکتب تفسیری اهل بیت علیهم السلام مراجعه نمود و این به عنوان یکی از مصادیق تمسک به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می‌باشد که حدیث ثقلین بیانگر آن است.
Share/Save/Bookmark