امتیاز مثبت
۰
 
استاد دانشگاه تهران:
علامه طباطبایی هیچگاه از بحث ادراکات اعتباری کوتاه نیامد
استاد فلسفه دانشگاه تهران یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی علامه طباطبایی را تکیه بر امر زندگانی به عنوان محور و آغاز مطالعات فلسفی و کوتاه نیامدن از بحث ادراکات اعتباری بیان کرد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۳۶
کد مطلب: 9593
 
 
به گزارش پایگاه قرآنی دانشگاهی ایحا، حمید طالب‎زاده امروز در نشست تخصصی تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و تداوم آن در علوم انسانی اسلامی، در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در قم گفت: مقاله ششم علامه در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم ظرفیت فوق‎العاده‎ای در حوزه‎های مختلف دارد.
وی افزود: ایشان این بحث مهم را مطرح کردند و علی رغم نقدهای شاگردان و دیگران داشتند هیچگاه این بحث را پس نگرفتند و تکمله‎ای را نیز بر آن بار نکردند؛ ما نیز به این میراث اصرار می‌کنیم که این بحث در سنت فلسفه اسلامی ما وجود محکمی دارد.
استاد دانشگاه تهران بیان کرد: این بحث از ظرفیت‎های خاصی برخوردار است؛ ایشان در آغاز بحث ادراکات اعتباری خود نکته‎ای را بیان می‎کنند که این بحث، استعاره و تشبیه است و در آنجا ابتدا از یک شعر استفاده می‎کنند.
وی گفت: ایشان بیان می‏کنند که عمل، تشبیه یک معادله است که با ملاحظه خواص و اوصاف مشبه به احساسات درونی بیدار می‎شود و یک سلسله معانی احساسی به سوی مشبه اضافه می‎کند.
طالب زاده یادآور شد: ایشان بیان می‎کند که استعاره، عاریت گرفتن معنی است که چیز دیگری را بفهمیم، یعنی مشبه‎به را عاریت می‎گیریم که در پرتوی آن معنی مشبه را بفهمیم؛ به عبارتی اعتبار، امر نامانوس را به واسطه امر مانوس درک می‌کنیم؛ حد امر مانوس را به امر نامانوس افاده می‎کنیم.
این استاد فلسفه بیان کرد: علامه طباطبایی از این مقدمه به فعالیت‎های عملی می‎رسد؛ فعالیت‎های عملی، به معنی زندگانی است؛ بحث اعتباریات مستقیما به بحث زندگانی بشر مرتبط است؛ محور تفکر و فلسفه و دین، زندگی است.
وی افزود: علامه طباطبایی از زندگی عملی و حیات به عنوان محور سخن می گویند؛ در اینجا است که یک فیلسوف اسلامی برای اولین بار از زندگی شروع می‎کند؛ تمام فلاسفه از شناخت شروع می‎کند و از عوارض ذاتیه وجود بحث می‎کنند ولی علامه طباطبایی از منشا زندگی سخن می‎گوید که این امر عالی و استثناء است.
طالب زاده بیان کرد: تمامی این مفاهیمی که در فلسفه و علم و مابقی معارف بشری است معطوف به زندگی است و به واسطه آنها انواع زندگانی شکل می‎گیرد؛ سپس وی در زندگانی به دو سطح اشاره می‎کند که سطح اول سطح طبیعی زندگانی (جنس انسان) است که البته من این شان را به شان بی‏‎واسطه‎گی تعبیر می‏کنم.
وی با ذکر این مطلب که علامه بیان می‎کند که حیات طبیعی معروض یک سلسله عوامل علی و معلولی هستند، یادآورشد: از آنجایی که فصل انسان، نطق است و حیوانیت برای انسان ذیل فصل نطق میسر می‌شود، بنابراین تمام فعالیت‎های حیاتی ذیل نطق محقق می‎شوند.
استاد فلسفه دانشگاه تهران یادآور شد: علامه بیان می‎کند که این فعالیت‎های حیاتی به ضرورت از یک مبدا آغاز می‎شود، وقتی این فعالیت ذیل نطق آغاز می‎شود، این فعالیت به وساطت می‎رسد؛ ایشان بیان می‎کند که بی واسطگی را در عالم طبیعت می‌توان بیان کرد ولی این عرصه در خصوص انسان با وساطت معنی می‎شود.
طالب زاده با ذکر این مطلب که در اینجا عبوری از بی واسطگی به وساطت رخ می‎دهد و در میان فکر و تمام آن مقدماتی که به این مطلوب می شود واقع می‎شود و یک باید رخ می‎دهد؛ علامه در ادامه روشن نمی‎کند که این مفهوم ضرورت که در متن طبیعت است چگونه به مفهوم باید مبدل می‎شود.
وی افزود: منظور آن است که چگونه مفهوم ضرورت به باید مبدل می‎شود؛ باید به معنی ضرورت نیست بلکه به معنی انشاء است ولی به هر حال از بیان ایشان معلوم می‎شود که این ضرورت با یک تفصیل به یک امر عملی مبدل می‎شود؛ در بیان علامه، مطلب بسیار مهمی در خصوص حکمت عملی بحث می‎شود.
این استاد دانشگاه با ذکر این مطلب که حوزه حکمت عملی، ذیل حکمت نظری شکل می گیرد و در اینجا علامه طباطبایی ربط بسیار خوبی را بین این دو حکمت بیان می‎کنند، یادآورشد: در اینجا یک اعتبار شکل می‎گیرد یعنی معنایی به نام ضرورت ابتدا در ساحت طبیعی، پدید آمده و تقوم پیدا کرده و سپس معنابخشی شده در ساحت فعل و بایدی که میان این مطلوب و مقدمات برقرار است؛ سپس از این مرتبه فراتر می روند و در ساحت عمل به بحث علم می‎پردازند.
وی گفت: علامه طباطبایی بیان می‎کند که به شکل دائم به دنبال واقع می‎گردیم و هر کاری می‎کنیم که به واقع برسیم و در این رهگذر علم را به منزله کاشف از واقع، اعتبار می‎کنیم؛ علامه دامنه اعتبار رابه حقایق ماهوی نیز سرایت می‎دهند؛ در بیان علامه، علم در خدمت عمل و زندگانی در می‎آید.
وی با ذکر این مطلب که ضرورت است که در ابتدا در ساحت وساطت می‎آید و همه چیز را در ساحت خود می گیرد، عنوان کرد: عالم نیز در اینجا شکل می‎گیرد؛ این وجود که از ساحت طبیعت به ساحت وساطت می‎رسد به این دلیل است که در مرحله بی‎واسطگی با مفهوم وجوب مانوس هستیم و انس با مفهوم ضرورت است که در ساحت عمل به باید مبدل می‎شود؛ پس امر نا مانوس به واسطه امر مانوس معنی پیدا می‎کند.
استاد دانشگاه تهران بیان کرد: اعتباریات نحوی از فهم جهان است که ما به واسطه امر مانوس یا امر پیشینی، به فهم امر نامانوس می‎رسیم و امر مانوس در واقع ذات انسان و حقایق درونی او است؛ این امر نیز مقدمه فهم جهان است؛ علامه می‎گویند که ما علت و جوهر و کثرت و حدت را از خود می‎گیریم ولی این مساله یک امر روانشناختی نیست زیرا اگر روانشناختی بود، یک امر جزیی بود و نمی‎توانستیم به کلیت برسیم.
طالب زاده در پایان بیان کرد: اعتباریات ساحتی است که به جز فهم پیشینی راهی برای شناخت عالم و همچنین عمل و اقدام نداریم.
Share/Save/Bookmark