امتیاز مثبت
۰
 
در مجمع حکمت اسلامی بررسی شد؛
نظریه اخلاقی ابرمرد نیچه و نقد آن براساس آراء قرآنی آیت‌الله جوادی آملی
نظریه اخلاقی ابرمرد نیچه و نقد آن براساس آراء قرآنی آیت‌الله جوادی آملی با حضور عضو هیأت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر در مجمع حکمت اسلامی این شهرستان برگزار شد.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۲۶
کد مطلب: 9770
 
 
به گزارش ایحا، با حضور عضو هیأت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر در مجمع حکمت اسلامی نظریه اخلاقی ابرمرد نیچه و نقد آن براساس آراء قرآنی آیت‌الله جوادی آملی بررسی شد.
در این نشست حجت الاسلام والمسلمین حسین مقدس با ارائه مقاله ای، دیدگاه های اخلاقی ابرمرد نیچه را مورد بررسی و نقد قرار داده و به سؤالات حاضرین در جلسه پاسخ داد.
خلاصه این مقاله به این شرح است.
«دوران پس از قرون وسطی و شروع نوزایی و رنسانس را می‌توان دوران پرالتهاب بشریت از لحاظ فکری در طول تاریخ به حساب آورد؛ زیرا در این دوران ،غرب شاهد جهشهای خیره‌کننده‌یی در علوم تجربی و دانش های بشری بوده که تأثیرات بسیاری در زمینه‌های گوناگون از جمله تفکرات دینی داشته‌ است.
این تأثیرات که نوعا در جهت نقد دستاوردهای دینی بوده، گاه به دلیل اینکه توسط برخی از سیاستمداران بکار بسته شده و در واقع جنبه ایدئولوژیکی به خود گرفته و باعث بوجود آمدن فجایع بشری شده‌ است. این تأثیرگذاری به گونه‌های مختلف در فلاسفه و جامعه‌شناسانی چون کارل مارکس، زیگموند فروید و نیچه کاملا مشهود است.
از جمله این متفکران، فریدریش نیچه متفکر آلمانی می‌باشد. نیچه از جمله کسانی است که در بعد اخلاقی تأثیرات عمیقی از خود بر جای نهاده که از آن جمله نازیسم و فاشیسم با الهام از مکتب فلسفی نیچه و به ویژه نظریه انسان برتر و ابرمرد او به وجود آمده‌اند. ابرمرد نیچه که زائیده تئوری های اخلاقی اوست، از جنبه‌های مختلف می‌تواند مورد نقد و بررسی قرار گیرد. یقینا بخشی از این نقدها برآمده از دیدگاه های برآمده از متون دینی و از جمله متون اسلامی‌ است.
از جمله این دیدگاه ها که دارای خاستگاه های قرآنی است، متعلق به آیت‌الله جوادی آملی مفسر و فیلسوف بزرگ معاصر است که دارای آثار گوناگونی در حیطه‌های مختلف علوم اسلامی و انسانی می‌باشد.
آیت‌الله جوادی در آثار خود، به صورت مستقیم و غیرمستقیم به آرای اخلاقی نیچه اشاره نموده و بسیاری از مبانی فلسفه اخلاق او را مورد نقد و بررسی قرار داده‌ است.
مرگ خدا
سخن نیچه نیز در مورد خدا قابل دقت است. به نظر می رسد او با تضادی که در میان کلیسا و چگونگی رفتار اربابان کلیسا مشاهده می کند به جنگ با خدا رفته و مرگ خدا را اعلام می کند. نیچه برای اینکه بتواند نظریه ابرمرد خود را به کرسی بنشاند متوسل به مرگ خدا می شود. او در این راستا، خدا را کنار گذاشته و انسان را جای آن قرار داد. او آشکارا مخالف حضور خدایی زنده است و می‌گوید که خدا مرده است. نیچه در چنین گفت زردشت می‌گوید: «اگر خدایان می‌بودند چگونه روا می‌داشتم که خود خدا نباشم. پس خدایان وجود ندارند. خدا مرده است.» (مورنو.۱۳۷۶ :۲۸۲.)
تولد ابرمرد
یکی دیگر از نکات قابل تأمل در اندیشه های اخلاقی نیچه، نظریۀ ابرمرد نیچه است که نیچه به جای کنار گذاشتن خدا، از آن سخن به میان می آورد. به نظر می رسد این نظریه، عصارۀ تفکر فلسفی نیچه است. وی می کوشد با نقد فلسفه های پیش از خود، بستر لازم را از جهت ساختن انسان مورد نظر خویش، یعنی همان «ابرمرد» فراهم کند. (از نگاه نیچه، ابرانسان کسی است که با رد کردن خدا، نه تنها به عالم عقبی اعتقادي ندارد، بلکه فقط به زمین معتقد است و بس.) سوفرن ،۱۳۷۶ :۷)
ابرمرد و پوچ گرایی
یکی دیگر از نکات قابل بحث در اندیشه های فلسفی و اخلاقی نیچه را می توان به اندیشۀ نیهیلیسم اشاره کرد. نيچه عصر خود را عصر نيهليسم و انحطاط مي داند و با ابرمرد خویش به مصاف نيهليسم مي رود و معتقد است كه ابرمرد بايد به جاي خدا ارزش آفريني كند(دولتياري، ۱۳۸۹ س اول،ش دوم،صفحات ۶۹-۹۵) در این عصر كه جهان و زندگي فاقد معناست، ابرمرد معناي زندگي مي شود. عشق ابرمرد به خاك و زمينيان به همه چيز ارزش و اعتبار خواهد بخشيد(استرن.۱۳۷۳ :۹۰).
از این جهت، نیچه ابرانسان را معنای زمین می داند؛ معنایی که هیچ ارتباطی با مقولات ماورایی و فرازمینی ندارد.
نقد اول
رابطۀ انسان با خدا و اخلاق الهی
آنچه از مجموع سخنان نیچه می توان استنباط نمود این است که او بنیان و اساس سخن خویش در اخلاق را، بر بی خدایی و نشستن ابرمرد بر جای خدا قرار داده است، لذا به نظر می رسد از مهمترین نقدهای وارده بر اندیشه های نیچه، برداشت نادرست و انحرافی از اخلاق و ارائه فلسفه اخلاقی بر مدار قدرت ابرمرد است که نه تنها موجب کنار گذاشتن خدا از صحنه زندگی انسان گشت بلکه فرسنگ ها انسان را از مسیر هدایت دور نموده است. استاد جوادی آملی در اهمیت توجه دادن به مباحث اخلاقی معتقدند «اخلاق، شناسنامه حقيقي ماست كه هم در دنيا و هم در قبر، برزخ و قيامت كبرا ما را همراهي مي‌كند»(جوادی آملی، ۱۳۸۷ : ۱۵۷) ایشان همچنین در مورد ارزش و عظمت انسان معتقدند: «عظمت انسان به خليفة الله بودن و سند خلافت او هم معرفت اوست، زيرا اگر ارزشي براي عبادات است، اين ارزش به اندازه معرفت عبادت كننده است(جوادی آملی، ۱۳۸۹/۶ْ :۱۴۴).
نقد دوم
انسان کامل قرآنی در تقابل با ابرمرد نیچه
از منظر نویسنده در صورتی که جایگاه واقعی انسان برمبنای دین شناخته شود نه تنها سخنان نادرستی از نیچه و امثال او مطرح نمی شود بلکه با فهم درست از جایگاه انسان می توان به فهم اساس خلقت پی برد. از منظر استاد جوادی آملی اسلام انسان را به عنوان حيّ متأله مي‌داند؛ و حيات او را در تألّه وي خلاصه مي‌كند.
نقد سوم
درک نادرست اهداف خلقت
از سویی دیگر، آنچه که از دیدگاه نیچه فهمیده می شود که او را به وادی ابرمرد و نیهیلیسم کشانده عدم فهم صحیح او نسبت به اساس خلقت و به ویژه جایگاه انسان در عالم هستی و در یک کلمه، نداشتن درک درستی از داستان اهداف خلقت عالم و به ویژه خلقت انسان می باشد در حالی که با نظر به تعالیم حیات بخش انبیاء و به خصوص قرآن کریم، می توان نه تنها برای عالم هستی بلکه در خصوص انسان اهداف بلندی را در نظر داشت. با توجه به آنچه تبیین گشت، از میان نظرات نیچه، آنچه بسیار خودنمایی می کند، تئوری ابرمرد است که در ساحت اجتماعي، اخلاقي و سياسي بشريت، همان را تداعي مي‏ كند كه تئوري تنازع بقا در قلمرو زيست ‏شناسي. او نیز به جای پی بردن به ساحت انسان دست به تفسیر نادرستی از هدف خلقت می زند.
Share/Save/Bookmark