امتیاز مثبت
۰
 
برگزاری نشست «سلسله مباحث تفسیری آیات متشابه در قرآن » در دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه
نشستی با موضوع «سلسله مباحث تفسیری آیات متشابه در قرآن» در دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه برگزار شد.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۰۵
کد مطلب: 10368
 
 
به گزارش پایگاه قرآنی دانشگاهی ایحا از کرمانشاه، نشستی تحت عنوان «سلسله مباحث تفسیری آیات متشابه در قرآن» با همت واحد پژوهش و حضور جمعی از دانشجویان با ارائه دکتر صمد اسمی قیه باشی عضو هیأت علمی و معاونت دانشکده در سالن جلسات این مرکز برگزار شد.
اين جلسه پس از تلاوت آياتي چند از قرآن مجيد توسط يكي از دانشجويان آغاز و سپس دكتر اسمی در خصوص بررسی یکی از آیات متشابه درباره انبیاء(ع) به آیه ۲ سوره مبارکه فتح: «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً» اشاره کرد که در آن واژه «ذنب» به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده شده است:
وی افزود: برخی از مترجمان و مفسران قرآن در این آیه کلمه «ذنب» را به معنای گناه متعارف معنا نموده اند و یا من حیث لایشعر، ندانسته به انبیاء علیهم السلام و در این آیه به پیامبر اکرم(ص) تهمت های ناورا زده اند.
این عضو هیأت علمی برای تفسیر آیه مورد نظر به برخی مبانی تفسیری آیه پرداخت و ادامه داد: یکی از مبانی مهم تفسیر عدم ترادف تام در واژگان قرآنی است، یعنی قرآن کریم کتابی است که واژگان آن در سطح واژه و در سطح ترکیب(جمله، عبارات و آیه) بی بدیل و بی نظیر است و اسم این مبانی را «امّ المبانی» می گذاریم و این مبنا برگرفته از اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن است و هیچ اندیشمند مسلمان این نظر را رد نمی کند. اما در روش تفسیری می بینیم که این مبنا را کمتر رعایت می کنند. برای روشن شدن مبانی ترادف تام باید «روش صحیح فهم واژگان قرآنی» را تبیین نمود. که شامل:
۱ـ وحیانی بودن قرآن: یک مفسر و مترجم باید بداند در محضر قرآن است با یک توجه ویژه که باور دارد خداوند سبحان هر آنچه فرموده است حق است و حرف باطلی در آن راه ندارد.به ترجمه و تفسیر آیات بپردازد.
۲- پرهیز از معنای ارتکازی: معنای متبادر به ذهن را در فهم واژگان قرآن نباید در فهم قرآن دخیل داد هرچند که ممکن است درست باشد مثل واژه «ذنب» معنای ارتکازی آن همان گناه متعارف است و اما آن معنا در تمام آیات قرآن غیر قابل پذیرش است.
۳ـ بهره گیری از همه قرائن در فهم واژگان قرآنی به ویژه سیاق: از تمام قرائن فهم آیات قرآن از جمله فضای نزول، سبب و شأن نزول، روایات ، سیاق باید استفاده نمود به ویژه در جایی که واژگان مشترک لفظی باشد و واژه «ذنب» این گونه است براساس آیات سوره فتح خداوند سبحان فتح مبین را علت غفران ذنب پیامبر اکرم ص بیان کرد به عبارت دیگر بر اساس سیاق غفران ذنب ثمره فتح مبین معرفی شده است وبا آن ارتباط دارد. توجه به سیاق در فهم آیه موثر است.
۴ـ توجه به ادبیات عرب و فهم معنای واژگان بر اساس زمان نزول قرآن: باید مفسر و مترجم قرآن به معانی واژگان در عصر نزول توجه نماید به عنوان مثال «قریه» در زبان عربی به معنای امروزی «روستا » می باشد، اما در عصر نزول به معنای آبادی است «کم من قریه اهلکناها» یعنی چه بسیار آبادیها را نابود کردیم. قریه دیگر به معنای روستا یا دِه و دهستان در قرآن نداریم.
یکی دیگر از مبانی که در فهم آیه ضرورت دارد، مبانی عصمت مطلق انبیاء(ع) است، در آیاتی که مربوط به قصه و داستان و اوصاف انبیاء(ع) باشد توجه به مبانی عصمت انبیاء(ع) ضرورت دارد و آن هم عصمت مطلق. دلایل عقلی و نقلی فراوان بر این نظر وجود دارد البته این مبانی که انبیاء(ع) از تمام گناهان و خطاها چه صغیره باشد و چه کبیره مبرا هستند، در این مبنا اختلاف نظر وجود دارد و اما این مبانی از افتخارات و اختصاصات مکتب اهل بیت(ع) است.
دکتر اسمی درباره معنای واژه «ذنب» گفت: واژه «ذنب» در اصل به معنای تبعیت و پیروی است، ذانب به معنای پیروی و تبعیت کننده چیزی از اثر آن است. براساس همین معنا به دم حیوان نیز ذنب گفته شده است گویا پیرو و تابع اوست. به دلوی که دسته دار است ذنوب گفته شده است. واژه «ذنب» بعد از امور حسی گستره معنایی پیدا کرده و در امور معنوی نیز به کار رفته است. دانشمندان لغت هر کاری که سرانجام وخیم و شومی داشته باشد به اعتبار این که دنباله و پیرو آن کار است واژه ذنب استعمال نموده اند.
وی بیان کرد: بعد از بررسی دیدگاه لغویان این گونه می توان نتیجه گیری کرد واژه «ذنب» به معنای عملی است که آثار و تبعات بدی بر آن مترتب گردد که انجام دهنده آن سزاوار کیفر و عقاب گردد. نکته مهم این است که ذنب امر نسبی است یعنی ممکن است مذنِب در نگاه کسی سزاوار کیفر باشد و در نگاه کسی دیگر تبعات بدی نداشته و سزاوار کیفر نباشد. کاری که انبیاء علیهم السلام انجام داده اند نیز از این گونه است. کاری که انبیاء(ع) در مقابل مشرکان و یا مخالفان انجام داده اند در نگاه آنان دارای تبعات بدی داشته و سزاوار کیفر هستند ولی در نگاه خداوند نه تنها سزاوار کیفر نیست بلکه سزاوار پاداش نیز می باشد.
اسمی خاطرنشان کرد: در آیه مورد بحث «ذنب» به معنای لغوی آن یعنی انجام کاری که عواقب و تبعاتی دارد. ممکن است این کار از جانب برخی سزاوار عقاب و کیفر باشد اما از نظر دیگری سزاوار پاداش باشد. در این آیه نیز این گونه است. بنابراین بعد از آن که پیامبراکرم(ص) با اعتقاد بت پرستی مشرکان مبارزه کرد و خدایان دروغین آنان را باطل خواند، تبعات و عواقب این کار آن بود که پیامبر اکرم(ص) از نگاه مشرکان مکه مجرم بود و باید کیفر و مجازات می شد. اما خداوند سبحان با صلح حدیبیه و یا فتح مکه سبب شد که مشرکان نه در گذشته و نه در آینده به فکر مجازات آن حضرت نباشند.
Share/Save/Bookmark