امتیاز مثبت
۰
 
استاد دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه تشریح کرد؛
همزیستی مسالمت آمیز در قالب نخستین پیمان نامه عمومی در اسلام
استاد مدعو دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه گفت: پیامبر اکرم(ص) نخستین شخصیت در اسلام است که به دیپلماسی صلح جویانه مبادرت نمود و این سند نیز، به عنوان نخستین قانون مکتوب در اداره جامعه و نظام سیاسی و اجتماعی دینی است.
تاریخ انتشار : جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۵
کد مطلب: 9583
 
 
به گزارش پایگاه قرآنی دانشگاهی ایحا از کرمانشاه، جناب آقای عبدالحمید رحمانی از اساتید مدعو دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه در گفت و گو با خبرنگار ایحا به تشریح موضوع «همزیستی مسالمت آمیز در قالب نخستین پیمان نامه عمومی در اسلام» پرداخت که متن سخنان ایشان تقدیم علاقه مندان می شود.
ـ لطفا فلسفه همزیستی مسالمت آمیز از دیدگاه اسلام را بیان بفرمائید؟
مسالمت و صلح، از اهداف و آرمان های اساسی دین مبین اسلام است و پیامبر اسلام(ص) برای گسترش آنها مبعوث شده است. صلح در اسلام به پشتوانه ای از صداقت، احترام عمیق به حقوق واقعی بشر و علاقه وافر به حفظ جان و مال و آبروی انسان ها و آزادی تفکر و انتخاب آگاهانه بشر متکی است. در قوانین و تعالیم اسلامی، به طور عمومی، بر زندگی مسالمت آمیز و اصلاح بین مردم بسیار تأکید شده است. همانگونه که خداوند متعال در قرآن می فرماید: «فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَصْلِحُواْ ذَاتَ بَيْنِكُم» (انفال/ ۱) «پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و خصومت هايى را كه در ميان شماست، آشتى دهيد!» و نیز «فَأَصْلِحُواْ بَيْنهَُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا» (حجرات/ ۹) «در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد و عدالت پيشه كنيد.» این اطلاق به طریق اولی شامل صلح بین الملل می شود و نحوه ی دعوت سایر ملت ها به وسیله اسلام نیز این مطلب را تأیید می کند.
از نظر اسلام پیروان ادیان و عقاید گوناگون می توانند در کنار یکدیگر با مسالمت زندگی کنند. خداوند درباره زندگی مسالمت آمیز مسلمانان با اهل کتاب، از زبان پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ كَلِمَةٍ سَوَاءِ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكم» (آل عمران/ ۶۴) «بگو: اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است، استواری بورزیم.» لذا، یکی از اصول تعالیم اسلام، مسالمت و صلح است. پیشنهاد اسلام این است که؛ آنچنان با دشمنان رفتار کنید که دشمنان دیروز دوست صمیمی امروز شوند. خداوند در قرآن می فرماید: «ادْفَعْ بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلىِ‏ٌّ حَمِيم» (فصلت/ ۳۴) «بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است!».
ـ زمینه های تنظیم نخستین پیمان نامه عمومی در اسلام را شرح دهید؟
در نخستین سال هجرت، در خانه های مدینه، افرادی با عقاید متضاد دیده می شدند و مسلمانان و مشرکان، در حالی که خویشاوند یکدیگر بشمار می آمدند، در یک خانه زندگی می کردند، تداوم این همزیستی، با عنایت به وحدت نسبی کوتاه مدت، ممکن بود؛ ولی در دراز مدت چه بسا بحران آفرین می شد.
از سوی دیگر، این همزیستی حداکثر در درون خانه ها به تضاد نمی رسید و قلمرو اجتماع از اوج گرفتن تعارض های جدی مصون نبود. در کنار این مجموعه متضاد فکری، یهودیان نیز در شهر زندگی می کردند. یهودیان یثرب، به رغم وحدت دینی، مجموعه سپاهی و نظامی واحدی به شمار نمی آمدند و به دلیل تعارض ها و تضادهای درونی، در قالب گروه های پراکنده با تیره هایی از اوس یا خزرج هم پیمان بودند. در وضعیت جدید کیفیت روابط آنان با مسلمانان مبهم می نمود.
بنابراین زندگی آرام تمام مسلمانان مدینه، اعم از مهاجر و انصار و نیز برقراری تعامل سیاسی و اجتماعی میان تمام اعضای جامعه مدینه؛ یعنی مسلمانان، مشرکان و یهودیان، نیازمند تدابیری عالمانه بود. جنگ های بُعاث و درگیری های پی در پی و مستمّر میان قبایل اوس و خزرج، سبب شده بود تا آن ها، روزِ آسوده و خوابِ راحتی نداشته و آب خوشی از گلویشان فرو نرود و کار به جایی رسیده بود که از ترس دشمن، حتّی در موقع خواب نیز اسلحه خود را بر زمین نگذارند و تمام ساعات روز و شب را در ترس و وحشت و اضطراب بسر می بردند و بدنبال کسی بودند که بتواند به آن دشمنی ها خاتمه داده و صلح و صفا و آرامشی در میان آنها ایجاد کند که در سایه آن بتوانند، اسلحه را بر زمین نهاده و نَفَس راحتی بکشند و پس از اینکه با رسول خدا (ص) برخورد کرده و سخنان آن حضرت را شنیدند، گمشده خود را پیدا کرده و اسلام را بهترین وسیله برای ایجاد صلح و صفا و الفت و دوستی یافتند.
از سوی دیگر، بشارت های یهودیانی که در مدینه سکونت داشتند (و جمعیت بسیاری را تشکیل می دادند) به اینکه بزودی پیامبری ظهور خواهد کرد که هجرتگاهش این شهر خواهد بود و با آمدن او تحوّلی ایجاد خواهد شد و جزیرة العرب را خواهد گرفت ... اگرچه پس از آمدن آن حضرت، خودِ همان مبشّران ظهور، اکثراً دعوتش را نپذیرفته و روی حسادت و بهانه جویی های دیگر در مقابل آن حضرت ایستاده و دشمنان سرسختی برای اسلام و مسلمین شدند و جنگ ها براه انداختند. ولی با این حال همان بشارت ها و تبلیغات زمینه خوبی را برای آماده سازی مردم مدینه جهت توافق برای امضاء پیمان نامه عمومی فراهم کرده بود و وضع حاضر ایجاب می کرد، پیمان نامه یا به اصطلاح قانونی نوشته شود که، حقوق این دسته ها و تیره ها و هم پیمان های آنان را معین کند.
برای انعقاد یک پیمان سیاسی و نظامی و اجتماعی در جامعه مدینه، وجود این زمینه های مطلوب، راه را هموارتر می کرد، تا اینکه سرانجام پس از گفت و گوهای جدی و تبادل آراء میان نمایندگانِ مسلمانان، مشرکین مدینه و یهود، پیمان نامه ی معروف مدینه که آن را نخستین قانون اساسی خوانده اند، بین پیغمبر و سران تیره ها و یهودیان به امضاء رسید.
ـ مفاد این پیمان نامه چیست؟
متن این عهدنامه را سیره نگاران به طور کامل آورده اند. (السیرة النبویة، ابن هشام، ج ۲، صص ۵۰۴-۵۰۱؛ السیرة النبویة، ابن کثیر، ج ۲، صص۳۲۳-۳۲۰؛ السیرة الحلبیة، ج ۲، ص ۹۶؛ إعلام الوری، ص ۴۵؛ عیون الأثر، ج ۱، صص ۲۶۲-۲۶۰؛ ابو عبید، الأموال، (قاهره، ۱۳۵۳ق)، صص ۲۰۶-۲۰۲؛ مجموعة الوثائق السیاسة فی العهد النبوی و الخلافة الراشدة، صص ۷-۱؛ نثر الدر، ج ۱، صص۲۲۳-۲۲۲) استاد احمدی میانجی این متن را از منابع متعدد نقل و سپس به شرح آن پرداخته است. (مکاتیب الرسول، ج ۱، صص۲۶۳-۲۴۱) این عهدنامه به صورت یک متن مکتوب درآمده و همه مسلمانان و یهودیانی که در آن عهدنامه، از ایشان نام برده شده محتوای آن را پذیرفته اند. بخش هایی از آن مربوط به مسائل داخلی مسلمانان، قسمتی مربوط به برخورد دو جانبه یهودیان و مسلمانان و یکی دو نکته نیز درباره مشرکان مدینه است. ترجمه پیمان نامه چنین است:
۱. این، نوشته و پیمان نامه ای است از طرف محمدِ پیامبر(فرستاده ی خدا) تا در میان مؤمنان و مسلمانان قبیله قریش و مردم یثرب (مدینه) و کسانی که پیرو مسلمانان شوند و به آنان بپیوندند و با ایشان در راه خدا پیکار کنند (به اجرا درآید).
۲. آنان در برابر دیگر مردمان، یک امتند.
۳. مهاجران قریش، همانند پیش از اسلام، خون بها می پردازند و با رعایت نیکی و دادگری در میان مؤمنان، اسیر خود را رها می سازند.
۴. قبیله بنی عَوف، همانند گذشته خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۵. بنی حارث (بن خَزرَج) همچون گذشته خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه ی روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۶. بنی ساعده، همچون گذشته خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه ی روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۷. بنی جُشَم، همچون گذشته خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه ی روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۸. بنی نجّار، همچون گذشته خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه ی روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۹. بنی عَمروبن عَوف، همچون گذشته خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه ی روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۱۰. بنی نَبیت، همانند پیش از اسلام، خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه ی روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۱۱. بنی اُوس، همچون گذشته خون بها می پردازند و هر گروهی بر پایه ی روش مؤمنان، با نیکی و دادگری، اسیر خویش را آزاد می سازد.
۱۲.الف: پیروان اسلام، نباید مسلمانی را در پرداخت خون بها با فدیه ی سنگین، تنها گذارند. ب: هیچ مؤمنی نباید با وابسته ی مؤمنی دیگر بر ضد وی هم پیمان شود.
۱۳. همه ی مؤمنان پرهیزگار باید در برابر هر مسلمانی که ستم کند یا از راه ستمگری چیزی از ایشان بخواهد و یا آهنگ دشمنی و تباهی میان مؤمنان را در سر بپروراند، همداستان به ستیز برخیزند، هرچند وی فرزند یکی از ایشان باشد.
۱۴. هیچ مؤمنی نباید مؤمنی دیگر را به قصاص کافر بکشد یا به کافری در برابر مؤمن، یاری دهد.
۱۵. پناه دادن برای همگان یکسان است و فرو دست ترین مسلمان، کافران را پناه تواند داد و مؤمنان در برابر دیگران یاور یکدیگرند.
۱۶. هر کس از یهود، از ما پیروی کند، بی هیچ ستم و تبعیض، از یاری و برابری برخوردار خواهد شد.
۱۷. آشتی همه ی مؤمنان یکی است و به هنگام پیکار در راه خدا هیچ مؤمنی نباید جدا از مؤمن دیگر و جز بر پایه ی برابری و دادگری (مرسوم) در میان مؤمنان، با دشمن از در آشتی درآید.
۱۸. پیکارگرانی که همراه ما نبرد می کنند، باید به نوبت به پیکار بروند.
۱۹. مؤمنان، فرد مسلمانی را که مسلمانی دیگر را کشته است، در راه خدا می کشند.
۲۰. الف: بی شک، مؤمنان از بهترین و استوارترین راستی و راهیابی برخوردارند. ب: هیچ مشرکی نباید مال یا جان افراد قریش را در پناه خود گیرد و از دستیابی مؤمنی به آن ها جلوگیری کند.
۲۱. هرگاه از روی دلیل ثابت گردد که کسی مؤمنی را بی گناه کشته است، باید او را به قصاص کشت، مگر آنکه صاحب خون به ستاندن خون بها راضی شود و همه ی مؤمنان باید ضد قاتل باشند و باید علیه او به پا خیزند.
۲۲. هر مؤمنی که محتوای این نوشته را پذیرفته است و به خدا و روز واپسین باور دارد، روا نیست که آدمکشی را یاری یا پناه دهد و هر کس که او را یاری کند یا پناه دهد، بی گمان در روز رستاخیز گرفتار نفرین و خشم خدا خواهد گشت و توبه و غرامتی از وی پذیرفته نخواهد شد.
۲۳. هرگاه شما مسلمانانم در کاری گرفتار اختلاف شدید، (داوری پیرامون) آن را به خدا و محمد(ص) بازگردانید.
۲۴. تا آنگاه که مؤمنان با دشمن در پیکارند، یهود نیز باید در پرداخت هزینه جنگ با مؤمنان همراه باشند.
۲۵. یهود بنی عَوف، خود و بستگانشان امتی همراه با مسلمانان هستند؛ دینِ یهود از آنِ ایشان و دین مسلمانان از آنِ مسلمانان است؛ مگر کسی که با پیمان شکنی ستم کند و راهِ گناه در پیش گیرد، که چنین کسی جز خود و خانواده اش را تباه نخواهد ساخت.
۲۶. یهود بنی نجّار دارای حقوقی برابر با حقوق بنی عَوف هستند.
۲۷. یهود بنی حارث نیز دارای حقوقی برابر با حقوق بنی عَوف هستند.
۲۸. یهود بنی ساعده نیز دارای حقوقی برابر با حقوق بنی عَوف هستند.
۲۹. یهود بنی جُشَم نیز دارای حقوقی برابر با حقوق بنی عَوف هستند.
۳۰. یهود بنی الاُوس نیز دارای حقوقی برابر با حقوق بنی عَوف هستند.
۳۱. یهود بنی ثَعلَبِه نیز دارای حقوقی برابر با حقوق بنی عَوف هستند؛ مگر کسی که با پیمان شکنی ستم کند و گناه ورزد، که چنین کسی جز خود و خانواده اش را تباه نخواهد ساخت.
۳۲. همانا جَفنه، همچون مردم ثَعلَبِه، تیره ای از ثَعلَبِه هستند.
۳۳. بی گمان بنی شُطَیبه دارای حقوقی همسان با قبیله ی بنی عَوف اند.روشن است که راستی و استواری بر پیمان، با پیمان شکنی یکسان نیست.
۳۴. وابستگان قبیله ی ثَعلَبِه، همچون خودِ آن قبیله اند.
۳۵. نزدیکان و رازدارانِ یهودیان، همچون خودِ ایشانند.
۳۶. الف: هیچ یک از آنان جز به اجازه محمد(ص) نباید بیرون رود. ب: نیز هیچ کس از کیفر زخمی که بر کسی وارد آورده است، برکنار نمی ماند. هر کس به ناگاه کسی را بکشد، بی گمان زیان آن جنایت به خودِ وی و خانداش بازخواهد گشت، مگر آنکه مقتول ستم کرده باشد که در این صورت، خداوند آن را (چون قصاصی) می پذیرد.
۳۷. الف: در پیکار با دشمنان، هزینه ی یهود بر عهده ی خود آنان و هزینه ی مسلمانان بر عهده ی خود ایشان خواهد بود؛ و بر هر دو گروه است که در برابر کسی که با شرکت کنندگان در این پیمان نامه به ستیز برخیزد، با همیاری یکدیگر پیکار کنند. نیز باید راستی و نیک خواهی و نیکی، بی هیچ پیمان شکنی میان ایشان استوار باشد. ب: هیچ مردی نباید نسبت به هم پیمان خویش، پیمان شکنی کند. پیداست که یاری از آنِ ستم دیده است.
۳۸. تا آنگاه که مؤمنان سرگرم پیکار با دشمن هستند، یهودیان نیز باید همراه مسلمانان هزینه ی جنگ را بپردازند.
۳۹. درون مدینه برای پذیرندگان این پیمان نامه «حرم» شناخته خواهد شد.
۴۰. پناهنده ی هر کس در حکم خودِ اوست و هیچ کس نباید به پناهنده اش زیانی برساند و یا نسبت به او مرتکب جرمی شود.
۴۱. به هیچ یک از افراد خانواده (که دارای سرپرستی است) بی اجازه ی کسان او، نباید پناه داد.
۴۲. هرگاه میان متعهدان به این پیمان نامه، قتلی یا رویدادی ناگوار یا ناسازگار که خطر تباهی همراه داشته باشد، روی دهد، بی گمان برای رهایی از آن، باید به خدا و پیامبر وی محمد(ص) روی آورند؛ (مشیت خداوند بر نگهداشت و پذیرفتن این نوشته جاری است.
۴۳. هیچ کس نباید به قریش و یاران ایشان پناه دهد.
۴۴. هم پیمانان باید علیه کسی که به شهر یثرب (مدینه) بتازد، به یاری هم بشتابند.
۴۵. الف: هرگاه هم پیمانان مؤمنان، به صلحی فرا خوانده شوند که مؤمنان در آن شرکت جسته اند. باید در آن شرکت جویند؛ و هرگاه هم پیمانان مؤمنان، ایشان را به صلحی فرا خوانند، بر مؤمنان است که بدان تن دهند، مگر صلح و آشتی با کسی که با دین در پیکار است. ب: هزینه ی هر گروه (یا هزینه ی رزمی هر گروه) بر عهده ی خود آن گروه است.
۴۶. یهود اُوس، خود و وابستگانشان، با نیکی محض و استواری بر این پیمان نامه، همان پیمانی را پذیرفته اند که دارندگان این پیمان نامه، بر آن گردن نهاده اند. پایداری بر پیمان، آسان تر از پیمان شکنی است. این پیمان شکن است که خود زیانِ پیمان شکنی را خواهد دید. خداوند (گواه) راستینی بر این پیمان نامه است و آن را می پذیرد.
۴۷. پیداست که این نوشته، ستمگر یا پیمان شکنی را از کیفر، باز نخواهد داشت. نیز روشن است که هر کس از مدینه بیرون رود و هر که در مدینه بماند در امان خواهد بود؛ مگر کسی که ستم کند و پیمان بشکند. خدا و پیامبرش محمد(ص) پناهگاه پرهیزگاران و استواران بر پیمانند.
ـ این صلح نامه، چه پیامِ صلحی برای دوران معاصر دارد؟
صلح در اسلام، سوری و ظاهری نیست و صلح طلبی تنها یک ادعا و تاکتیک موقت و گذرا و حربه ای تبلیغاتی برای ارایه ی چهره ای بشر دوستانه و خلع سلاح رقیب بشمار نمی رود، بلکه از ژرفای رأفت و شفقت دین اسلام به خَلق و حرص و ولع بسیار به سعادت آنان سرچشمه میگیرد. هرچند عده ای برنامه پیامبر را برای امضای معاهدات به منظور تعیین حدود مناسبات میان مسلمانان، یهودیان و دیگر اهل کتاب، نوعی تاکتیک دانسته اند، اما با توجه به مجموعه آموزه های قرآن، رفتار عملی و وفاداری کامل پیامبر به یکایک مواد این پیمان ها – حتی در شرایطی که مخالفت و نقص معاهدات از جانب پیامبر کمترین خطری را متوجه جامعه مدینه نمی نمود، این نظر را تأیید نمی کند.
این منشور که هر قسمت آن دارای ابعاد گوناگون است از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
۱. روابط مسلمانان اوس و خزرج و مسئولیت متقابل انصار و مهاجر نسبت به یکدیگر در همان مقطع زمانی خاص.
۲. قرارداد ترک تعرض بین مسلمانان و یهود
۳. بخش عمومی و جهانی که حافظ وحدت مسلمانان در همه زمان هاست.
با دقت در بندهای مختلف این پیمان نامه که بیش از چهل بند دارد و دارای ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی است- به خوبی می توان به تلاش و طرح پیامبر(ص) برای تشکیل امت واحد، رفع تشنّج از یثرب و فراهم آوردن شرایط مناسب برای زندگی مسالمت آمیز، بر اساس ارزش های جدید پی برد.
اما، شرح مفصل مهمترین بندهای این پیمان نامه؛ در آغاز، بر یک مفهوم اساسی یعنی «امت واحده» که پایه دولت اسلامی را تشکیل می دهد، تأکید شده است. ترکیب قبیله ای در جامعه جاهلی یک امر اساسی بوده و تغییر آن بر مبنای امت واحده به این سادگی امکان پذیر نبود؛ لذا به دنبال آن از تک تک قبایل یاد شده و گوشزد می شود که در چهار چوب امت واحده، نظم و انسجام داخلی قبیله خود را خواهند داشت.
بدین ترتیب پیامبر اکرم (ص) نخستین شخصیت در اسلام است که به دیپلماسی صلح جویانه مبادرت نمود و این سند نیز، به عنوان نخستین قانون مکتوب در اداره جامعه و نظام سیاسی و اجتماعی دینی است. با توجه به آنکه، پانزده قرن از تنظیم این منشور می گذرد، اما پیام‌ها، نشانه‌ها، اندیشه‌ها و خردورزی‌هایی که در لابه‌لای بند‌های این اثر پنهان‌ شده، هر سال به جلوه‌ای تازه خود را بر محققی کوشا نمایان می‌کند و چهره‌ای تازه و برداشتی امروزی به دست می‌دهد؛ آن‌چنان‌که برای محقق امروز نیز جذابیت دارد، بنابراین یک متن کامل محسوب می‌شود؛ چرا که محدود به زمان و دوران خاصی نشده و کهنه نمی‌شود به طوری که امروز نیز برای از میان بردن مشکلات اجتماعی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مسلمانان و حتی سایر ملل نیز سودمند است و می توان به عنوان الگویی برای جهانِ جدید و انسانِ مدرن نیز آن را در نظر گرفت.
و حرف آخر اینکه: در پایان از خداوند متعال خواستاریم که با ظهور منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان(عج) شاهد برقراری آرامش و صلح جهانی و زندگی متعالی برای تمام انسان های کره ی زمین باشیم انشاءالله.
Share/Save/Bookmark