امتیاز مثبت
۰
 
دکتر کاوند تشریح کرد:
تعریف استشراق و بیان نمونه ای از مستشرقان منصف و غیرمنصف
معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم با اشاره به مطالبی در تعریف استشراق، گفت: محققان در آثار این مستشرقان منصف و غیرمنصف به تحقیق و پژوهش بپردازند و زوایای دقیقی از ابعاد فکری آنان در زمینه اسلام و قرآن را واکاوی کنند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۳۲
کد مطلب: 11311
 
 
به گزارش ایحا، دکتر علیرضا کاوند در گفت و گویی به بیان نکاتی درباره تعریف استشراق پرداخت که متن کامل آن به این شرح است:
شرق شناسی یا اورینتالیسم(Orientalism) تعبیری است که دلالت می کند بر رویکردی که نسبت به شرق وجود دارد و مستشرق به هر کسی اطلاق می شود که درباره مسائل مربوط به شرقی ها و فرهنگ و تاریخ آنها بحث می کند.
این جریان تصوراتی را برای غربی ها به صورت عمومی نسبت به شرق و به صورت خصوصی نسبت به جهان اسلام ایجاد کرده و سهم قابل توجهی در ایجاد این برداشت های غربی نسبت به شرق و جهان اسلام داشته است.
در واقع جریان استشراق پیشینه فکری درگیری تمدنی بین شرق و غرب را نشان می دهد و در مورد آغاز و ابتدای جریان استشراق و اینکه چه شخصیت های بارزی در زمینه استشراق فعالیت داشتند و دارند باید عرض کنم، بسیار مشکل است که ما بخواهیم آغاز استشراق را دقیق مشخص کنیم زیرا برخی از مورخین جریان شخصیت شناسی را به روزگار دولت اسلامی در اندلس برمی‌گردانند و برخی هم جریان شرق شناسی را به ایام درگیری صلیبی ها برمی‌گردانند.
برخی هم جریان شرق شناسی را به دوران حکومت اموی در قرن دوم هجری برمی‌گردانند و معتقدند در واقع این جریان شرق‌شناسی توسط راهب معروف یوحنای دمشقی در شام ایجاد شده و در دو کتاب ایشان با عنوان «زندگی محمد» و «گفت و گوی بین مسیحی و مسلمان» این نکات قابل دریافت و قابل بیان است؛ هدف آقای یوحنای دمشقی کمک به مسیحیان در رویارویی با مسلمانان و کمک به آنها در زمینه مقابله با اندیشه های اسلامی بوده است.
به هر صورتی که باشد حرکت استشراق در واقع یک هدف دینی و انگیزه دینی داشته تا در خدمت استعمار قرار بگیرد و فعالیت استعمار و نشر مسیحیت را در واقع تسهیل کند.
استشراق لاهوتی یا دینی به شکل رسمی خودش هنگامی آغاز شد که مجمع کلیسای وین در سال ۱۳۱۲ میلادی تصمیم گرفت که تعدادی از کرسی‌های زبان عربی را در تعدادی از دانشگاه های اروپایی تأسیس کند.
استعمال مفهوم استشراق یا اورینتالیسم در اروپا با پایان قرن هجدهم میلادی آغاز شد و این مفهوم جای خودش را در مجامع علمی پیدا کرد. ابتدا در سال ۱۷۷۹ میلادی در انگلستان این واژه به کار رفت و در سال ۱۷۹۹ در فرانسه به کار رفت. که این طبق گفته دانشنامه دانشگاهی فرانسوی منتشر در سال ۱۸۳۸ میلادی هست.
۱- هربرت دی اورالیک که از مسیحیان بندیکتی بود به سمت اندلس رفت و نزد اساتید خود درس اسلام را فرا گرفت و پس از بازگشت به عنوان یک عالم با اسم سیلوستر دوم مشهور شد و به همین خاطر اولین پاپ فرانسوی محسوب می شود. در سال ۱۹۳۰ میلادی رئیس اسقف های شهر تولیدو اسپانیا اقدام به ترجمه برخی از کتاب‌های علمی عربی کرد.
۲- جرارد دی گرمونا که ایتالیایی بود به سمت تولیدو رفت و حدود ۸۷ تصنیف را در زمینه فلسفه، پزشکی، نجوم، و علم رمل ترجمه کرد.
۳- پس از وی پطروس مکرم که در سال ۱۹۵۶ میلادی از دنیا رفت و فرانسوی و از پاپهای بندیکتی و رئیس کلیسای کلونی بود جماعتی از مترجمین را تشکیل داد تا آشنا بشوند به صورت موضوعی با اسلام و این آشنایی از طریق ترجمه معانی قرآن به زبان لاتینی در سال ۱۹۴۳ میلادی اتفاق افتاد که روبرت اف کیتون انگلیسی به این کار اقدام کرد.
۴- نفر بعدی یوحنای اشبیلی است که یهودی تازه مسیحی بوده و در نیمه دوم قرن دوازدهم میلادی مشهور شد و علاقه مند به علم نجوم بود و ۴ کتاب ابومعشر بلخی را در سال ۱۹۳۳ میلادی به زبان لاتینی ترجمه کرد.
۵- پس از وی راجر بیکن هست که در سال ۱۹۹۴ میلادی از دنیا رفت و انگلیسی بود در دانشگاه آکسفورد و در پاریس دکترای خود را در زمینه الهیات گرفت و کتاب «مرآة الکیمیاء» نورنبرگ را در سال ۱۹۲۱ میلادی از عربی به انگلیسی ترجمه کرد.
۶- ریموند لول که متوفای سال ۱۳۱۴ میلادی هست ۷ سال به یادگیری زبان عربی و مطالعه قرآن پرداخت. او به دنبال پاپ روم رفت و از او درخواست کرد که دانشگاه هایی رو تأسیس بکنه که در آنها درس عربی رو تدریس بکنند تا مستشرقینی از آن فارغ التحصیل بشوند که بتونن با اسلام مقابله کنند و پاپ هم با آن موافقت کرد و در کنفرانس وین در سال ۱۳۱۲ میلادی کرسی های زبان عربی در ۵ دانشگاه اروپایی معروف مثل دانشگاه پاریس، دانشگاه آکسفورد، دانشگاه بولونیا در ایتالیا و دانشگاه سلمنکا در اسپانیا تاسیس شد و دانشگاه پاپ در رم.
مستشرقان مطالعات متعددی را در زمینه اسلام و زبان عربی و جوامع اسلامی انجام دادند. مستشرقان از سوابق فرهنگی و فعالیتهای پژوهشی خود در مطالعه تمدن اسلامی و یادگیری اسرار آن، به هدف دستیابی به اهداف استعماری و مسیحی سازی غرب استفاده کردند.
گروهی از مستشرقین نسبت به تمدن اسلامی علاقه واقعی نشان دادند و سعی کردند به صورت عینی و دقیق با آن برخورد کنند و آن را مورد مطالعه قرار بدهند و به همین خاطر تعداد کمی از آنها در این زمینه موفق شدند. برخی هم که سعی داشتند نسبت به اسلام و قرآن و رسول گرامی اسلام انصاف به خرج بدهند نتوانستند که از تأثیر فرهنگ خود و عقایدشان نسبت به دین اسلام فارغ شوند و به طور ناخواسته یا خواسته مغالطات و تحریفاتی نسبت به اسلام ایجاد کردند که هیچ مسلمانی آن را نمی تواند بپذیرد و بنابراین کسانی که تصور می‌کنند که این دست از مستشرقین، منصف هستند کاملاً در اشتباهند.
مستشرقان منصف:
۱- هادریان رولند استاد زبان‌های شرقی در دانشگاه اوترخت هلند است که کتاب الديانة المحمدية را به زبان لاتینی در سال ۱۹۰۵ میلادی منتشر کرد اما کلیسای اروپا کتاب را در لیست کتاب های تحریم شده و ممنوع قرار داد.
۲- یوهان رایسکه است که در سال ۱۹۷۴ میلادی از دنیا رفت. وی مستشرق برجسته آلمانی بود که به دلیل موضع مثبت خود در مورد اسلام، متهم به بدعت در دین مسیحیت شد و با مشکلات و بیچارگی و فقر زندگی کرد و در تبعید درگذشت. این شخصیت جایگاه بارزی در زمینه مطالعات عربی در آلمان داشت.
۳- سیلوستر ساسی در سال ۱۸۳۸ میلادی از دنیا رفت، او به تحصیل در زمینه ادبیات و نحو پرداخت ولی در زمینه مطالعات اسلامی، مطالعات عمیقی نداشت و مرکزی را برای مطالعات عربی در پاریس ایجاد کرد که آقای رفاعة طهطاوی که روشنفکر معروف مصری و استاد محمد عبده بوده با او در ارتباط بود.
۴- توماس آرنولد که در سال ۱۹۳۰ میلادی از دنیا رفته است و انگلیسی زبان بود و کتابی را با عنوان «دعوت به اسلام» نوشت که به زبان ترکی، اردو و عربی ترجمه شده است.
۵- آقای گوستاولوبون مستشرق و فیلسوف مادی گرا و ماتریالیست است که به هیچ وجه اعتقادی به مذاهب ندارد اما بسیاری از تحقیقات و کتاب‌های آقای گوستاولوبون با انصاف نسبت به تمدن اسلامی نوشته شده که باعث شده غربی‌ها به این کتاب بی توجهی کنند و او را مورد تقدیر قرار ندهند.
۶- خانم زیگرید هونکه متوفای سال ۱۹۹۹م که نوشته های ایشان متصف به انصاف و عدالت است و دلیلش این است که در کتاب‌های خود تاثیر تمدن عرب را بر مغرب زمین ابراز کرده و در کتاب مشهورش با عنوان «شمس العرب تسطع علی الغرب» این مسئله قابل مشاهده است.
شخصیت های دیگری نیز هستند مثل: ژاک بیرک استاد دکتر علی شریعتی، آنه ماری شیمل، توماس کارلایل، و رنه گنون و دکتر گرینیه و گوته آلمانی از شخصیت‌های منصف هستند. همچنین آقای آربری که یکی از کتاب‌های وی «اسلام امروز» است که در سال ۱۹۴۳ میلادی منتشر شده و همچنین کتاب تصوف که در سال ۱۹۵۰ میلادی منتشر شده و ترجمه معانی قرآن کریم نیز از ایشان منتشر شده است.
مستشرقان متعصب:
۱- جان ماينارد، یک امريكايى خيلي متعصب بود که نويسندگان مجله(الدراسات الإسلامية) است.
۲- گولدزیهر که يهودي بود و از مجارستان، از جمله كتاب هایش می شود به(تاريخ مذاهب التفسير الإسلامي) اشاره کرد. وي رئيس علوم اسلامي در همه اروپا بود.
۳- زويمر که از جمله مبلغان مسیحیت و مؤسس مجله امريكايى(العالم الإسلامي) بود، كتابي به نام (الإسلام تحد لعقيدة) دارد كه سال ۱۹۰۸م چاپ شده و كتابي هم به نام(الإسلام) دارد كه مجموعه مقالاتي است كه به کنفرانس دوم تبشيري لكهنؤ هند، سال ۱۹۱۱م ارائه شده بود.
۴- گرونبام آلماني يهودي که در دانشگاه هاي امريكا درس خوانده، كتابي دارد به نام(الأعياد المحمدية) که در سال ۱۹۵۱م منتشر شده و كتابي هم به نام(دراسات في تاريخ الثقافة الإسلامية) دارد که در سال ۱۹۵۴م منتشر شده است.
۵- كينيث گراگ امريكايى هم فردی متعصب است که كتابي دارد بنام (دعوة المئذنة) چاپ سال ۱۹۵۶م.
۶- مكدونالد امريكايى هم فردی متعصب و مبلغ مسیحیت است که كتابي دارد بنام(تطور علم الكلام و الفقه و النظرية الدستورية) كه سال ۱۹۳۰م چاپ شده، و كتابي هم به نام(الموقف الديني و الحياة في الإسلام) دارد كه سال ۱۹۰۸م به چاپ رسيد.
۷- ونسینک هم فردی است که دشمن اسلام است و كتابي دارد بنام(عقيدة الإسلام) چاپ سال ۱۹۳۲م.
۸- مارگلیوث انگليسی هم که متوفای ۱۹۴۰م است خيلي متعصب بود؛ طه حسين و أحمد امين در مكتب وي درس خوانده اند، او كتابي دارد به نام(التطورات المبكرة في الإسلام) چاپ سال ۱۹۱۳م، و كتابي به نام (محمد و مطلع الإسلام) چاپ سال ۱۹۰۵م، و كتابي هم به نام (الجامعة الإسلامية) كه سال ۱۹۱۲م به چاپ رسيد.
۹- لويیس ماسينيون فرانسوي که مبلغ مسیحیت بود، وي در مقام مشاور وزارت مستعمرات فرانسه براي امور شمال افريقا ايفاء وظيفه می کرد، كتاب(الحلاج الصوفي، شهيد الإسلام) كه سال ۱۹۲۲م چاپ شده، از نوشته های وي است.
۱۰- نيكولسون انگليسي، نیز بسیار متعصب بوده و منکر اين است كه اسلام دين روحي و معنوی است، و اسلام را به مادي گرايى و عاري بودن از اخلاق عاليه انساني توصيف مي كند، كتاب(متصوفوا الإسلام، چاپ ۱۹۱۰م) و (التاريخ الأدبي للعرب، چاپ ۱۹۳۰م) از تاليفات وي است.
۱۱- بارون كارا دی ووکس فرانسوي متعصب، از بزرگترين نويسندگان دائرة المعارف اسلام لیدن بود.
۱۲- ژوزف شاخت آلماني، متعصب و ضد اسلام بود و كتاب(اصول الفقه الإسلامي) نوشته اوست.
۱۳- همیلتون گیب انگليـسی نیز متوفای سال ۱۹۶۵م، از جـمله مستشرقان غیرمنصف است که از كتاب‌هايش: (المذاهب المحمدي چاپ ۱۹۴۷م) و (الإتجاهات الحديثة في الإسلام چاپ ۱۹۴۷م) است.
۱۴- آلفرد گیوم انگليسي نیز متعصب و دشمن اسلام بود و از جمله كتاب هايش(الإسلام) است.
۱۵- رژی بلا شر نیز از مستشرقان غیرمنصف است که در وزارت خارجه فرانسه به عنوان كارشناس در امور عرب و اسلام، كار مي كرد و نقدهایی را به اسلام و قرآن وارد کرده است.
۱۶- هنري لامنس متوفی ۱۹۳۷م، فرانسوي متعصبی بود که، كتابي دارد به نام (الإسلام) و كتابي به نام ( الطائف)، و نيز از نويسندگان دائرة المعارف اسلام بوده است.
پیشنهاد من این است که محققان در آثار این مستشرقان منصف و غیرمنصف به تحقیق و پژوهش بپردازند و زوایای دقیقی از ابعاد فکری آنان در زمینه اسلام و قرآن را واکاوی کنند و با پاسخ به شبهات در این زمینه با استناد به پژوهش‌های مستشرقان منصف، از اسلام و قرآن بیش از گذشته دفاع کنند.
Share/Save/Bookmark