امتیاز مثبت
۰
 
ارتباط فتنه و بصیرت از منظر قرآن کریم؛
فتنه و بصیرت
فتنه و بصرت از منظر قرآن کریم بررسی می شود.
تاریخ انتشار : جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۲۸
کد مطلب: 1185
 
 
نادیا پژمان
زینب مزایدی
مقدمه

یکی از پرکاربردترین واژگان در ادبیات اسلامی واژه « فتنه » است . مسئله فتنه در سخن امام علی (ع) نیز از بسامد بالایی برخوردار است . سیره آن ضرت نیز در مشحون از مبارزات عملی با فتنه های دینی و سیاسی و اجتماعی آن روزگار است . اینکه در اندیشه سیاسی و اجتماعی علی (ع) فتنه همان بلای اجتماعی است که با انقلاب و اصلا در اهداف ، ایدئولوژی و معنا متفاوت است . بنابراین ضروری است به دقت آنرا مرود مطالعه قرار داد تا مرز آن با پدیده های دیگر مشخص شود . به همین دلیل است که به موضوعاتی از قبیل معانی فتنه در قرآن و نهج البلاغه ، علل و پیدایش فتنه ، اقسام فتنه ، ریشه گمراهی و فتنه گری منافقان در قرآن ، فتنه از دیدگاه آیات و روایات ، بصیرت و فتنه راه درمان فتنه پرداخته ایم و این مواد را داده ایم .

چکیده

فتنه به حوادث پیچیده ای می گویند که ماهیت آن روشن نیست . ظاهری فریبنده دارد . و باطنی مملو از فساد و هیچ قانونی را به رسمیت نمی شناسند . آغاز پیدایش فتنه ها هوایی است که پیروی می گردد و بدعتهایی که گذارده می شود . و منشأ بسیاری از فتنه های اجتماعی حب جاه و مقام و ریاست طلبی و خود خواهی و خود بزرگ بینی است . و این عوامل باعث می شوند که خواسته های انسان با موازین دینی و الهی سازگاری نداشته باشند .

قرآن کریم گاهی فاعلیت فتنه را به خدای متعال ، گاهی به شیطان و در بسیاری از آیات ، به انسانها نسبت داده است . حتی در یک مورد فتنه به خوی شخص نسبت داده شده است . ریشه ی گمراهی و فتنه گری مافق در قرآن که شامل رویگردانی منافقان از اسلام ، عدم ایمان واقعی ، کفر پس از ایمان منافق ، کری و گنگی منافقان در عدم بازگشت به سوی حقّ ، پیروی از هوای نفس است .

قرآن کریم به همه ی مسلمانان دستور می دهد تا رفع کامل فتنه از جهان و تحقق کامل دین الهی از سراسر گیتی ، با دین ستیزان ، مجاهده و مبارز کنند و لحظه ای در این راه درنگ نداشته باشند به همین دلیل مبارزه با فتنه در دوران حاضر نیز کار ساده و سهلی نیست ؛ بلکه نیازمند برنامه ریزهای دقیق و فعالیت های شبانه روزی است .

بعضی از افرادی که امروز مقابل ولی فقیه قرار گرفتند ، از ابتدا هم با امام (ره) نبودند ، با دنیایی بودند که در کنار امام گیرشان می آمد . البته بعضی ها هم بودند که ابتدا با نیت پاک همراه امام (ره) و انقلاب شدند اما در امتحانات بعدی مردود شدند . و خداوند هیچ وقت سنت امتحان را تعطیل نمی کند . بصیرت چشم ظاهری است تا آدم دوست و دشمن خود را بشناسد . به ظواهر و حرفها فریب نخورد و بتواند خطوط و جریانهای حق و باطل را بشناسد . بصیرت همان قطب نمایی است که ما را از فضای غبار آلود فتنه مطلع می کند .

یکی از شرایط پیدایش فتنه ، شخصیت محوری به جای حقیقت محوری است و راه مبارزه با آن ترویج روحیه ی حقیقت محوری است و باید تلاش کنیم تا این روحیه را در مردم ایجاد کنیم و مهمترین عاملی که می تواند مقابل فتنه گیرد تقوای الهی است .
امام علی (ع) می فرماید : و بدانید هر که تقوای الهی پیشه کند ، خداوندش از بن بست فتنه ها گریزگاهی و از امواج سیاه روشنی ویژه ای عطا می کند .

بصیرت و فتنه

۱- درباره بی بصیرت :
امروز باید ببینیم خطوطی که با امام (ره) مقابله داشتند، حالا چه جریانی را همراهی می کنند؟ مثل دو، دو تا چهار تا نتیجه می دهد که این جریان منحرف است برخی از افراد خوش سابقه ما گرفتار غفلت شدند، از لجاجت با اشخاص وارد مقابله نظام شدند. بعضی هم مانند طلحه و زبیر منافع خود را به همراهی امام معصوم ترجیح دادند.

بعضی از افرادی که امروز مقابل ولی فقیه قرار گرفتند، از ابتدا هم با امام (ره) نبودند، با دنیایی بودند که در کنار امام گیرشان می آمد. آنها باغ و بستانهایی کاشته بودند که با پیروزی انقلاب نصیبشان می شد. زمان رسول خدا (ص) هم خیلی ها با نیت های دنیایی همراه حضرت شدند. البته بعضی ها هم بودند که ابتدا با نیت پاک همراه امام (ره) و انقلاب شدند اما در امتحان های بعدی- مردود شدند. خدا سنت امتحان را هیچ وقت تعطیل نمی کند. آدم تا دم مرگ در معرض آزمایش است. با یک غفلت کوچک، راننده ماهری که سال ها تخلف نکرده سقوط می کند و با تمام همراهانش به دره سقوط می کند. غفلت خیلی خطرناک است. برخی از افراد خوش سابقه ما گرفتار غفلت شدند، از لجاجت با اشخاص وارد مقابله نظام شدند. بعضی هم مانند طلحه و زبیر منافع خود را به همراهی امام معصوم ترجیح دادند.

۲- بصیرت
در زندگی پیچیده اجتماعی امروز، بدون بصیرت نمی شود حرکت کرد. جوان ها باید فکر کنند، بیندیشند بصیرت خودشان را افزایش بدهند، معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی، باید به مساله بصیرت اهمیت بدهند ؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن ، بصیرت در شناخت موانع راه. بصیرت در شناخت راه های جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است. وقتی بصیرت بود، آن وقت شما می دانید با کی طرفید، ابزار لازم را با خودتان بر می داریـد . یک روز شما می خواهید در خیابان قدم بزنید، خب، با لباس معمولی، با یک دمپایی هم می شود رفت تو خیابان قدم زد؛ اما یک روز می خواهید بروید قله دماوند را فتح کنید ، آن دیگر تجهـیزات خودش را می خواهد. بصیرت یعنی اینکه بدانید چه می خواهید تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید.

باید بصیرت داشت. اگر بصیرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خیلی از رفتارهای ما ممکن است تغییر پیدا کند؛ آن وقت وضعیت بهتر خواهد بود بعضی از کارها از روی بی بصیرتی است.
بصیرت چشم ظاهری است اما بصیرت تعـلق است تا آدم دوست ودشمن خود را بشـناسد. به ظواهر و حرف ها فریب نخورد و بتواند خطوط و جریان های حق و باطل را بشناسد.

معانی فتنه در قرآن

در آیات قرآن فتنه و مشتقات آن ۶۰ بار به کار برده شده است. در هشت مورد با الف و لام به صورت « الفتنه » و بیست و دو مورد بدون الف و لام یعنی « فتنه » و در بقیه موارد به صیغه های مختلف به کار برده شده است.
در مجموع فتنه در آیات قرآن به معانی متعددی به کار برده شده که در زیر به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم

در معنای آزمایش، آزمون :

« وَاعلَمُوا أنّما أموالکُم وَ اَولادکم فِتنَتهُ و انّ الله عنده اجرُ عظیم »
« و بدانید که اموال و اولادتان مایه آزمون شما هستند و پاداش سترگ نزد خداوند است. »
« وَ حسبوا الاّ تکون فتنه فَعَموا و صَمَّوا ... »
و گمان برند که آزمونی در کار نخواهد بود، لذا هوش و گوششان را از دست دادند...»
۲- سرگشتگی و گمراهی:

« ... و من یردالله فِتنَتَهُ، فلن تملک لهُ، من الله شیئاً... »
« وکسی که خداوند سرگشتگی اش را خواسته باشد، هرگز برای او در برابر خداوند کاری نمی توان کرد. »

۳- نفاق و اختلاف:
« لوخرجوا فیکم مازادوکم الاّخبالاً و لَأصموا خلکم یبغونکم الفتنه و فیکم سمّعون لهم، و الله علیه بالظلمین »
« اگر همراه شما رهسپار می شدند جز فتنه و فساد برای شما به بار نمی آورند، و در میان شما رخنه می کردند و در حق شما فتنه جویی می کردند، و در میان شما جاسوسانی دارند، و خداوند به احوال ستمگران آگاه است »

و همچنین فتنه :
فتنه : به حوادث پیچیده ای می گویند که ماهیّت آن روشن نیست ، ظاهری فریبنده دارد و باطنی مملوّ از فساد ؛ جوامع انسانی را به بی نظمی ، تباهـی ، عدوات ، دشمنی ، جنگ و خونریزی و فسـاد امـوال و اعراض می کشاند. و از همه بدتر این که قابل کنترل نیست. غالباً در ابتدا چهره حق به جانبی دارد و ساده اندیشان را به دنبال خود می کشاند و تا مردم از ماهیّت آن آگاه شوند، ضربات خود را بر همه چیز وارد ساخته است.

فتنه ها، هیچ قانونی را به رسمیّت نمی شناسند؛ ممکن است در یک شهر همه چیز را به آتش کشد و در کنار آن شهر دیگری باشد که در امان بماند. همان گونه که امام علی (ع) می فرماید: فتنه مانند گردبان است که همه چیز را با خود می چرخاند و می برد گاه دیده شده گردبادهای سنگین، انسانها، حتّی اتومبیل را از جا کنده و به آسمان برده و به هر سو پرتاب می کنند!! فتنه ها نیز با شخصیت های بزرگ اجتماعی، دینی، علمی، و سیاسی و با اموال مردم و سرمایه های جامعه همین کار را می کند.

می دانیم گردبادها بر اثر وزش دو جبهه قوّی باد، در دو جهت مخالف، پیدا می شود ؛ یعنی دو جبهه مخالف در هم می پیچند و به گرد هم می گردند و گردباد را به وجـود می آوردند : فتنه ها نیز بیشتر از اختلافات بر می خیزد، آنگاه که دو جناح بی فکر و بی مطالعه، بی رحمانه به جان هم می افتند، فضای جامعه را تیره و تار می سـازند ، نتیـجه اش آن اسـت که گردبـادهای حوادث و ناامنی ، همه چـیز را از بیـخ بن می کند و نابود می سازد!

به همین دلیل، در برابر حوادث اجتماعی باید خوش بینی ها را تا حدّی کنار گذاشت و درباره کسانی که روی صحنه و پشت صحنه هستند، دقّت کرد و سوابق آنها را بررسی نمود و اگر فتنه ای در کار است، مردم را باخبر ساخت و این وظیفه اندیشمندان هر جامعه است.

جنگهایی که در دوران حکومت امیر مؤمنان علی (ع) به وقوع پیوست، هر کدام نمونه بارزی از فتنه بود؛ در « جنگ جمل » ، «عاشیه » همسر پیامبر (ص) را بر شتر سوار کردند و دو نفر از صحابه پیامبر - که سوابق نسبتاً خوبی در اسلام داشتند بر اثر هوا و هوس و وسوسه های شیطان آتش فتنه را برافروختند و نخستین بانگ اختلاف را در امّت اسلامی سر دادند؛ در این میان نزدیک به بیست هزار نفر از مسلمانان در این آتش فتنه سوختند و خانه های زیادی ویران شد. تا فتنه « شامیان » و « جنگ صفین » و ادّعای واهی خونخواهی عثمان و بر سر نیزه کردن قرآنها نمونه دیگری از این فتنه ها بود و هنوز شعله آن خاموش نشده بود، فتنه سومی از آن برخاست! گروهی از متنسکان جاهل و معتبدّان بی فکر، زیر پوشش « حکم فقط حکم خداست » آتش جنگ نهروان را برافروختند دقت در این نمونه عینی، می تواند تمام ویژگیهای فتنه را که امام علی (ع) در این خطبه بیان کرده، عملاً به انسان بیاموزد.

فتنه از دیدگاه آیات و روایات :

آیات :
قرآن کریم به همه مسلمانان دستور می دهد تا رفع کامل فتنه از جهان و تحقق کامل دین الهی در سراسر گیتی، با دین ستیزان مجاهده و مبارزه کنند و لحظه ای در این راه درنگ نداشته باشند؛ « وَقَاتِلُوهُم لَاتَکُونَ فِتنَهُ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ . » با آنان بجنگید تا دیگر فتنه ای نباشد و دین یکسره از آنِ خدا شود .

« وَقَاتِلُوهُم حَتَّی لَاتَکُونَ فِتنَهُ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه . » با آنان بجنگید تا دیگر فتنه ای نباشد و دین یکسره روشن است که این دستور قرآن به مبارزه با فتنه و فتنه گران، لزوماً دستور به « مبارزه سخت » و «جهاد فیزیکی » نیست، بلکه « مبارزه نرم » و « جهاد فکری و علمی و فرهنگی » را هم شامل می شود. اصولاً چون فتنه گری در اغلب موارد، جز در آخرین فازهای خود، از سنخ تهاجم فرهنگی و براندازی نرم است، راه مبارزه و جهاد علیه آن نیز از سنخ مبارزه فرهنگی و جهاد فکری و فرهنگی است.

نکته دیگری که لازم است مورد توجه قرار گیرد، این است که فتنه های سیاسی و اجتماعی، همچون بسیاری دیگر از مناسبتهای اجتماعی و سیاسی در دوران گذشته با برنامه ریزیهای پیچیده و تودرتو همراه نبود؛ اما امروزه برای ایجاد فتنه در یک جامعه، سال ها برنامه ریزی می شود. تحقیقات مختلف جامعه شناختی و مردم شناختی و روان شناختی گسترده ای درباره جامعه هدف صورت می گیرد. مهره های اصلی فتنه از قبل شناسایی می شوند و آموزشهای لازم علمی و روان شناختی را می بینند و آرام آرام در جای خود چیده می شوند. از طریق مطبوعات، رسانه ها، رمانها، کتاب های درسی و غیر درسی و فعالیتهای تفریحی و گردشگری، ترویج مُدها و مُدلهای جدید، ترویج روحیه مصرف گرایی و مصرف زدگی، سیاه نمائی درباره فعالیتهای انجام شده و مهمتر از همه، از راه ایجاد بشر در باورها و ارزش های مورد قبول جامعه هدف وبطور کلی از همه راه های ممکن می کوشند تا آرام آرام حساسیتهای دینی و ارزشی مردم را تضعیف کنند و بدین ترتیب بسترهای لازم برای براندازی نظام حاکم را فراهم سازند تا با کمترین هزینه بتوانند به هدف خود دست یابند. به همین دلیل مبارزه با فتنه در دوران حاضر نیز کار ساده و سهلی نیست ، بلکه نیازمند برنامه ریزی های دقیق و فعالیت های شبانه روزی است.

۱- روایات
- رجوع به قرآن
در فضای فتنه، یعنی در فضایی که حق و باطل به هم آمیخته شده است و گرد و غبار چنان بر هوا برخواسته که نه راه حق را می توان تشخیص داد و نه جاده های انحرافی را، یکی از بهترین معیارها رجوع به قرآن است. اگر در فضای فتنه، اندیشه ها و افکار متضاد را بتوان بدرستی بر قرآن عرضه کرد، آنگاه می توان حق و باطل آنها را تشخیص داد. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی عیار عبور از فتنه ها را چنین بیان می کند : « فاِذَا التبست عَلیکم الفِتَنَ کقِطِعُ الَیلِ المُظلِم فَعلیکُم بِالقرآن . »

زمانی که فتنه ها چون ظلمت و تاریکی یکپارچه شما را فراگرفت ، پس به قرآن پناه ببرید ، راه نجات از فتنه ها ،تمسک به قرآن و مراجعه به معارف قرآنی است. نخبگان جامعه باید سعی کنند ضمن مراجعه روشن مند به قرآن کریم، در فهم مقاصد قرآن از چهارچوب موازین عقلانی فهم متن خارج نشوند و هوا و هوس های خود را به قرآن تحمیل نکنند. کسانی که قرآن و معارف قرآنی را محور زندگی خود قرار دهند، و از آسیب های فتنه گران در امان خواهند بود.

- تمسک به اهل بیت پیامبر (ص)
یکی دیگر از راه های در امان ماندن از آسیب های معنوی جنگهای نرم تمسک به اهل بیت پیامبر (ص) است. این سفارشی است که پیامبر اکرم (ص) برای نجات از فتنه های بعد از خود به برخی از یارانش کرد. آن حضرت خطاب به عمار فرمود: ای عمار! بعد از من فتنه هائی رخ خواهد داد. در آن شرایط از علی و حزب علی (ع) پیروی کن؛ چرا که علی با حق است و حق با علی ...

امام علی (ع) با بیان های مختلف، یکی از راه های در امان ماندن از آسیب های فتنه را تمسک به اهل پیامبر، به عنوان نزدیکترین افراد به آن حضرت و یاران و گنجینه های علم و ابواب رسالت، می داند.
آن حضرت پس از اشاره به بعثت پیامبر (ص) و دعوت او و بعد از اشاره به فتنه هایی که بعد از پیامبر اکرم (ص) رخ داد، می فرماید : جمعی در دریای فتنه غرق شدند. به بدعت ها چنگ زدند و سنت ها را رها کردند. مؤمنان گوشه ای نشستند و گمراهان و دروغگویان به زبان آمدند. ما اهل بیت همچون پیراهن یوسف نداشت تن پیامبر هستیم. ما یاران و گنجینه های علم و ابواب رسالتیم و به درون خانه جز از در آن نمی توان درآمد. و هرکس از غیر در وارد شود او را دزد خواندند.

ریشه گمراهی و فتنه گری منافق در قرآن
۱- رویگردانی منافقان از اسلام
« وَمَن یَبتغِ غَیرَ الإسلمِ دِنیاً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فِی الأخِرَه مِنَ الخَسرِینَ » .
و هر کس غیر از اسلام به سراغ دینی دیگر برود پس هرگز از او قبول نمی شود و او در قیامت از زیانکاران خواهد بود.

نکته ها : از جمله « یَبتَغ » ، استفاده نمی شود که مراد آیه، کسانی هستند که اسلام به گوش آنها رسیده، ولی آن را رها کرده و به سراغ دیگر مکاتب رفته اند. این افراد در قیامت زیانکارند و دین آنها مورد پذیرش نیست. با توجه به آیه ی ۸۱ ( آل عمران )، پذیرش دین اسلام، میثاق خداوند از همه ی پیامبران پیشین است و لذا با آمدن سیمایی از اصول مکتب اسلام ترسیم شد که خطوط کلی آن عبارتند از : ۱- اتمام انبیای پیشین پیمان گرفته شده تا به پیامبر بعدی ایمان آورند.

۲- تمام هستی تسلیم خداست و نمی توان غیر دین الهی را پذیرفت.
۳- پیروان اسلام، به تمام انبیا و کتب آسمانی ایمان دارند. و در این آیه با صراحت اعلام می کند : هرکس این دین را بپذیرد، قابل قبول نیست. آری، بعد از دعوت، استدلال، مباهله و اعلام همسویی با عقاید و کتب آسمانی دیگر، جای صراحت و بی پرده سخن گفتن است.

پیام ها :
۱- اسلام ناسخ همه ادیان پیشین است.
۲- رها کردن مکتبی جامع، مایه خسارتی ابدی است.
۳- آخرت، جلوه گاه خسارتهای واقعی است.
۴- انتخاب اسلام، رمز و نشانه ی دور اندیشی انسان است.

۲- منافق فاقد ایمان واقعی است :
« فَلَاوَرَ بِّکَ لَایُؤمِنُونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ فِیَما شَجَرَ بَینَهُم ثُمَّ لَایَجِدُوا فِی أنفُسِهِم حَرجَاً مَمّا قَضَیتَ وَ یُسَلَّموُا تَُسلِیماً » .
نه چنین است : به پروردگارت سوگند، که ایمان (واقعی) نمی آورند مگر زمانی که در مشاجرات و نزاع های خود، تو را داور قرار دهند. و در دل خود هیچگونه احساس ناراحتی از قضاوت تو نداشته باشند ( و در برابر داوری تو ) کاملاً تسلیم باشند.

نکته ها : میان زبیربن عوام- از مهاجرین- و یکی از انصار، بر سر آبیاری نخلستان نزاع شد . پیامبر قضاوت کرد که چون سمت بالای باغ، از زبیراست، اوّل او آبیاری کند.
مرد انصاری از قضاوت پیامبر ناراحت شد و گفت چون زبیر، پسرعمه توست، به نفع او داوری کردی! رنگ پیامبر پرید و این آیه نازل شد . عجبا که خودشان رسول الله را به داوری پذیرفته اند، ولی سرباز می زنند! امام صادق علیه السلام فرمود: « اگر کسانی اهل نماز و حج و زکات باشند، ولی نسبت به کارهای پیامبر صلی الله علیه و آله سوءظن داشته باشند، در حقیقت مؤمن نیستند، سپس این آیه را تلاوت فرمودند. »

پیام ها :
- نشانه های ایمان راستین سه چیز است :
الف: به جای طاغوت، داوری را نزد پیامبر بردن
ب: نسبت به قضاوت پیامبر، سوءظن نداشتن
ج: فرمان پیامبر را با دلگرمی پذیرفتن و تسلیم بودن
۲- اسلام، علاوه بر تسلیم ظاهری، به ابعاد روحی و تسلیم قلبی توجّه کامل دارد.
۳- قضاوت از شؤون رسالت و ولایت است.
۴- وجوب تسلیم در برابر قضاوت پیامبر، نشان عصمت اوست.

- کفر پس از ایمان منافق :
« إِنَّ الَّذِینَ کَفَروُا بَعدَ إِلمِنهِم ثُمَّ ازدَادُوا کُُفراً لَّن تُقبَل تَوبُتُهُم و اولئِکَ هُمُ الضَّالوُنَ» ( آل عمران/۹۰ )
البته کسانی که پس از ایمان آوردن،کافر شدند و سپس بر کفر خود افزودند؛ هرگز توبه ی آن ها پذیرفته نخواهد شد و آن ها همان گمراهانند.

نکته ها : مرتدیّن و از دین برگشتگان دو نوعند :
الف : مرتد ملی : که پدر و مادر او هنگام انعقاد نطفه او کافر باشند، بعد از بلوغ اظهار کفر کند و سپس اسلام بیاورد و پس از آن مجدداً از اسلام دست بردارد چون این شخص مسلمان زاده نیست، مجازاتش خفیف و سبک است.

ب : مرتد فکری : که هنگام انعقاد نطفه او پدر و مادرش مسلمان باشد، بعد از بلوغ اظهار اسلام کند و پس از دین و آیین خویش دست بردارد و به اسلام پشت کند. این چنین شخصی مجازات سنگینی همانند اعدام را در پیش رو دارد گرچه راه توبه بر احدی بسته نیست، اما نباید گروهی از این توبه مقدّس سوء استفاده کنند. کسانی که از ایمان خود دست برداشته و دائماً بر کفر و لجاجت خود می افزایند. و جز لحظه ی مرگ یا غلبه ی مسلمین، حاضر به توبه نیستند، توبه این گونه افراد قابل قبول نخواهد بود، زیرا توبه آداب و شرایط و شیوه ای دارد که شامل حال اینها نمی شود.

پیام ها : ۱- ایمانی ارزش دارد تا پایان عمر تداوم داشته باشد. ایمانی که با کفر پایان پذیرد، کارساز نیست.
۲- انسان مختاز است، می تواند ایمان بیاورد یا کفر ورزد. می تواند بر ایمان خود پایدار و یا در کفر خود پافشاری کند. می تواند توبه کند یا بر گناه اصرار بورزد.
۳- هر یک از کمالات یا انحرافات، قابل افزایش ویا کاهش است. ازدیاد علم مانند « زدنی علما » افزایش هدایت : « زاد هم هدی » افزایش گمراهی.

۴- خداوند توبه پذیر است، ولی گروهی زمینه ها را از دست داده اند. جرّاح هر چقدر هم لایق باشد، تا زمینه پیوند در مریض نباشد کاری پیش نمی برد.
۵- اصرار و تداوم کفر، سبب محرومیت از پذیرفته شدن توبه است.
خود برتری منافق در عدم پذیرش ایمان : « وَإِذا قیِلَ لَهُم ءَامنِو أکَمَآ ءَامَنَ النَّاسُ قَالوُا أنُوضُنِ کَمَاءَامَنَ السُّمَهَاءُ ألَا إِنَّهُم السُّفَهاءُ و لَکِن لَّا یَعلَمُونَ » (بقره / ۱۳) . و چون به آنان گفته شود، شما نیز همانگونه که سایر مردم ایمان آوردند ایمان آوردید. ( آنها تکبر و غرور ) گویند: آیا ما نیز همانند ساده اندیشان و سبک مغزان، ایمان بیاوریم؟! آگاه باشید! آنان خود می خرند ولی نمی دانند.
پیام ها : ۱- ارشاد و دعوت اولیای خدا در منافقان بی اثر است.
۲- منافقان، روحیه امتیاز طلبی و خود برتربینی دارند.
۳- تحقیر مؤمنان، از شیوه های منافقان است.
۴- مسلمانان باید هوشیار باشند تا فریب ظواهر را نخورند.
۵- در فرهنگ قرآن، تسلیم حقّ نشدن، سفاهت است.
۶- باید غرور متکبرانه منافق، شکسته و با آن مقابله به مثل شود.
۷- افشای چهر دروغین منافق، برای جامعه ی اسلامی ضروری است.
۸- بدتر و دردآورتر از هر دردی، جهل به آن درد است.

- کری و گنگی منافق در عدم بازگشت بسوی حق :
« صُمُّ بُکمُ عُمیُ فَهُم لَایَرجِعُونَ » (بقره / ۱۸). آنان « از شنیدن حق » کر و « از گفتن حق » گنگ و «از دیدن حق » کورند. پس ایشان « بسوی حق » باز نمی گردند.
نکته ها : قرآن در ستایش برخی پیامبران می فرماید : « آنان دست و چشم دارند » شاید مقصود آن است که کسی که دست بت شکنی دارد، کسی که چشم خدابین دارد چشم دارد، پس منافقان که چنین دست و چشمی ندارند، در واقع همچون ناقص الخلقه هایی هستند که خود مقدمات نقص را فراهم کرده و وسائل شناخت را از دست داده اند. لذا در این سوره درباره ی منافقان تعابیری همچون « لا یشعرون ، ما یشعرون ، لا یعلمون، لا یبصرون ، یعمعون صم، بکم، عمی، لایرجعون » به کار رفته است. نظر غیر از بصیرت است در سوره اعراف می خوانیم « ترهیم ینظرون الیک و هم لا یبصرون » می بینی که به تو نگاه می کنند، در حالی که نمی بینند یعنی چشم بصیرت ندارند که حق را ببینند. عدم بهره گیری صحیح از امکانات و وسائل شناخت، مساوی با سقوط و از دست دادن انسانیت است. جزای کسی که در دنیا خود را به کوری و کری و لالی می زند، کوری و کری و لالی آخرت است.در سوره ی اعراف آیه ۱۷۹ می خوانیم: آنان دل دارند، ولی نمی فهمند، چشم دارند ولی نمی بینند، گوش دارند ولی حق را نمی شنوند، این گروه همچون چهارپایان بلکه از آن ها پست تر و گمراه ترند، ایشان عامل هستند.

پیام ها :
۱- نفاق، انسان را از درک حقایق و معارف الهی باز می دارد. « صم بکم عمی ».
۲- کسی که از عطایای الهی در راه حقّ بهره نگیرد، همانند کسی است که فاقد این نعمت هاست.
۳- حقّ ندیدن منافقان دو دلیل دارد : یکی آنکه فضای بیرونی آنان تاریک است: «فی ظلمات» و دیگر آنکه خود چشم دل را از دست داده اند.
۴- منافقان، لجاجت و تعصب دارند.
- پیروی منافق از هوای نفس :
أفَمَن کََان عَلَی بَیِنَهٍ مِنّ رِبّهِ کَمَن زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أهوَاءَهُم ( محمد / ۱۴ )
پس آیا کسی که بر دلیل روشنی از طرف پروردگارش است همچون کسی است که بدی کردارش در نظرش آراسته شده و از هوس هایش پیروی کرده است ؟

نکته ها : « بیّنه » در اصل به چیزی می گویند که میان دو چیز فاصله و جدایی ایجاد کند به گونه ای که دیگر هیچ گونه ربط و اتصالی با هم نداشته باشند. به همین خاطر به دلیل روشن و آشکاری که حقّ را از باطل جدا می کند، بینه می گویند. پیامبر با منطق و بیّنه به سراغ مردم می آید، ولی مردم با خوب پنداشتن راه خود و پیروی از هوس های خویش با او برخورد می کنند. رسالت پیامبر اسلام همراه به بیّنه است. آن حضرت از جانب خداوند مأمور است و از پیش خود حرفی ندارد و بر این امر تأکید می ورزد. « انی علی بیّنهٌ من ربّی » .

پیام ها :
۱- تکیه گاه مؤمن دلیل و برهان است، « بینه من ربّه » امّا کفار به پندار و هوس خویش تکیه دارند: زین له سوء عمله .
۲- خود محوری، نقطه مقابل خدا محوری است. کسی که در برابر دلیل و استدلال تواضع نکند، پیرو هواس های خود و دیگران خواهد شد.
۳- انسان فطرتاً با بدی مخالف است و هر کجا می خواهد دست به کار زشتی بزند ابتدا آن را رنگ و لعاب زیبا می زند.
۴- بعضی از کارها دارای قبح ذاتی است. یعنی ذات و حقیقت آن عوض نمی شود گرچه زیباسازی و تقلّب صورت بگیرد.
۵- انسان برای رسیدن به خواسته های نفسانی، کارهای زشت را به گونه ای توجیه می کند که انجام آن زیبا و پسندیده باشد.

- نادانی سران فتنه در کلام امام علی علیه السلام :
علی (ع) در خصوص عالم نمایان می فرمایند: مغضوب ترین مردم در پیشگاه خداوند ... کسی است که انبوهی از نادانی ها را در خود جمع کرده، در میان توده ناآگاه برای خود پایگاهی ساخته است، در امواج فتنه ها جولان می دهد و از راز صلح یکسره بی خبر است. ناآگاهان مردم نما دانشمندش می نامند، در حالیکه از هر علمی خالی است.
اقسام فتنه
قرآن کریم گاهی فاعلیت فتنه را به خدای متعال ، گاهی به شیطان و در بسیاری از آیات، به انسانها نسبت داده است. حتّی در یک مورد فتنه به خود شخص نسبت داده شده است؛ یعنی به کسانی گفته شما خودتان موجب فتنه برای خود شدید. در آیه ۱۳ و ۱۴ از سوره حدید می فرماید: در روز قیامت عدّه ای از ضعفاء الایمان و منافقین می بینند مؤمنین دارای نورانیتی هستند و به راحتی از صراط عبور می کنند؛ ولی خودشان در تاریکی به سر می برند و جلوی پای شان را نمی بینند و نمی دانند، کجا بروند. می بینند بسیاری از این مؤمنین از دوستان یا همسایگان شان بوده اند. در حالی که آنها را صدا می زنند، می گویند: « ...انظرُوانا نَقتَسبِس مِن نُورِکُم... » نگاهی به ما کنید تا نور شما به ما هم بتابد و ما از نور شما استفاده کنیم. در جوابشان گفته می شود: « ...ارجِعُوا وَراءَکُم فالتبسوُا نُورا... » به پشت سر خود باز گردید و کسب نور کنید! بعد از توصیف این ماجرا می فرماید: این ها سؤال می کنند: مگر ما در دنیا با شما نبودیم؟ مؤمنین جواب می دهند: بله شما در ظاهر همراه ما بودید: « وَلکِنکُم فَتَنتُم أنفُسَکُم و تَربصتُم وَارتُبتُم وَ غَرَّتکُم الامانی حتی جاءِ امراللهِ وَغُرَکُم بِاللهِ الغُرورُ ». مقصود ما عبارت « و لکنکم فتنتم انفسکم...» است که فتنه را به خود اینها نسبت می دهد و می گوید : شما خود موجب فتنه خودتان شدید. به هر حال قرآن کریم، موردی که فتنه به عنوان یک امر اتفاقی یا امری که فاعل جبری یا طبیعی داشته باشد، سراغ نداریم .

علل پیدایش فتنه
۱- خودخواهی و هوا پرستی :
منشأ بسیاری از فتنه های اجتماعی، حسب جاه و مقام و ریاست طلبی و خودخواهی و خود بزرگ بینی است. خودخواهی موجب می شود در مواردی که خواسته های انسان با موازین دینی و الهی سازگاری ندارد، به توجیح رفتار یا تأویل های ناشایسته ای از معارف دینی دست بزند. از دیدگاه چنین افرادی، معیار ارزش کارها، موافقت و سازگاری آنها با هوس ها و خواهش های نفسانی آنان است. هر کاری که مطابق امیال و خواسته های آنان باشد، خوب و هر کاری که مخالف امیال و اهداف شخصی و گروهی شان باشد، بد است. تحلیل روان شناختی مسئله به این صورت است که برخی افراد مؤمن و مسلمان که عمدتاً از افرادی نفوذ و تأثیر گذار جامعه هم هستند به تعبیر دیگر از طبقه الیت ها و نخبگان جامعه شمرده می شوند ، از حکومت وقت توقعاتی شخصی دارند، توقعاتی از قبیل دستیابی به پست و مقام با بهره برداری بیشتر از ثروتها و امکانات ملی و امثال آن . اما هنگامی که این خواسته ها مورد توجه حکومت قرار نمی گیرد، برای دستیابی به امیال و هوس هایشان به راه اندازی تشکلات، گروها، حزب ها و جبهه ها اقدام می کنند.

آنها ظاهر و ویترین فعالیت خود را مبارزه با ظلم ، بی عدالتی و بی قانونی قرار می دهند، اما باطن آن و پشت پرده و اقدام های آنان چیزی جزء ریاست طلبی ، خود خواهی و حب جاه نیست.
هدف آنان این است که هم از حکومت و نظام عادلانه اسلامی انتقام بگیرند و هم به خواسته های خود دست پیدا کنند . البته روشن است که ما قصد نداریم منشاء هر حرکتی در جهت ایجاد حزب ، جبهه ، گروه یا تشکیل را لزوماً هواهای نفسانی و غیر الهی بدانیم. ممکن است شخص یا اشخاصی پیدا شوند که به انگیزه های الهی وبه منظور پیشبرد اهداف دینی و الهی ، حزب، گروه، تشکل و جبهه تاسیس کنند: اما به هر حال ، این تحلیل هم دور از فعالیت نیست که بساری از افراد به منظور دستیابی به خواسته ها و هوسهای پست و غیر الهی خود به تاسیس چنین مراکزی اقدام می کنند. یکی از نشانه های تشکیلات و احزاب فتنه انگیز و و فتنه خیز این است که معمولاً بعد از یک ناکامی و شکست در دستیابی به قدرت تاسیس می شوند. هواپرستی می تواند ابعاد و شاخه های فراوانی داشته باشد . به عنوان مثال ، ریاست طلبی، شهرت طلبی، زراندوزی وثروت گرایی از شاخه های همین عامل است.

۲- ریاست طلبی :
نمونه های تاریخی این تحلیل را می توان در تاسیس (حزب پیمان شکنان) توسط طلحه ، زبیر و عایشه و همچنین دشمنی ها و کارشکنی های معاویه علیه حکومت علوی مورد مطالعه قرار دارد. توضیح آنکه به اذعان همه مورخان ، طلحه و زبیر نخستین کسانی بودند که با امام علی (ع) بیعت کردند ؛ اما بلافاصله پس از مراسم بیعت ، خصوصی به نزد آن حضرت رفتند و خواستار مشارکت در امور حکومت شدند. و ادعا کردند که اساساً انگیزه اصلی آنان از بیعت همین بوده است . آن دو به امام علی (ع) تأکید کردند که باید در امور حکومتی و تصمیمهای کلان کشوری با آنان رایزنی شود و به اصطلاح به بازی گرفته شوند و از اینکه آن حضرت در تصمیم های خود و تقسیم قدرت و نحوه توزیع ثروت با آنان مشورت نمی کند سخت برآشفته و معترضانه ازآن حضرت توضیح خواستند و البته با پاسخ قاطع و محکم امام علی (ع) مواجه شدند. آنان وقتی دیدند که نمی توان در تصمیمهای حکومت مرکزی به سود خود نقش آفرینی کنند، از امام علی خواستند دست کم مسولیت برخی مناطق جهان اسلام از قبیل بصره و کوفه را به آنان واگذارد و مدعی بودند با این کار شاید اندکی از حق از دست رفته آنان در دوران خلفای گذشته جبران شود. وقتی که ازاین راه هم نتوانستند به مقصود خود برسند،
فتنه جمل را راه اندازی کردند . عامل اصلی ایجاد فتنه صفین نیز همین ریاست طلبی ، خودخواهی و هواپرستی حاکمان شام بود . معاویه سال ها بعد از شهادت امام علی(ع) به صراحت بیان کرد که جنگ او با آن امام و یارانش برای دفاع از اسلام و ارزش های اسلامی و احیای روزه و نماز و حج و زکات نبوده است . او به دنبال حکومت ، ریاست و خلافت بوده است.

مولوی در تأویل آیه « فَخُز اَربَعهً مِّنَ الَّیرِ فَصُرهُنَّ إِلَیکَ » می گوید : چهار صفت در انسان هست و آن ها را چهار مرغ فتنه جو معرفی می کند، چهار مرغی که رهزن راه معنویت و حقیقت اند. اگر کسی میخواهد ابراهیم وار به مقام دوستی خداوند نایل شود، باید آن چهار مرغ را از سر راه خویش بردارد. آن چهار صفت فتنه جو و راهزن عبارتنداز : حرص و شهوت و جاه و آرزو

آثار فتنه :
بی گمان فتنه دو دسته از آثار دنیوی و اخروی را به دنبال دارد . دشمنان با فتنه گری خود می کوشند تا از گسترش فرهنگ توحیدی اسلام و نظام عدالت پرور آن جلوگیری کنند و اجازه ندهند تا اسلام در یک فضای روشن و سالم به رشد و بالندگی ادامه دهد و نظریه نظام سیاسی مبتنی بر ولایت و امامت و عدالت را در عمل به اثبات رساند .
از سوی دیگر فتنه انگیزی مشرکان و کافران و هر عامل داخلی و بیرونی موجب می شود تا حکم جهاد از سوی خداوند و رهبری جامعه برای سرکوب فتنه انگیزان صادر شود و موجب قتل و یا اخراج آنان از سرزمین های اسلامی را فراهم آورد . بنابراین می توان گفت کسانی که در پی فتنه انگیزی هستند باید انتظار بلا و عذاب الهی در دنیا و آخرت را نیز داشته باشند .

پیامدهای فتنه : « تهدیدها و فرصت ها »
تهدیدها : (پیامدهای صنفی فتنه ) :
۱. پیدایش تشکیلات فتنه :
به تعبیر امام علی (ع) ، برپایی و گسترش پرچم گمراهی است . نتیجه پیدایش « تشکیلات فتنه » این می شود که فتنه گران تلاش کنند تا مرامنامه ای برای خود تدوین کنند ، مبانی فکری خود را ساماندهی نمایند و برای تشکیلات خود برنامه ریزی داشته باشند ، تا بتوانند در جامعه تاثیر گذار بوده و نیروهای بیشتری را جذب کنند .

۲. فراموش شدن ارزش ها :
با ایجاد شهبه در دین و باورهای مردم ، با بی توجهی به مقررات اسلامی ، ثروت گرایی و مال اندوزی ، بسرعت در دین و هواپرستی ، که از جمله بسترهای و عوامل ایجاد فتنه بودند ، اصلی جز از بین رفتن احکام و ارزش های اسلامی نخواهد داشت .

۳. حاکمیت حاکمان سود جو :
علی علیه السلام با بصیرت منحصر به فرد خود از پیامدهای برخی از فتنه ها در آینده چنین خبری می دهند همانا پس از من مردی بر شما چیره شود که گلویی گشاده دارد و شکمی فراخ و برون افتاره بخورد هر چه باید و بجوید آنچه نباید . . . او شما را فرمان دهد تا مرا دشمنام گویید و از من بیزاری جویید . . .

فرصت ها : (پیامدهای مثبت فتنه ) :
۱. جداسازی مرزها :
یکی از پیامدهای مثبت فتنه ، جدا سازی مرزهای مؤمنان راستین از مؤمنان زبانی و گفتاری است . تا زمانیکه فتنه رخ نداده است انسان گمان می کند ، همه افراد یک رنگ هستند ، اما زمانی که فتنه و آزمایش اجتماعی بزرگی { مثل } رخ می دهد ، صف ها جدا می شود .

قرآن کریم می فرماید : برخی از مردم خدا را فقط با زبان می پرستند . همین که خیر به آنان برسد ، حالت اطمینان پیدا می کنند ، اما اگر مصیبتی برای امتحان به آنان برسد ، دگرگون می شوند . « و من الناس من بعید الله علی رف فإن اصابه خیر اطمأن بهوءان اصابته فتنه انقلب علی وجهه ...

۲. بلوغ اجتماعی و سیاسی :
یکی دیگر از پیامدهای مثبت فتنه ، پختگی اجتماعی و سیاسی مردم است . وقوع یک فتنه در جامعه اسلامی ، موجب می شود ، مردم در تحلیل های سیاسی خود و در شناخت دوست و دشمن ، به رشد قابل توجهی برسند .

راه درمان فتنه :
۱. بصیرت چاره فتنه
خدای متعال به پیغمبرش در آن دوران دشوار مکه می فرماید : ای پیغمبر من را بصیرت حرکت می کنم «قل هذه سبیلی ادعوا إلی الله علی بصیره أناو من اتبعنی » خود پیغمبر با بصیرت حرکت می کند . تابعان و پیـروان و مدافعان فکر پیغمبر هم با بصیرت . این مال دوران مکه است آن وقتی که هنوز حکومتی وجود نداشت جامعـه ای وجود نداشت ؛ مدیریت دشواری نداشت . بصـیرت لازم بود ؛ در دوران مدینه به طریق اولی .
اینکه رهبر در طول چند سال گذشته همیشه روی بصیرت تأکید می کرد به خاطر این است که یک ملت که بصیرت دارد ، مجموعه جوانان یک کشور وقتی بصیرت دارند ، آگاهانه حرکت می کنند و قدم بر می دارند همه تیغ های دشمن در مقابل آنها کند می شود . بصیرت نبود ، انسان ولو با نیت خوب ، گاهی در راه بدقدم می گذارد . شما در جبهه جنگ اگر راه را بلد نباشید ، اگر نقشه خوانی بلد نباشید ، اگر قطب نما در اختیار نداشته باشید ، یک وقت نگاه می کنید ، می بینید در محاصره ی دشمن قرار گرفته اید . راه را عوضی آمده اید ، دشمن بر شما مسلط می شود این قطب نما همان بصیرت است .

۲. ایجاد روحیه ی حقیقت شناسی :
اگر یکی از شرایط و بسترهای پیدایش فتنه ، شخصیت محوری به جای حقیقت محوری است ، یکی از راه های مبارزه با آن نیز ترویج روحیه حقیقت محوری است . ارباب فرهنگ باید تلاش کند تا این رویه را در مردم ایجاد کنند که ضمن شناخت حقیقت ، آن را معیار سنجش عملکرد افراد قرار دهند . درست است که برای برخی از یاران امام علی (ع) وجود شگفت که اینان حق مجسم و مدار حقیقت علی بن ابی طالب را نمی دیدند و به جلوه ای از حقیقت ، عمار ، نظر دوخته بودند ! اما روشن است که در همه روزگاران نمی توان عمار را معیار حقیقت دانست . اکنون عماری وجود ندارد تا بتوان با ردیابی او حقیقت را شناخت .

در این روزگار باید به دنبال شناخت خود حقیقت بود . معیار حقیقت را باید شناخت تا از دام فتنه و فریب رهایی یافت . البته روشن است که تزریق چنین رویه ای در میان عموم مردم کاری زمان برو بسیار حرفه ای و هنرمندانه است و این وظیفه ای است که در روزگار حاضر بیش از هر زمان دیگری بر دوش همه دلسوزان اسلام و فرهنگ و نظام اسلامی سنگینی می کند .
امام علی (ع) در توصیف جنگ با اهل قبله و شرایط مبارزان چنین جنگی می فرماید : « قَد فَتح بابَ الحرب بینکُم و بَین اهل القبلهِ و لا یحمل هذا العلمِ الا اهل البصر . الصبر و العلم بمواضع الحق »

۳. تقوا : رمزهایی از فتنه
اما مهمترین عاملی که می تواند ، نقطه مقابل فتنه قلمداد شود و مانع بروز و ظهور آن شود و یا عواقب آن را به حداقل برساند ، گسترش فرهنگ مبتنی بر تقوای الهی است . جایگاه و عملکرد تقوا در فرهنگ دینی نقطه مقابل جایگاه و عملکرد فتنه در فرهنگ غیر دینی است ، که در آن به جای خدا ، انسان با آرمان ها و اهداف مادیش چون قدرت ، ثروت و لذت محور می باشد . از ویژگی های فتنه ، گسترش شک و تردید، آمیختگی حق و باطل ، شبهه پراکندگی و متزلزل کردن پایه های یقین بود ، در حالیکه تقوا عامل ایجاد یقین و از بین برنده شک و تردید و شبهه ها است . « وَ اِنَّما سُمِّیتِ لانّها تشبهُ الحَقَّ ، فَامّا اولیاءُ الله فَضیاؤهم فیها الیقین ، و دلیلهم سمت الهدی ، و اما أعدإ اللهَ فدعاؤهم فیها اضلال و دلیلهم العمی » .

به این دلیل شبهه را شبهه نامند ؛ که شبهه حق است . اولیای خدا ، با روشنای یقین ، از جو شبهه ها می گذرند و به سوی رستگاری راه می پویند ، ولی دشمنان خدا فرصتی می یابند و دعوت گر خلق به سوی گمراهی می شوند که دلیل راهشان نیز جز کوری نیست .

و همچنین می فرمایند :
« اِن مَن صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات ، حجزته التقوی عن تقحُّمِ الشبهات» .
« بی شک اگر برای کسی فاجعه های تاریخ – که فراروی او است – عریان شود ، حاصلش تقوایی خواهد بود که او را از ناسنجیده به آب زدن و در امواج فتنه ها فرو افتادن باز خواهد داشت . »

امام (ع) در این سخنان عبرت گرفتن را برای رعایت تقوا لازم دانسته اند و اشاره می کنند که هرکس از پیشامدهای ناگوار عبرت بگیرد تقوا او را از افتادن در شبهات باز می دارد ، چگونگی ارتباط بین عبرت گرفتن و تقوا به این صورت است : هر کس که در توجه به حقایق ، عقل راهنمایش باشد و نور بصیرت او را بر مشاهده آفات دنیا آماده سازد و از دگرگونی حالات عبرت ها به دست آورد و از کسانی که همت خود را به دنیا منحصر کرده و دنیا را جای همیشگی خود دانسته اند ، پند گیرد ، خواهد دید که همه امور دنیا باطل و سایه های زوال پذیرند . بنابراین خداوند ترس و تقوای خود را در دل چنین شخصی می افکند و این ترس از خدا او را از افکنده شدن در امور باطل باز می دارد . منظور از شبهات نیز در اینجا امور دنیوی باطل و گذرا است که خود را شبیه حق و بادوام نشان می دهند و مقدمه در افتادن به فتنه می باشند .

امام (ع) در سخنی دیگر تقوا را راز رهایی و راه برون رفت از تاریکی و ظلمات فتنه ها می دانند .
« وَ اعلموا أنَّه مَن یتّق الله یَجعل که مخرجاً مِن الفتن و نوراً من الظلم » .
« و بدانید هر که تقوای الهی پیشه کند ، خداوندش از بن بست فتنه ها گریز گاهی و از امواج سیاه روشنی ویژه ای عطا می کند . »
بخشی از کلام امیر المومنین (ع) یعنی « من یتق الله یجعل له مخرجاً » آیه قرآن است و بیرون رفتن از فتنه ها و رهایی از تاریکی های ظلم در واقع تفسیر آیه می باشد .

تقوا نیز بر حسب عرف شرعی به ترس از خداوند تعالی بستگی دارد . بدین توضیح که شخص متقی از آنچه سبب دوری از خدا و توجه به دنیا و زینت های آن است پرهیز می کند و عمداً از خدا روی برنمی تابد ، عدم وابستگی به دنیا زهد حقیقی است و تقوا وسیله آن است . بنابراین تقوا برترین قدرت برای نزدیکی به خدا و بزرگترین مانع بی توجهی به خداست .

تقوا نشانه حاکمیت فرهنگ الهی در جامعه است و به میزان دور شدن از آن جامعه به دست حاکمیت فرهنگ دنیوی رفته که نتیجه اش جز پیروی انسانها از هواهای نفسانی نخواهد داشت و آنها نیز منشاء اصلی فتنه ها خواهند بود .

نتیجه :

با چشم قرآنی ، می توان جهت درست را شناسایی کرد و با چشم ولایی ، راه درست را انتخاب کرد . فقط چشمان بصیرتی توان دیدن در فضای غبار آلود فتنه را دارند . بدون چشم بصیرتی قادر نخواهیم بود در میادین شبهه ، حق را از باطل تشخیص دهیم . با چشمان سر فقط دشمن آشکار قابل رویت است .

فتنه گران اصلی علیه انقلاب اسلامی ، همان صهیونیست ها هستند که دشمن بشریتند و از هر حرکتی که مردم را به استقلال نزدیک کند بیم دارند .

افراد صادق ( حتی کسانی که به نحوی با نظام مشکل دارند ) باید توجه کنند که جریان فتنه کنونی کمر به از بین بردن عزت و حیثیت ایران بسته است .

به توصیه مقام معظم رهبری ، مهمترین و شاید فوری ترین کار برای مقابله با جریان فتنه ، ایجاد شفافیت و خارج سازی آرمانهای حق از درون جریان فتنه است . که قدرت دفاعی آنان را به شدت کاهش داده و چهره منافقانه آنها را آشکار خواهد کند ، پس از روشن شدن چهره ی واقعی است که با جرات می توان به مرقانون عمل کرد .

اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار می شویم که تیرگی فتنه همه جا را فرا گرفته است و می بینیم همان کسانی فتنه را آغاز کرده که خود پرورش داده ایم .

منابع :

• قرآن
• نهج البلاغه
۱. ابن ابی الدید ، شرح نج البلاغه ، ج ۱
۲. ابن اثیره ، الکامل فی تاریخ ، ج ۲
۳. ابن اشیر ، اسدالغابه ، ج ۳
۴. ابن قتیبه ، الامه و السیاسه ج ۱
۵. ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۷
۶. البلاذی ، امد ، انساب الاشراف ، ج ۲
۷. الذهبی ، شمس الدین ، سیراعلام انبلاء ، ج ۳
۸. حسینی ، سید مجید ، روزنامه همشهری ، خردنامه پایداری ، سال۸۸ .
۹. خراز قمی ، کغایه الاثر.
۱۰. طبیعی ، منصور ، کالبد شکافی فتنه ، چاپ اول ، تهران : سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی ، دفتر سیاسی ، ۱۳۸۱ .
Share/Save/Bookmark