امتیاز مثبت
۰
 
عملیات ثامن الائمه؛ آغاز شکست راهبرد نظامی عراق
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۰۲
کد مطلب: 1825
 
 
 از منظر بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت ایران که جانشینی فرماندهی کل قوا در نیروهای مسلح نیز به او واگذار شده بود و همفکرانش، امکان مقابله همزمان با تجاوز عراق در دو جبهه آبادان و دزفول وجود نداشت و از نظر آنها به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی دزفول از یک سو و وجود پایگاه هوایی وحدتی از سوی دیگر در این شهر، حفظ آن بر حفاظت آبادان اولویت می‌یافت و این به موضوعی مناقشه برانگیز تبدیل شده بود که در یک طرف آنان بنی‌صدر و طرفدارانش بودند و طرف دیگر آن، غیورمردانی از مقامات سیاسی، ارتشیان دلاور و سپاهیان و بسیجیان جان برکف که تحمل تجاوز و اشغال حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی را نداشتند.
 داغ سقوط نیمی از شهر خرمشهر، آن هم پس از ۳۴ روز مقاومت شورانگیز و حماسی همچنان بر دل‌ نیروهای دلاور ایرانی تازه بود و لذا پذیرش چنین تفکر ذلت‌باری حتی با توجیهات ظاهراً مصلحت‌آمیز نظامی غیرممکن می‌نمود.
 این بار نیز مانند همیشه حضرت امام(ره) بن‌بست را شکسته و به اختلافات پایان داد و فرمان راهبردی ایشان مبنی بر شکست حصر آبادان بدین شرح صادر شد: «باید این حصر شکسته شود و به این فکر نباشند که اگر اینها آمدند،‌ بیرونشان می‌کنیم. اگر اینها آمدند، ‌خسارت بر ما وارد می‌کنند. نگذارند اینها در آبادان وارد شوند. از خرمشهر بیرون کنند و حالت تهاجم بگیرند.»۱ 
 با صدور این فرمان راهبردی و تاریخی شور و هیجان و اعتماد به نفس زایدالوصفی در بین فرماندهان و نیروهای جان برکف ارتش، سپاه و بسیج ایجاد و همة امکانات و توانایی‌های موجود برای محقق ساختن این فرمان بسیج شد.
 علی صدیق‌زاده، امیر سرتیپ دوم بازنشسته از فرماندهان عملیات شکست حصر آبادان می‌گوید: «این فرمان، جوانان پر شور و انقلابی را به جبهه‌ها کشاند و آبادان مرکز توجه فرماندهان عالی قرارگرفت؛ در نتیجه به فرماندهی ستاد عالی ابلاغ شد تا ستاد لشکر ۷۷ در ماهشهر مستقر شود و ستاد عملیات اروند را که از ابتدای جنگ به فرماندهی ژاندارمری تأسیس شده بود، تحویل بگیرد. در نیمة اسفند ۵۹ این امر محقق شد و در ۲۸ اسفند که من رئیس رکن سوم لشکر بودم، ستاد اروند را تحویل و مسئولیت اداره جنگ از دارخوین تا دهانه فاو را برعهده گرفتیم.»
 باید به این نکته توجه داشت که به دلیل ناآرامی‌هایی که در ماه‌های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی در مناطق گنبد و سپس کردستان روی داد، بعضی از یکان‌های لشکر ۷۷ برای ایجاد آرامش به این مناطق اعزام شده بودند، اما قبل از ایجاد امنیت کامل در برخی مناطق از جمله کردستان، جنگ تحمیلی آغاز و در نتیجه واحدهای دیگری از این لشکر برای دفاع از کشور اسلامی‌مان رهسپار مناطق جنگی در جبهه‌های غرب و جنوب کشور شدند.
 صدیق‌زاده در تشریح اوضاع آن زمان نقل می‌کند: ‌«من به عنوان اولین فرمانده تیپ این لشکر عازم جبهه‌های غرب شدم و قبل از رسیدن تیپ ما به منطقه، گردان ۱۱۰ به فرماندهی سرگرد «هبرانی»‌ مأمور شد در سرپل ذهاب مستقر شود و پس از استقرار یک تیپ و گردان ۱۴۸ لشکر ۷۷ در این منطقه، گردان ۱۱۰ مأموریت تازه‌ای یافت و عازم خوزستان شد.
 آن روزها، دشمن قصرشیرین را تصرف کرده بود و در محور قصرشیرین – سرپل ذهاب در حرکت بود و گشت رزمی آنها تا نزدیکی‌های گردنه «پاتاق» رسیده بود که گردان ۱۱۰ جلوی پیشروی آنها را سد کرد و عراقی‌ها هم مجبور به عقب‌نشینی تا ارتفاعات «قلاویز» شدند. در چنین شرایطی تمام نیروهای لشکر ۷۷ خراسان در غرب کشور مستقر شده بود، اما ستاد لشکر هنوز در مشهد مستقر بود.»
 این فرمانده عملیات شکست حصر آبادان چگونگی طراحی و اجرای عملیات ثامن‌الائمه را این‌گونه تشریح می‌کند: بررسی‌های انجام شده در قالب سه راهکار و با اولویت جلوگیری از پیشروی دشمن، تثبیت و انهدام آن در شرق کارون تهیه و به فرمانده لشکر ارائه شد که عملیات ثامن‌الائمه پایه‌ریزی شد.
 دشمن در آن هنگام قصد حمله مجدد از محور «مارد – ذوالفقاریه» به آبادان را داشت که گردان ۱۴۴ لشکر ۲۱ حمزه به فرماندهی سروان شاهین‌راد مأمور جلوگیری از نفوذ دشمن شد.
 برای مرحله دوم طرح تثبیت دشمن، تک‌های محدود در دستور کار قرار گرفت. قرار شد نیروها براساس توان خود در محدوده محل استقرار، حمله‌های کوچکی با حمایت، هدایت و طرح لشکر انجام دهند (سردار رحیم صفوی آن زمان مسئولیت نیروهای بسیج و سپاه را در جنوب برعهده داشت.) اولین حمله از سوی گردان ۱۴۸ به فرماندهی سرهنگ اسلوبی و با حمایت یک دسته تانک و هوانیروز به میدان تیر و تپه مدن انجام گرفت که این تپه از تصرف عراقی‌ها خارج شد. تک محدود دیگر در منطقه سلیمانیه اجرا شد.
 از سوی دیگر واحدهای سبک سپاه و بسیج نجف‌آباد با حمایت گردان تانک لشکر ۷۷ و گردان ۱۰۷ ژاندارمری در محور دارخوین – سلیمانیه، تک محدود دیگری را اجرا و عرصه را بر دشمن تنگ کردند. در چنین شرایطی و با آزادسازی واحدهای لشکر ۷۷ خراسان از سایر جبهه‌ها و الحاق مجدد آنها به لشکر، بررسی طرح انهدام دشمن در شرق کارون در اواخر خرداد ۱۳۶۰ آغاز شد. 
 برابر شناسایی‌های انجام گرفته، لشکر سه زرهی عراق در مقابل ما در شرق کارون مستقر شده بود و استعداد نیروهای ما عبارت بود از لشکر ۷۷ خراسان و گروه رزمی ۳۷ زرهی شیراز جایگزین گردان ۱۰۷ لشکر ۷۷ شده بود که در غرب کشور مستقر بود.
 با توجه به اینکه ما با واحدهای پیاده قصد حمله به واحد زرهی دشمن را داشتیم، دو گردان تانک از لشکرهای ۹۲ و ۱۶ زرهی و ۱۰ گردان پیاده سبک از سپاه به نیروهای ما ملحق شدند و بر این اساس تمهیدات لازم اعم از نیروی انسانی، توپخانه، مخابرات، مهندسی، لجستیگی برای حمله اندیشیده شد.
 عصر چهارم مهرماه، ۶۰ فرماندهان لشکر ۷۷ و دیگر واحدها و فرماندهان وقت سپاه (سرداران رحیم صفوی و کلاهدوز) در قرارگاه تاکتیکی شادگان (فرماندهی لشکر ۷۷) حضور یافتند و زمان حمله تعیین و با غافلگیری کامل دشمن، عملیات در نیمه شب آغاز شد ‌و این درحالی بود که دشمن در روزهای ۳۰ و ۳۱ شهریور منتظر حمله از سوی نیروهای ایرانی بود و از این جهت، آماده‌باشی را که در این روزها برقرار کرده بود لغو و نیروهایش را به مرخصی فرستاده بود.
 در چنین شرایطی نیروهای ما یک ساعت پس از آغاز عملیات خود را به سنگرهای دشمن رساندند و تیپ سه لشکر ۷۷ در محور دارخوین، اولین واحدی بود که به دشمن رسید. اولین هدف نیروهای ما انهدام پل‌هایی بود که دشمن با فاصلة حدود دو کیلومتری بر روی کارون احداث کرده بود، تا با مسدود کردن راه کمک رسانی به آنها امکان فرار نیز از دشمن سلب شود.
 پل قسوه هدف تیپ ۳ و پل حفار هدف تیپ ۲ بود که این دو تیپ جناحی عمل می‌کردند و یک تیپ دیگر به صورت جبهه‌ای از روبه‌روی دشمن عمل می‌کرد که تیپ ۱ لشکر ۷۷ خراسان بود و مأموریت آن انهدام نیروها و امکانات احتیاط دشمن و باز کردن جاده‌هایی بود که دشمن مسدود کرده بود. یک عملیات هماهنگ و بسیار مطلوب طراحی شده بود و موفقیت آن در گرو پشتیبانی آتش دقیق و هماهنگ شده توپخانه بود.
 برای این منظور از مدت‌ها قبل با عکسبرداری‌های هوایی مراکز تجمع نیروها، توپخانه و دیگر امکانات دشمن ثبت شده بود که این امر باعث شد در شب حمله با اجرای آتش‌های دقیق ضد آتش از فعالیت مؤثر توپخانه دشمن ممانعت به عمل آید و در عین حال با پشتیبانی بسیار مؤثر توپخانه خودی امکان اجرای مأموریت رزمندگان ایرانی فراهم شد و از آنجا که نیروهای آفند کننده نیروهای پیاده‌ای بودند که به نیروهای زرهی دشمن حمله کرده بودند، برای جبران کمبود تانک از هوانیروز برای شکار تانک دشمن استفاده شد.
 نیروی هوایی نیز در پشتیبانی از نیروهای تک‌ور خودی، مواضع و بویژه توپخانه‌های دشمن را به شدت بمباران کرد؛ به‌طور کلی می‌توان گفت که در این عملیات، طرحی آکادمیک با استفاده از تخصص و توکل به خداوند تهیه و اجرا شد و در نتیجه آن صدماتی به دشمن وارد شد که بی‌سابقه بود.
 سرانجام عملیات با موفقیت کامل انجام شد و شرق کارون به تصرف نیروهای اسلام در آمد. در این عملیات صدمات سنگینی به ارتش عراق وارد آمد که از جمله آنها به هلاکت رسیدن ۳۰۰۰ تن از نیروهای متجاوز بعثی و اسارت ۷۶۱ نفر از آنان بود که در غافلگیری کامل و با لباس زیر دستگیر شدند، صدام پس از این شکست هفت نفر از فرماندهان خود را تیرباران کرد.
 یک روز پس از پایان یافتن عملیات (شامگاه هفتم مهرماه) تعدادی از فرماندهان ارتش و سپاه که با استفاده از تخصص، تجربه و نبوغ خود،‌ مراحل مختلف عملیات را به اجرا درآورده بودند؛ درحالی که سرافرازانه با یک فروند هواپیمای سی – ۱۳۰ عازم تهران بودند تا خبر فتح و پیروزی رزمندگان اسلام را به محضر فرماندهی کل قوا حضرت امام خمینی(ره) برسانند،‌ هواپیمای حامل آنان در نزدیکی تهران دچار سانحه شد و به شهادت رسیدند. از جمله این فرماندهان، سرلشکر شهید ولی‌اله فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش؛ سرتیپ شهید سیدموسی نامجوی، وزیر دفاع؛ سرتیپ شهید جواد فکوری، فرمانده نیروی هوایی؛ پاسدار شهید یوسف کلاهدوز، قائم‌مقام سپاه پاسداران و محمد جهان‌آرا، فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر بودند.
یاد و خاطره تمامی رزمندگان شرکت کننده در این عملیات و بویژه شهدای گرانقدر آن را گرامی می‌داریم.

موضوع: دسته‌بندی نشده
Share/Save/Bookmark