امتیاز مثبت
۱
 
در گفت‌وگوی تفصیلی با استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم مطرح شد؛
نحوه تعامل مسلمانان با معتقدان به ادیان غیر ابراهیمی | شیعه در سراسر جهان باید جاذبه داشته باشد نه دافعه
دکتر کاوند بروجردی با تأکید شیوه و نحوه تعامل مسلمانان با ادیان غیر ابراهیمی تأکید کرد که شیعه در سراسر جهان باید جاذبه داشته باشد نه دافعه.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۲
کد مطلب: 8270
 
 
به گزارش پایگاه قرآنی - دانشگاهی ایحاء، دكتر علیرضا كاوند بروجردی عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم حدیث از دانشکده علوم حدیث شهر ری به ریاست آیت الله ری شهری دریافت و سپس در مقطع کارشناسی ارشد همین دانشکده در رشته علوم حدیث با گرایش کلام و عقاید مشغول به تحصیل و به عنوان اولين فارغ التحصيل دانشكده علوم حديث در مقطع كارشناسي ارشد با دفاع از پایان نامه «پیامبر امی و پاسخ به شبهات» معرفی شد.


وی همچنین در رشته مدرسی معارف اسلامی با گرایش تفسیر قرآن و منابع اسلامی در دانشگاه پیام نور تهران با ارائه پایان نامه «امي بودن پيامبر اكرم (ص) در منابع تفسيري و حديثي و نقد ديدگاه خاورشناسان» موفق به کسب درجه دکتری گردید.


از فعاليت هاي فرهنگی ایشان می توان به همكاري با جناب آقاي دكتر علي اكبر ولايتي به عنوان مولف همكار در تاليف كتاب «نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران»، عضویت در بسیج اساتید کشور، کسب مقامات متعدد دررشته قرائت و ترتیل و حفظ و مفاهیم قرآن اشاره کرد.


 وی تا کنون بیش از 140 مقاله در مجلات داخلی و خارجی و کفرانس های ملی و بین المللی، 6 مقاله علمی – پژوهشی و 8 کتاب منتشره داشته و در مقاطع مختلف دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم و سایر دانشگاه ها تدریس، راهنمایی، مشاوره و نقد ده ها پروژه، پایان نامه و رساله علمی را نیز برعهده داشته است.


با توجه به فرارسیدن چهلمین سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و داعیه این انقلاب مبنی بر صدور دین اسلام به سایر نقاط جهان به سراغ این استاد برجسته دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم رفتیم و با ایشان مصاحبه ای ترتیب داده ایم که متن این مصاحبه در ادامه تقدیم می گردد:


ایحاء – با عرض سلام و تشکر از این که وقت خود را در اختیار این پایگاه قرار دادید، در ابتدا دلیل ورود بدعت در دین را بیان بفرمایید.

بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ

بنده هم خدمت شما عرض سلام و ادب و احترام دارم

ادیان کهن قدمتشان به قدمت حضور انسان ها است و تنها چیزی که مایه اختلاف شدید میان ادیان شده، ظهور افرادی سلطه خواه و قدرت طلب در میان متدینان به ادیان بوده که از جهل مردم نسبت به حقیقت ادیان استفاده کرده و با مطامع شخصی و گروهی مطالبی را به تعالیم ادیان اضافه کرده اند.

در حالی که آن اضافات بدعت هایی بوده که در آن ادیان از  سوی این افراد ایجاد شده است و این خود باعث عدم اعتماد به مجموعه تعالیم ادیان شده و کار را برای ما در خصوص تشخیص حقیقت ادیان مشکل ساخته است. در واقع همه شخصیت هایی که تعالیم دینی آورده اند از جمله حضرت موسی و حضرت عیسی و پیامبر گرامی اسلام(ص) معتقد به وحدانیت خداوند بوده اند و نیز اشخاصی مانند کنفوسیوس، بودا و دیگرانی که تصور کرده اند به آنها وحی شده یا الهامی صورت گرفته و حالتی عرفانی برایشان رخ داده، تعالیمی دارند که بخش های مشترکی دارد، مانند حرمت قتل بی دلیل انسان ها، حرمت سرقت، حرمت زنا، حرمت دروغ و حرمت ظلم و ستم به دیگران و سایر مسائل از این قبیل.

در واقع پس از وفات یا شهادت انبیاء الهی، اشخاص زیادی به اسم وصی یا غیر وصی، صحابه یا حواری و شبیه این موارد، تفسیرها و برداشت های خود را در برخی موارد به تعالیم نبی الهی اضافه کرده اند و گاه از روی غرض و کینه ورزی و حسادت، دست به چنین کارهایی زده اند و موارد قصور و تقصیر با وجود این که با هم متفاوت است لکن یک نتیجه را در بردارد و آن تغییر تعالیم آن دین است به صورت تفسیر غیر صحیح و تفسیر به رأی یا تغییر آن مطالب و مضامین؛ امروزه مشکلات زیادی در تشخیص حقایق این ادیان وجود دارد.


ایحاء – به عقیده شما در دوران کنونی جذب طرفداران سایر ادیان و مذاهب به دین مبین اسلام چگونه امکان پذیر است؟

از آن جا که به عقیده ما دین اسلام اکمل الادیان و اجمع الادیان است، پس ضروری است جهت جذب متدینان سایر ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی تلاش زیادی از سوی متولیان امر فرهنگ در کشورهای مختلف اسلامی صورت بگیرد و به ویژه در کشور عزیزمان ایران که کشوری شیعی است، تا همگان به این دین خاتم جذب شده و زیبایی های معنوی و مادی آن را درک کنند و شیعه نیز به عنوان جامع ترین مذهب از میان مذاهب اسلامی و غیر اسلامی وظیفه بزرگی بر دوش خود دارد تا به نوعی بتواند زمینه ساز جذب غیر مسلمانان و حتی مسلمانان غیر شیعه به دین اسلام و مکتب تشیع باشد و این خود زمینه سازی برای ظهور دولت کریمه حضرت ولی عصر(عج)، مهدی منتظر خواهد بود.

در واقع اسلام هیچ عقیده ای را که عبادت طبق آن برای غیر خدا باشد یا ایمان به غیر خدا در آن ترویج شود تأیید نمی کند، به گفته اساتید مطرح دین شناسی دنیا، از جمله استاد «وسام نمر» و سایر شخصیت هایی که در حوزه تعامل ادیان فعالیت دارند این یک امر واضح و بدیهی است زیرا خداوند سبحان می فرماید: ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء و من یشرک بالله فقد ضل ضلالا بعیدا(نساء / 116) که طبق این آیه مبارکه، گناه شرک به خدا بسیار سنگین است و گمراهی عمیقی در پی آن خواهد بود. از سوی دیگر، برای انسان ها از هر صنف و نژادی که باشند و از هر دین و آیین آسمانی و غیر آسمانی یا بشری باشند، اسلام، احترام و ارزش های انسانی قائل بوده و غایت برنامه اسلام این بوده که انسان ها در کنار یکدیگر با صلح، آرامش، امنیت و رفاه فردی و اجتماعی زندگی کنند.

در واقع انسان از نگاه اسلام، محترم و با ارزش است و هرعقیده و اندیشه ای که داشته باشد، به جهت ذات انسانی اش و این که مخلوق خدا است و شامل رحمت رحمانیه واسعه خداوندی است محترم و با آبرو محسوب می شود و جنبه عمومی اش باعث این قبیل مسائل می شود، از سوی دیگر همین انسان ها اگر در فضایی مثل جامعه اسلامی بخواهند زندگی کنند، این حق را ندارند که عقاید خود را تبلیغ کنند و مسلمانان را به عقاید خود دعوت کنند زیرا اسلام معتقد است که عقاید آنها نادرست یا ناقص بوده و به جهت این که از امکانات جامعه اسلامی استفاده می کنند نباید برای مسلمانان آن جامعه انحراف فکری ایجاد کنند ولی می توانند عقاید ومراسم مذهبی خود را در مکان های مقدس خودشان به صورت محدود و به دور از حاشیه برگزار کنند.

ایحاء – نحوه برخورد دین اسلام با سایر ادیان الهی چگونه است؟

اسلام هرگز اختیار را از کسی نفی نمی کند و سیره انبیاء و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نیز این گونه نبوده که برای متدینان سایر ادیان، ممانعت از انجام فرایضشان به عمل آورند. به ویژه در خصوص متدینان به ادیان ابراهیمی. در واقع آدمیت انسان ها محترم و محفوظ است و خواهد بود.

اسلام طبق تعالیم قرآنی خود همه انسان ها را مخلوق خدا می داند و حق حیات به آنها می دهد و اجبار و اکراه و الزامی در تغییر عقیده آنها ندارد و این همان روش و سبک قرآن کریم است که لا اکراه فی الدین، البته در مرحله تبلیغ در خصوص دین اسلام، ما مسلمانان وظیفه داریم غیر مسلمانان را به این دین مبین دعوت کنیم و با منطق و برهان و جدال احسن آنها را به راه درست هدایت کنیم. خداوند دستور داده تا بیاندیشیم، مباحثه علمی کنیم و سپس به یک عقیده یا عقایدی خاص ایمان بیاوریم.


ایحاء – آموزه اصلی دین مبین اسلام برای دعوت مردم به سوی خود چیست؟

در واقع درس «لا اکراه فی الدین» این است که خداوند سبحان هیچ انسانی را ملزم به پذیرش عقیده ای خاص با زور و اجبار نمی کند بلکه انسان ها پس از بحث و مباحثه علمی ودقت نظر در محتوای عقاید، مختار به پذیرش عقاید مخالف یا متفاوت با عقاید خود هستند.

وقتی انسان فکر کرد و به نتیجه ای دیگر رسید، طبق آنچه قلبش به او الهام می کند، می تواند مسیر عقاید خود را عوض کند و در واقع باید تعامل انسان ها و روابط بشری میان مردم از تعرض و خدشه مصون و محفوظ باشد. هیچ انسانی حق تجاوز به انسان دیگر را ندارد و طبق معرفت دینی و سیره نورانی قرآنی، خداوند هرگونه تجاوز را حرام دانسته و فرقی نمی کند که طرف مورد تهاجم، چه دینی داشته باشد.

خداوند قتل نفس و جانی را که آفریده حرام می داند و این در آیه 34 سوره نساء آمده است: «ولا تقتلوا النفس التی حرّم الله الا بالحقّ». اسلام دین و شریعت رحمت و خلق و خوی عظیم است. اسلام دین محبت و تسامح است و طبق آن نباید وجود و حضور دیگرانی را که با عقاید ما مخالف هستند و عقاید دیگری دارند نفی کنیم و حق حیات را از آنان بگیریم.

پیامبر گرامی اسلام(ص) 13 سال در مکه مردم را به توحید دعوت کردند، اما هیچگاه اعتقاد و اندیشه افراد مخالف یا عبادتی که از سوی غیر موحدان انجام می شود، توسط وی مورد تمسخر یا استهزا یا توهین قرار نگرفت و به هیچ شخص یا گروهی بی دلیل تعدی نفرمودند و هیچ ستمی به آنان روا نداشتند، او همیشه می فرمود که من رحمت واسعه الهی هستم و پروردگار، ما را از مخاصمه و جدال و مشاجره و درگیری و خون ریزی بر حذر داشته و دستور داده تا حیات انسان ها و معیشت شان را تقویت و رفاهشان را مستحکم کنیم.

در واقع اسلام حقوق همه انسان ها و اقلیت های دینی و غیر دینی را مصون دانسته و ما یملک انسان ها را محفوظ و محترم شمرده است. اسلام و مبانی قرآنی آن حافظ عقل، دین ،مال، و حسب و نسب انسان ها است و شرایع آسمانی و حتی غیرآسمانی و مقدسات آنها را نیز محترم می داند و اجازه توهین را به ما نداده است.

طبق قاعده اسلامی «تقدم حرمت ابدان بر حرمت ادیان»، همه ادیان حرمت دارند. در واقع انسان ها فی حد ذاته محترمند، هرعقیده ای که داشته باشند، مگر آن که آن عقیده و ترویج آن برای جامعه اسلامی زیان آور باشد که در این جا به جهت حفظ کیان اعتقادی جامعه، باید با اندیشه های غیر اسلامی که سعی در نفوذ به اذهان مسلمانان را دارند برخورد گردد.

اسلام با الحاد و بی دینی تضاد دارد و مخالف آن است وگرنه ادیان ابراهیمی و مکاتب بشری همه محترم محسوب می شوند و صرفا از طریق مباحثه علمی باید مؤمنان آن ادیان را به اندیشه ها و تعالیم قرآنی جذب کنیم.


ایحاء – دین ما چه زمانی دستور به جنگ و جهاد در برابر مخالفان می دهد؟

طبق آیات ابتدایی سوره علق، انسان ها باید خوب یاد بگیرند، خوب نگاه کنند، خوب تدبر کنند و خوب مباحثه کنند  و وقتی اسلام ما را از آزار حیوانات برحذر داشته چگونه ممکن است نسبت به آزار انسان ها بی تفاوت باشد، انسانی که هدف نهایی خلقت این دنیا بوده است و کمال او مد نظر خالق بوده است.

پس هرکسی که به چیزی که از نظر ما خدا نیست معتقد باشد و آن را خدا بداند بازهم او برادر انسانی ما است، هرچند برادر دینی ما یا برادر مذهبی ما نباشد، پس ما نیز باید در نهایت احترام، حق برادرانه او را از حیث انسانی حفظ کنیم. چون دین ما دین رحمت و تسامح و خیر و برکت برای همه انسان ها است.

اکنون به این نتیجه رسیدیم که دین اسلام دین رحمت و مدارا است و فقط در شرایطی خاص مقابل دیدگاه های مخالف جبهه می گیرد و حتی به پیکار و جهاد می پردازد، باید ببینیم در شرایط فعلی جهان، وظیفه مسلمانان به ویژه ما شیعیان چیست؟ در شرایط کنونی که کشورما در داخل خود فرق و مذاهب غیر اسلامی دارد و نیز اقلیت های مذهبی که بیشترشان اهل کتاب هستند حضور دارند و حتی در خارج از کشور، در کشورهای شرقی ایران مانند افغانستان، پاکستان، هند، کشمیر و....عقاید متفاوتی با عقاید اسلامی وجود دارد، وظیفه ما به عنوان مسلمان شیعی وظیفه خطیر و سرنوشت سازی است.

در حقیقت به جهت حمایت ما از مظلومین جهان و دفاع از عدالت طلبی و تأکید امامین شریفین انقلاب به مبارزه با استعمار و استکبار و دفاع از حق مظلومان در همه نقاط جهان و اندیشه صدور انقلاب اسلامی و به پا خاستن همه مظلومان جهان برای مبارزه با ظلم و استکبار، باید در تعامل با این مذاهب و ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی به گونه ای عمل کنیم که ایجاد انزجاراز دین اسلام و مکتب شیعه صورت نگیرد و رفتار ما تا حد ممکن بر مبنای سیره صحیح قرآن و اهل بیت(ع) باشد.


ایحاء – می توانید برای این فرمایش خود مثالی بزنید؟

به عنوان نمونه در تعامل با کشورهایی مثل هندوستان از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید رعایت بسیاری از مسائل را بکنیم، مانند احترام به عقاید مذهبی آنها. در هندوستان مکاتبی مانند هندوئیزم ، جینیزم و بودیسم وجود دارد که عقاید خاص خود را دارند که دانشجویان ما که در آن کشور تحصیل می کنند، تجار ما، سفرای ما و سایر اشخاصی که به آنجا رفت و آمد دارند، در قبال عقاید مذهبی آنها وظیفه ای دارند که بسیار خطیر و حائز اهمیت است.

هرگونه توهینی که به عقاید آنها صورت بگیرد در هر سطحی که باشد جایز نیست و قطعا آثار نامبارکی را در پی خواهد داشت و حتی می تواند برای امنیت نظام و کیان اسلامی ما زیان آور باشد و از سوی دیگر وظیفه ما دعوت همگان به پذیرش اسلام و عقاید شیعی است و لزومی ندارد که این دعوت به صورت زبانی باشد بلکه در بسیاری از موارد، دعوت غیر زبانی و در واقع دعوت عملی که همان دعوت از طریق رفتار و کردار است می تواند بسیار مؤثر واقع شود. «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» و یا تعبیر «کونوا دعاة الناس باعمالکم» از اهل بیت(ع) حاکی از همین سبک اسلامی ارزشمند است که می تواند در جذب مخاطبان غیر مسلمان بسیار مؤثر واقع شود.

قطعاً توهین به عقاید دیگران و تمسخر آداب و رسوم آنها چیزی جز انزجار نسبت به فرد استهزاء کننده را در برنخواهد داشت. در خصوص پاکستان و کشمیر هم که بودایی ها، سیک ها و هندوها و حتی مسیحیان در آن جا حضور دارند، همین تعامل نیک طبق مبانی قرآنی باید مدنظر باشد.

درواقع از آنجا که در سال 712 میلادی، فرمانده عرب، محمد بن قاسم در سال های فتوحات اسلامی این مناطق را فتح کرد،مناطقی مانند پاکستان و کشمیر فعلی، مروجان دینی در آن مناطق به اشاعه دین اسلام و عقاید اسلامی پرداختند. برخی از افراد به اجبار مسلمان شدند و در گذر زمان دوباره به عقاید قبلی خود بازگشتند و علت این بازگشت، برخی اجبارها و تهدیدهای سیاسی و دینی بود که ما معتقدیم اگر روش فتوحات اسلامی، صحیح بود اکنون در آسیای شرقی و شمال آفریقا و جنوب اروپا، بیش از این مسلمان داشتیم زیرا چه بسیار افرادی که پس از فتوحات تا مدتها مسلمان بودند اما کم کم به عقاید قبلیشان برگشتند و این به دلیل رفتار و سیره حکومتی نادرست حاکمان مسلمان وقت آن مناطق بوده است یا حتی خود پاکستان تا دوران صفویه وزندیه جزو کشور ایران محسوب می شد که بعدا در دوران سامانیان و قاجاریه از ایران جدا شده است.


ایحاء – ما در ارتباطات خود با پیروان سایر ادیان باید چه ملاحظاتی را رعایت کنیم؟
آن چیزی که در مراودات مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی ما با کشورهای منطقه حائز اهمیت است، نوع رفتار ما وصداقت و عدالت محوری و کمک ما به این کشور و سایر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی منطقه است، به ویژه کشورهای خاورمیانه که می تواند در جذب افرادی بودائی، هندوئی واهل مذهب سیک به دین اسلام و حتی مکتب شیعه مؤثر باشد.

معتقدان به این ادیان که زمینه های تحول و دگرگونی در عقاید خود را دارند با رفتار ما قطعاً به سمت اندیشه های شیعی و اسلامی متمایل خواهند شد و ما می توانیم با برنامه ریزی دقیق و منسجم و معقول و هدفمند فرهنگی و دینی در تعامل با متدینان سایر ادیان غیر آسمانی و غیر ابراهیمی، موفق تر از گذشته عمل کنیم و سیره اهل بیت(ع)، سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) و سایر انبیاء الهی و اوصیای ایشان را نصب العین خود قرار داده و از ان جا که «الانسان عبید الاحسان» است با رفتار خود هم به پیشبرد اهداف فرهنگی و ارزشی برادران دینی مان کمک کنیم و هم در در جذب آنها به دین اسلام و تفکر شیعی تأثیر گذار باشیم.

در این خصوص دانشگاهیان، حوزویان و مبلغان شیعی، بسیار می توانند مؤثر باشند و اگر باب گفت‌وگوی ادیان بیش از گذشته در منطقه شرق خاورمیانه باز باشد، از همین طریق می توان بسیاری از غیر مسلمانان متدین به ادیان غیر ابراهیمی را دعوت به اسلام و حقایق ناب اسلامی و قرآنی کرد.


ایحاء – با تقدیر و تشکر از این که وقت گران بهای خود را در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما کمال تقدیر و تشکر را دارم و برای شما آرزوی به روزی، سلامتی، کمال و توفیق در امور معنوی و علمی می کنم. 

 
Share/Save/Bookmark