امتیاز مثبت
۰
 
رئیس دانشکده علوم قرآنی آمل:
تعلّق و دلبستگی به لذّتهای دنیوی، منشأ خطاها و اشتباهات انسان و گرفتاری او به گناهان است
رئیس دانشکده علوم قرآنی آمل در مراسم سالروز شهادت حضرت امام هادی علیه السلام، حب دنیا و تعلقات آن را موجبات نابودی خسران انسان عنوان کرد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۲۶
کد مطلب: 8776
 
 
به گزارش پایگاه قرآنی - دانشگاهی ایحاء از آمل، حجت الاسلام والمسلمین سید معصوم حسینی با قرائت حدیثی از امام هادی علیه السلام در تعریف دنیا که فرمودند:«الدنیا سوقٌ، ربح فیها قومٌ و خَسِرَ آخرُونَ»(تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، ص۱۰۶۴»،اظهار کرد: دنیا در روایات متعددی مورد توجه قرار گرفته که برخی مذموم و برخی آن‌را ممدوح دانسته‌اند. طبق روایات، در این دنیا، بعضی سود می‌کنند و رستگار می‌شوند و در مقابل، بعضی دیگر متضرّر شده و راه هلاکت را در پیش می‌گیرند.

وی افزود: آنچه مذموم است دلبستگی و حبّ دنیا و لذائذ دنیوی است؛ نه خود دنیا؛ به‌طوری که امام صادق(ع) می‌فرمایند: «رأس کلّ خطیئه حبُّ الدنیا؛ ریشه همه بدی‌ها و خطاها حبّ و دلبستگی به دنیا است».

حجت الاسلام حسینی بیان کرد: هرقدر التذاذات دنیوی بیشتر باشد، قلب انسان نیز بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد و سبب تعلّق آن به دنیا می‌شود. همین تعلّق و دلبستگی به لذّتهای دنیوی، منشأ خطاها و اشتباهات انسان و گرفتاری او به گناهان می‌شود. این گرفتاری در مادیات و لذائذ دنیوی، انسان را به هلاکت می‌اندازد و زمینه سقوط و انحطاط او را فراهم می‌کند.

وی همچنین بیان کرد: انسان باید خیلی مراقب باشد که پول و امکانات دنیوی، او را به خود مشغول نکند و در آنها غرق نشود؛ بلکه آنها را در راه پیشبرد اهداف والای انسانی و در راه خدا به‌کار گیرد. چنین انسانی با چنین نگرشی در این دنیا سود خواهد کرد و گرنه مادّیات و تعلّقات دنیوی جز خسران چیزی را نصیب او نخواهد کرد.

رئیس دانشکده علوم قرآنی آمل در ادامه با اشاره به یکی از مواجهات امام هادی علیه السلام و متوکل عباسی ، گفت: متوکّل خلیفه عباسی از این گونه افراد است؛ او سرمست قدرت و ثروت خود است؛ روزی به او گزارش دادند که در منزل امام هادی(ع) اسلحه، نامه‌هایی از شیعیانش به او و ... وجود دارد. متوکّل، عدّه‌ای از سربازان و مأموران خود را به منزل امام فرستاد و آنها شبانه به خانه امام یورش بردند، وقتی وارد خانه شدند، امام هادی(ع) را در اتاقی تنها دیدند که در را به روی خود بسته و لباسی پشمینه بر تن دارد و بر زمینی که مفروش از شن و ماسه بود، نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است. امام را دستگیر کرده و پیش متوکّل آوردند؛ وقتی امام به مجلس متوکّل وارد شد، او کاسه شرابی در دست داشت. متوکّل آن حضرت را در کنار خود نشاند و جام شرابی که در دست داشت به طرف او گرفت و گفت: بنوش. امام هادی(ع) عذر خواست و فرمود: گوشت و خون من تا به حال با شراب آلوده نشده است.

وی ادامه داد: آنگاه متوکّل خواست تا آن حضرت شعری بخواند، امام فرمود: کمتر شعر می‌خوانم. امّا متوکّل اصرار کرد. امام این اشعار را برای متوکّل خواند که ترجمه آن چنین است: بر قلّه کوه‌ها شب را به صبح آوردند، در حالی‌که مردان نیرومند از آنها پاسداری می‌کردند؛ ولی قلّه‌ها برای آنها فایده‌ای نداشت. آنها بعد از مدّتها از پناه‌گاهشان به زیر کشیده شدند و در گودالها جایشان دادند؛ چه منزل و جای بدی! پس از آنکه به خاک سپرده شدند فریادگری فریاد بر آورد: کجاست آن دست‌بندها و تاج‌ها و زر و زیورها؟ کجاست آن چهره‌های در ناز و نعمت پرورش یافته که به احترامشان پرده‌ها می‌آویختند؟ هنگامی که از آنها سؤال می‌شود، قبرهاشان از طرف آنها جواب می‌دهد: اکنون کرم‌ها بر سر خوردن آن چهره‌ها به هم می‌ستیزند! آنها مدت درازی در دنیا خوردند و آشامیدند و اکنون پس از آن همه عیش و نوش خود، خورده می‌شوند. چه اموالی که انباشته کردند، ولی همه آنها را ترک کرده و رفتند برای دشمنان خود گذاشته و کوچ کردند. خانه‌های آنها به ویرانه‌ای تبدیل شد و ساکنان آنها به‌سوی قبرهای تاریک شتافتند.

حجت الاسلام حسینی افزود: تأثیر کلام امام هادی(ع) چنان بود که تمام حاضرین را مثأثّر کرد حتی شخص متوکّل نیز گریه کرد؛ به‌طوری که صورتش تر شد. متوکّل دستور داد بساط شراب را جمع کنند، سپس دستور داد امام را با احترام به خانه‌اش بازگردانند.
Share/Save/Bookmark