امتیاز مثبت
۰
 
استاد دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه تشریح کرد؛
نواندیشی دینی با تأکیدی بر گام دوم انقلاب
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۳۲
کد مطلب: 10600
 
 
به گزارش پايگاه قرآني دانشگاهي ايحا از كرمانشاه، جناب آقای فریادرس از اساتيد مدعو دانشكده علوم قرآني كرمانشاه و ملایر در گفت و گو با خبرنگار ايحا به موضوع «نواندیشی دینی، با تأکیدی بر گام دوم انقلاب» اشاره کرد كه در اين بخش به گزيده اي از سخنان این استاد می پردارزیم.
ایحا ـ به عنوان اولین سؤال بفرمایید چند نوع گفتمان‌‌ نسبت به دین وجود دارد؟
اگر بخواهیم نگاهی کلی و جامع به مسأله‌ دین‌پژوهی در زمان حاضر داشته باشیم، عمدتاً می توانیم دو گفتمان را در این حوزه نام ببریم: اولین نگرش مربوط به اندیشه‌ای است که اساساً در آن بینشی جز آنچه گذشتگان برای ما نقل کرده‌اند، وجود ندارد؛ این پایبندی بیش از حدّ به افکار گذشتگان و بهره ‌نگرفتن از قدرت تفکر برای استنباط آموزه‌های دین، سنت‌گرایی نام دارد.
دومین نظریه در این زمینه مربوط به نگرشی است که در آن دین ‌پژوه با بهره‌گیری از خِرد، به اجتهاد در نصوص روایی می‌پردازد؛ لکن این امر دارای دو شاخه است؛ گاهی صاحبان اندیشه با «ایستادگی بر اهداف اصیل اسلامی»، به نوعی از «انعطاف» در جهت پاسخ‌گویِی دین نسبت به مسائل روز قائل هستند؛ از این بینش به نواندیشی دینی تعبیر می‌شود و گاهی دانش‌پژوه بدون پایبندی به مبانی فطری اسلام، با کمک‌گیری از تفکر خود، به بیان مطالبی می‌پردازد که اساساً ریشه‌ای در ساختار هندسی اسلام نداشته و لذا سرآخر به نوعی ارتجاع و قهقرا منجر می‌شود؛ از این رویکرد به نوفهمی افراطی یاد می‌شود.
ایحا ـ با این بیان، بفرمایید دیدگاه مورد پسند شما کدام گفتمان است؟
طبعاً آنچه مورد پسند ماست، گفتمان نواندیشی دینی است و خیلی هم جالب است که بدانیم نوگرایان افراطی هم فهم خود را از سنخ همین نواندیشی قلمداد می‌کنند! بنابراین ملاک برای فهم نواندیشی اصیل، خروجی اندیشه است و این برای ما خیلی مهم است و اساساً با توجه به آن می‌توانیم ادعای نواندیشی معقول و صحیح را داشته باشیم.
ایحا ـ در اینجا این مسأله مطرح می‌شود که با توجه به اینکه طبیعتاً پدیده‌های نو -که یا از سوی همین نوگرایان افراطی اعلان میگردد و یا غیر اسلامیند‌ و غالباً ریشه در غرب دارند- با نواندیشی دینی در کنش و واکنش‌اند، تعاملِ گفتمانِ نوگرایانِ معقولِ دینی با این امر چگونه است؟
فی الواقع در منطق نواندیشی دینی که بر مدار و حصار اسلام ناب در حرکت است، رخدادهای نو تا آنجا که به «سوسیالیسم»، «لیبرالیسم» و امثال اینها و مهمتر و اساسی‌تر از همه‌ اینها، «سکولاریسم» منجر نشوند، مقبول و مورد اعتنا هستند؛ اما به محض اینکه به این پدیده‌ شوم (سکولاریسم) منجر شوند، به طور قطع با مبانی کلان این اسلام در تعارض بوده و طرد می شوند؛ لکن در اسلام ناب، راهکار حکیمانه دیگری نیز برای برون ‌رفت از معضلات آن ـ در صورت حفظ پدیده نو ـ وجود دارد؛ در واقع اگر بتوان کارایی آن پدیده‌ی نو را عوض نمود، اتفاقاً می توایم حداکثر استفاده از این پدیده ها داشته باشیم.
برای روشن شدن مطلب، به مثالی بسیار ساده‌ اشاره می‌کنم؛ در اوایلی که میکروفون شایع شده بود، برخی درباره‌ عدم استفاده از آن در محل سخنرانی، چنین می‌گفتند: این بوق شیطان را از اینجا بیرون ببرید! پُر بدیهی است که این نگاهِ خشک به یک شیء، آنهم بخاطر استفاده‌ نادرست از آن، صحیح و مقولانه نیست؛ زیرا می‌توان کارایی آن را تغییر داده و بهترین بهره‌ها را از آن بُرد. از این جهت هم هست که رهبر حکیم انقلاب در بخشی از «گام دوم انقلاب» می‌فرمایند:
جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّت های نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمی کند و برایش مهم است که «چرا بماند و چگونه» بماند.
اصولی که امام خمینی(ره) با تکیه ‌بر اسلام ناب در قالب انقلاب اسلامی بنیان نهاد، آنقدر منطقی و همه‌جانبه هستند که کمتر کسی می‌تواند در آن‌ها خدشه وارد کند؛ از یک‌سو این ارزش‌ها از منابع دین اسلام استنباط شده‌اند؛ از سوی دیگر، مطابق فطرت انسانی بنیان نهاده شده‌اند و از سوی سوم، تنها راه برای پیشرفت برای جامعه‌ مسلمان محسوب می‌شوند؛ چرا که کارها در اندیشه‌ الهی، لزوماً مانند مجموعه‌های غیر الهی حرکت نکرده و رو به پیشرفت نمی‌نهند.
ایحا ـ به مسأله مهمی در این زمینه اشاره کردید و در ضمن آن به مطلبی از رهبر حکیم انقلاب در گام دوم هم استناد ورزیدید و در آن گفتید که «جمهوری اسلامی بعنوان مظهر انقلاب اسلامی برایش مهم است که «چرا بماند و چگونه» بماند. کمی در این باره‌ توضیح دهید.
درباره‌ «چگونگی ماندگاری» این اصول و عدم ساختارشکنی در آن‌ها باید دقت داشت که ملاک‌های مختلفی برای آن وجود دارد که بحث درباره‌ همه آن‌ها در این مجال نمی‌گنجد؛ لکن مهمترین مؤلفه در این باب آن است که ما در ذیل دین‌شناسی «ولایت» و «امام جامعه» حرکت کرده و به نوجویی بپردازیم. نگاه آگاهانه، شجاعانه و با درایت امامین انقلاب اسلامی در حوزه‌ دین‌شناسی، آنقدر «جامع و کامل» و حتی می توانم به جرأت ادعا کنم که «مانع: (شفاف و روشن)» است که اقتضا می‌کند هر گونه حركت اصلاحی و نواندیشی در تراز اندیشه‌ اسلام ناب، مبتنی بر آن باشد؛ یعنی مبتنی بر «اندیشه ولایت». در واقع آنچه این دین‌شناسی را از سایر جریان‌های دیگر، مانند جریان اصلاحی سکولار متمایز می‌نماید، همین حرکت بر مدار ولایت و جا در جای پای او نهادن است.
در نهایت، این همان نگاه غیرمتحجرانه و پایبند به اصول است که خواهان رسیدن به «باید»هاست و ما به عنوان جوان این جامعه اسلامی، باید تمام تلاش خود را برای رسیدن به آرمان‌های کلان انقلاب اسلامی در جهت برپایی تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای ولایت حضرت بقیة الله(عج) بکار ببنیدیم. لذا رهبر حکیم انقلاب درباره این نقش‌آفرینی‌های جوانانه می‌فرمایند:
«بی‌شک فاصله‌ میان بایدها و واقعیّت ها، همواره وجدان های آرمانخواه را عذاب داده و می دهد، امّا این، فاصله‌ای طی‌شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.
Share/Save/Bookmark